خلاقیت
خلاقیت چیست؟
خلاقیت یا آفرینندگی فرآیند ذهنی کشف ایدهها و مفاهیم، یا آمیزش ایدهها و مفاهیمِ موجود است که توسط فرآیند بینش خودآگاه یا ناخودآگاه تحریک میشود. در واقع خلاقیت یعنی بکارگیری تواناییهای ذهنی برای ایجاد یا تبلور یک فکر یا مفهوم جدید که برخی نیز آن را به ترکیب ایدهها یا ایجاد پیوستگی بین ایدهها تعبیر نمودهاند.
در تعریفی دیگر خلاقیت بازی با تخیل و امکانات است که در حین تعامل با عقاید، افراد و محیط، منجر به ارتباطات و نتایج جدید و معنا دار می شود.
تعریف خلاقیت
خلاقیت مفهومی است که تعریفهای آن در طول زمان تغییراتی کردهاست.
تورنس (۱۹۶۲)، خلاقیت را به عنوان نوعی مسألهگشایی مد نظر قرار دادهاست. به نظر وی تفکرِ خلاق مختصراً عبارتست از فرآیند حس کردن مسائل یا کاستیهای موجود در اطلاعات، فرضیهسازی درباره حل مسائل و رفع کاستیها، ارزیابی و آزمودن فرضیهها، بازنگری و بازآزمایی آنها و سرانجام انتقال نتایج به دیگران.
خلاقیت شامل تولید چیزی است که هم اصیل و هم ارزشمند باشد و نشأت گرفته از فرآیندهای خودآگاه و ناخودآگاه انسان میباشد. از نقطهنظر یک دیدگاه علمی محصولات تفکر خلاق گاهی اوقات به تفکر واگرا ارجاع داده میشود. همانند دیگر پدیدهها در علم یک دیدگاه یا تعریف یگانه از خلاقیت وجود ندارد و به طور متنوع به موارد زیر منسوب شدهاست: فرآیند شناختی، محیطی اجتماعی، ویژگی فردی، شانس و همچنین مواردی مانند نبوغ، بیماریهای روانی و شوخطبعی پیوند داده شدهاست.
تعریف مناسب دیگر فرآیند فرضیات شکسته است تفکرات خلاق زمانی تولید میشود که شخص پیشفرضها را کنار گذاشته و یک دیدگاه جدیدی را جستجو کند که دیگران به آن نپرداختهاند. خلاقیت نیاز به حضور همزمان تعدادی از ویژگیها از قبیل هوش، پشتکار، غیرمتعارف بودن و توانایی تفکر به سبکی خاص دارد. خلاقیت، خودکار و بدون زحمت و تلاش است و غالباً همچون تصورات ذهنی خودانگیخته به وجود میآید. برای آن مراحلی توسط هلمهولتز و والاس پیشنهاد شدهاست: ۱-آمادگی ۲-دوره نهفتگی ۳-الهام ۴-تحقق.
بعضیها فکر میکنند خلاقیت یعنی خلق چیزی از هیچ اما اینطور نیست؛ در حقیقت خلاقیت نوعی توانایی در تولید ایدههای نو از طریق ترکیب، تغییر و دوباره بهکارگیری آنها در یک ترکیب و طرح جدید است. گاهی ممکن است در اثر این ترکیب و تغییر، ایدهای بسیار خلاقانه، برجسته و عالی ظهور کند و گاهی هم یک ایده ساده، خوب و عملی. در هر حال هر دو توانستهاند تأثیر شگفتانگیزی از خود برجای بگذارند. مطمئنم شما هم آرزو کردهاید که جزو آدمهای خلاق باشید، نه؟
به طور حتم تا به حال در این باره زیاد فکر کردهاید که خلاقیت چیست و چطور میتوان آدم خلاقی بود. بعضیها فکر میکنند خلاقیت یعنی خلق چیزی از هیچ اما اینطور نیست. در حقیقت، خلاقیت نوعی توانایی در تولید ایدههای نو از طریق ترکیب، تغییر و دوباره بهکارگیری آنها و ارائه یک طرح جدید است.
گاهی ممکن است در اثر این ترکیب و تغییر، ایدهای بسیار خلاقانه، برجسته و عالی ظهور کند و گاهی هم یک ایده ساده، خوب و عملی. در هر حال هر دو توانستهاند تاثیر شگفتانگیزی از خود بر جای بگذارند. خلاق بودن به سن و سال ربطی ندارد. همه کودکان، نوجوانان و بزرگسالان از این توانایی و قابلیت برخوردارند و با توجه به نیروهای درونی خود- که عبارت است از مجموعه باورها، احساسها، تربیتها، باورهای متافیزیکی و پرورش آنها- میتوانند خلاقیت را در خود تقویت کنند.
انسانی که برای اولین بار با ترکیب چند ماده خوراکی توانسته غذایی خوشمزه تهیه کند، بدون شک خلاقیت بالایی داشته است. افراد خلاق به سختی و با پشتکار فراوان تلاش میکنند تا ایدهای را در ذهن خود پرورش دهند و سپس به آفرینش راهحلهای نو و سودمند در جهت عملی کردن آن ایده میپردازند. این جمله را هم از گوته - شاعر آلمانی- بگوییم تا امیدوارتر شوید؛ در مورد همه نوآوریها و خلاقیتها یک حقیقت ساده وجود دارد؛ از همان لحظه که شخص تصمیم به انجام کاری نو میگیرد، امدادهای غیبی به کمک او میآیند.
یک ایده خوب از کجا میآید؟
در مورد تکمیل کردن ایدههای دیگران فکر کنید. اغلب ما در مورد تکمیل کردن وسایلی که به کار میبریم، کمتر فکر میکنیم؛ در حالی که گاهی اوقات این فکر کردنها میتواند منجر به تکمیل کردن یک ایده قبلی و متحول شدن زندگیمان شود. همسر یکی از کارکنان شرکت کوکاکولا با دیدن خانوادهای که 8 شیشه نوشابه را با خود به پارک آورده بودند به شوهرش پیشنهاد تولید نوشابههای خانواده امروزی را داد. شما هم میتوانید در مورد تکمیل و بهتر شدن وسایلی که در منزلتان به کار میبرید، فکر کنید و ایدههای جدیدی ارائه دهید.
روش مخلوط و محلول
همانطور که در گوشیهای تلفن همراه میبینید، ترکیب دوربین، رادیو، پخش و... ناشی از یک ایده خوب بوده است. بهتر است باز هم در مورد ترکیب اختراعات دیگر فکر کنید تا محصول کاملتر و بهتری تولید شود. در واقع این روش توسط بسیاری از افراد استفاده میشود. مثلا صاحب یک شرکت عروسکسازی وقتی مشاهده کرد در مهدکودک دختر کوچکش به او حروف الفبا یاد میدهند، به این فکر افتاد عروسکی بسازد که حروف الفبا را بخواند. او با این ایده توانست کودکان زیادی را به یادگیری حروف الفبا هنگام بازی با عروسکهایشان تشویق کند.
حس کنجکاوی را در خودتان تقویت کنید
در مورد پدیدهها و اجسام بیتفاوت نباشید؛ سعی کنید در مورد آنها اطلاعات بیشتری به دست آورید و از دیگران در مورد نحوه کار یا ساخت آن سؤال کنید.
برای کودکان، از خودتان و خاطرههایتان قصه بگویید
یکی از روشهای پرورش خلاقیت در خود، قصهگویی برای کودکان است. سعی کنید بدون هیچ پیشزمینهای درباره داستان، به قصهگویی برای فرزندتان مشغول شوید. این کار باعث میشود شما مدام برای ادامه قصه فکر کنید و در نتیجه باعث فعال شدن مغزتان میشود.
بازیهای فکری انجام دهید
بهتر است روزانه کمی هم به انجام بازیهای فکری مشغول شوید؛ معما و جدول حل کنید، پازلهای مختلف را تکمیل کرده و بکوشید با این کارها به تقویت تمرکز فکر و فعالیتهای ذهنی بپردازید.
هنرهای دستی و تجسمی را جدی بگیرید
کارهای دستی مثل قلاببافی، سبدسازی، تکهدوزی، تکه چسبانی، منبتکاری، مدلسازی و... تمرینهای مفیدی جهت افزایش خلاقیت هستند. با وسایل دورریختنی، شروع به ساخت یک وسیله کنید؛ مثلا فکر کنید با بطریهای پلاستیکی یا تشتکهای نوشابه چه چیزی میتوان ساخت. علاوه بر این کارها میتوانید به هنرهای تجسمی نیز بپردازید. به طور مثال نقاشی کنید یا مجسمه بسازید.
نویسندگی کنید
بهتر است برای خودتان یک دفتر خاطرات تهیه کرده و مهمترین اتفاقات روزانهتان را در آن ثبت کنید. نوشتن خاطره به نظمدهی ذهن و نیز افزایش خلاقیت کمک زیادی میکند. علاوه بر این، بهتر است نسبت به تهیه یک دفتر برای نوشتن داستانهای کوتاه اقدام کنید. هر هفته یک داستان کوتاه بنویسید. بعد از چند ماه متوجه میشوید که ذهنتان فعالتر از گذشته شده است و میتوانید نسبت به حل خلاقانه مشکلات و مسائل، بهتر و سریعتر اقدام کنید.
|
واقعیت این است که تا کنون، روان شناسان و محققان، برداشت های متفاوتی از این واژه داشته و تعاریف متنوعی از آن ارائه کرده اند. وجود چنین اختلاف نظری، ناشی از ماهیت پیچیده آن است. برخی در تعریف خلاقیت، گفته اند: «خلاقیت، ترکیبی است از قدرت ابتکار، انعطاف پذیری و حساسیت در برابر نظریاتی که یادگیرنده را قادر می سازد خارج از نتایج تفکر نامعقول، به نتایج متفاوت و مولد بیندیشد که حاصل آن، رضایت شخصی و احتمالاً خوشنودی دیگران خواهد بود». بنابراین، خلاقیت، یک فرایند ذهنی است که از فرد معینی و در یک زمان مشخص دیده می شود؛ فرآیندی که در نتیجه آن، یک اثر جدید - اعم از ایده یا چیزی نو و متفاوت - تولید می شود. تولید جدید و متفاوت، می تواند کلامی یا غیر کلامی و عینی یا ذهنی باشد. در مطالعه پیرامون خلاقیت، به دو نکته مهم زیر باید توجه داشت: 1. اول آن که خلاقیت می تواند خلق اشکال یا صورت های جدیدی از ایده ها یا تولیدات کهنه باشد. در این صورت، اغلب فکرها و ایده های گذشته، اساس خلاقیت های تازه است. 2. دوم این که خلاقیت امری انحصاری است و حاصل تلاش فردی و تنها یک موقعیت یا مسئله عمومی نیست؛ از این رو، فردی ممکن است چیزی را خلق کند که قبلاً هیچ گونه سابقه ذهنی از آن نداشته باشد؛ اگر چه آن چیز به صورت های مشابه یا کاملاً یکسان قبلاً توسط شخص دیگری و در موقعیت خاصی خلق شده باشد. خلاقیت، مستلزم بهره گیری از نوع خاصی از جریان فکری است؛ چیزی که یکی از روان شناسان، به نام گیلفورد، آن را «تفکر واگرا» نامید؛ تفکری که به گونه ای متفاوت از جریان عام فکری جامعه، در حل مسائل، نمود پیدا می کند. به عبارت دیگر، فرد خلاق، تمایل دارد که مسائل مختلف را به طرق متفاوت حل کند؛ هر چند در ظاهر، یک راه حل بیشتر برای آن وجود ندارد. با توجه به روشن شدن تعریف خلاقیت، به پاسخ این پرسش می پردازیم که چگونه می توان خلاقیت را توسعه و گسترش داد؛ ولی قبل از آن باید گفت که خلاقیت، امری توسعه پذیر است و همه افراد، از توانایی بالقوه خلاقیت برخوردارند. برای توسعه خلاقیت، به امور زیر توجه کنید: 1. از آن جا که خلاقیت، امری فردی و شخصی است و هر کسی متناسب با توانایی های فردی و منحصر به فرد، می تواند به توسعه و گسترش آن اقدام نماید، جهت تقویت این امر، باید به سراغ توانایی های فردی و منحصر به فرد رفت و به ارزیابی آن پرداخت. 2. میزان حساسیت در درک مسائل، نقش مهمی در خلاقیت دارد؛ بنابراین، با افزایش و گسترش دقت و حساسیت در درک مسائل، می توان به توسعه خلاقیت فردی کمک کرد. 3. بدون شک، آزمایش، تجربه و کنکاش، رابطه مستقیمی با خلاقیت دارند؛ پس برای رشد آن، باید از طریق افزایش تجربه، پژوهش و انجام آزمایش های متنوع و متکثر، اقدام کرد. 4. اندیشه تخیلی، یکی از راه های مؤثر در برانگیختن قدرت خلاقیت محسوب می شود؛ زیرا تخیل، نوعی تفکر آزاد است که ضمن آن، ذهن فرد، متوجه حل یک مسئله واقعی، به گونه ای که در عالم خارج وجود دارد، نمی شود؛ بلکه در تخیل، فرد خارج از قیود و هنجارهای موجود، آزادانه آن چه را که تمایل دارد، در ذهن خود تصور می کند. در چنین شرایطی، فرد، هرگز خود را محدود و محبوس در حصار واقعیت ها و امور مشهود و ملموس نمی کند و فارغ البال، هر آن چه را که دلش می خواهد، تصور می کند. یکی از روان شناسان معاصر، به نام هرلاک، خلاقیت را شکلی از تخیل کنترل شده می داند که منجر به نوعی ابداع و نوآوری می شود. از طرف دیگر، یکی از ویژگی های مشترک میان افراد خلاق که مورد قبول همه روان شناسان و محققان این رشته است، وجود قدرت تخیل فوق العاده، در نزد همه کودکان و بزرگ سالان خلاق است.1 5. خلاقیت، با استقلال فکر و اعتماد به نفس همراه است؛2 از این رو، برای رشد و گسترش خلاقیت، برخورداری از اعتماد به نفس، کاملاً ضروری و لازم است. بنابراین، از طریق رشد و تقویت اعتماد به نفس و بهره گرفتن از روش های متداول و مورد توصیه روان شناسان، می توان به توسعه و رشد خلاقیت فردی پرداخت. 6. خلاقیت از طریق بیان احساسات و برداشت های شخصی، غنی تر و عمیق تر می گردد؛ پس می توان با صحبت کردن درباره تجربه ها و تجزیه و تحلیل های شخصی و در میان گذاشتن نقطه نظرات خود با دیگران، به خصوص صاحب نظران و افراد با تجربه، زمینه گسترش و توسعه خلاقیت را فراهم کرد. در بسیاری موارد، بیان، توصیف و گزارش تجربه شخصی، به درک رابطه پدیده ها منجر می شود و رابطه منطقی آنها کشف می شود و همین امر، به یک نوآوری ختم می شود. 7. خلاقیت، توسعه آگاهی، توانایی جذب و بهره مندی از همه نعمت های زندگی است.3 بر اساس آن چه گفته شد، خلاقیت توسعه پذیر است و می توان به کمک بیرون، توانایی درونی فرد را شکوفا کرد. هر فردی با بهره گرفتن از تمام شناخت های قبلی و تمرکز ذهنی داشتن بر آن و تجهیز کردن خود به موتور حرکت و افزایش بعد انگیزشی، خواهد توانست به کشف ویژگی های منحصر به فرد خود اقدام کرده، با در اختیار گرفتن تمام داده ها و نعمت های وجودی، به گسترش این ویژگی بپردازد. بدیهی است که اگر این ویژگی را غیر متأثر از عوامل بیرونی و ارادی بدانیم، هرگز به فکر تعمیق و غنا بخشیدن به آن نخواهیم بود و از آن جا که روان شناسان و متخصصان، این ویژگی را حداقل تا سی سالگی، قابل توسعه و گسترش می دانند، این راهکار، یعنی توسعه آگاهی، توانایی جذب و بهره گیری از تمام امکانات زندگی، نیز مؤثر و کارآمد خواهد بود. مطالعات انجام شده توسط سیسک (1989م.) یکی از روان شناسان حاکی از آن است که اوج خلاقیت در حدود سی سالگی است و پس از آن، در همان حد باقی مانده یا به تدریج کاهش پیدا می کند و به همین خاطر است که توجه به مسئله «آفرینش های ذهنی در دوره کودکی، نوجوانی و جوانی» فوق العاده حائز اهمیت است. 8. اوقات فراغت، همواره بستر مناسبی برای خلاقیت هاست. از آن جا که ذهن انسان در اوقات فراغت، به فعالیت موظفی مشغول نیست، انسان می تواند فارغ از قالب های از پیش طراحی شده، پیرامون مسائل مورد علاقه، فعالیت داشته باشد. انسان در اوقات فراغت، می تواند با طیب خاطر و آزادانه اندیشه نموده، در حل مسائلی که در حوزه شناختی او مطرح هستند، از تفکر واگرا بهره گیرد؛ همان تفکر واگرا یا خلاقی که خمیرمایه نوآوری ها و اختراعات بشری است. تحقیقات انجام شده در زمینه ویژگی های افراد خلاق توسط سیسک (1985م.)، نشان می دهد که آنان علاوه بر این که از هوشی سرشار، صداقت، صراحت و انعطاف پذیری برخوردار هستند، از اوقات فراغت خود حداکثر بهره را گرفته، با آزاداندیشی و تفکر واگرا، مسائل مختلف را بررسی می کنند و به راه حل های نو دست می یابند. در واقع، وجود فشار زمان یا فشار وقت در زندگی روزمره، خود زمینه ساز تنش و اضطراب فزاینده است. بدیهی است که وجود اضطراب شدید نیز از آفات تفکر مولد و خلاق است. برای اطلاعات بیشتر از ویژگی های انسان های خلاق، به کتاب «آموزش و پرورش کودکان استثنایی»، نوشته دکتر غلامعلی افروز، از انتشارات دانشگاه تهران، مراجعه کنید. خصوصیات افراد خلاق افراد خلاق خیالپردازی دارند، رویاهای خود را بهتر به خاطر میآورند و سادهتر از دیگران هیپنوتیزم میشوند. اسکیزوفرنی و خلاقیت به طرقی با هم ارتباط دارند. چون افراد بسیار خلاق در بین بستگان افراد اسکیزوفرن بسیار دیده شده ممکن است پیوند ژنتیکی مستقیمی بین این دو خصوصیت وجود داشته باشد. مندلسون عنوان کرد تفاوت در تمرکز توجه علت تفاوت در خلاقیت است. اگر کسی بتواند تنها به دو چیز در یک زمان توجه کند فقط یک قیاس ممکن در آن زمان میتواند کشف شود، اگر به چهار چیز توجه کند شش مقایسهٔ ممکن وجود خواهد داشت. افراد خلاق توجه نامتمرکز دارند که با سطوح پایین فعالسازی قشری همراه است، از سوی دیگر افراد غیر خلاق توجه خود را زیادتر متمرکز میکنند و این آنها را از فکرکردن در ایدههای نوآورانه باز میدارد. مارتیندل وایزنک مطرح میکنند خلاقیت یک سندرم بازداریزدایی است. افراد خلاق روشهای گوناگون اغلب نامأنوسی را به کار میبرند که معتقدند در خلاقیت بیشتر به آنها کمک میکند. شاید رایجترین روش، گوشهگیری باشد که نزدیک به محرومیت حسی است یعنی شرایطی که انگیختگی قشری را کاهش میدهد که این موضوع به علت حساسیت بیش از حد آنهاست. این افراد از نظر فیزیولوژیایی بیشواکنشی دارند. افراد خلاق شیفتهٔ تازگی هستند و به دنبال تحریک ذهنی و نه محرکهای قوی و مخاطرهآمیز جهان واقعی هستند. با استفاده از PET، یافتهٔ جدید این است که هرس کردن نورونی که در میان سطح عادی و سطح سایکوپاتولوژی واقع شود میتواند موجب خلاقیت شود. دلایل دیگری که برای ارتباط نیمکرهٔ راست با خلاقیت وجود دارد این است که افراد خلاق تنها طی این فرآیند و نه به طور کلی تکیه بیشتر بر نیمکرهٔ راست دارند. افراد با خلاقیت بالا دچار ناکارایی در بازداری شناختی هستند که قطعهٔ پیشانی مسئول آن است، بنابراین باید سطوح پایینتری از فعالسازی قطعهٔ پیشانی را در افراد خلاق مشاهده کنیم که آزمایشات و ارائهٔ تکالیف این فرضیه را تایید کردهاست. منابع http://fa.wikipedia.org/wiki http://www.hamshahrionline.ir/news-43773.aspx www.hawzah.net |
نظرات ()
|
تغییر رفتار
|
مدیریت مهارتهای اجتماعی برای تغییر رفتار رفتار |
|
اصولا مهارت با دانایی تفاوت دارد. همانطور که فرد با خواندن کتاب آموزش شنا، فقط علم به موضوع پیدا میکند و شناکردن یاد نمیگیرد، دانستن این مهارتها هم کافی نیست بلکه با تمرین مستمر و بهکارگیری به مرور در زندگی روزمره، میتوانیم مهارتهای اجتماعی را مدیریت کرده و در شرایط مختلف اجتماعی رفتار مناسب داشته باشیم. مهارتهای زندگی، از طریق آموزش و تجربه قابل استفاده است و فرایندی است که موجب ثبات در شخصیت و عمق در هویت شده، توسعه فرهنگ فردی را سامان میبخشد و موجب رضایت و مقبولیت و موفقیت در زندگی میشود.«ایلین مالیگن» یکی از مربیان آموزش زندگی، در این رابطه میگوید: « آموزش زندگی، نه یک شیوه درمانی بلکه شیوه عملی و مبتنی بر اهداف است. درحقیقت، آموزش زندگی با ارائه راهحلهای نوین و مؤثر، فرد را برای مقابله با مشکلات فرا میخواند و در نهایت میآموزد که هر فرد، چگونه آموزگار زندگی خود باشد. همه ما انسانها، اغلب در زندگی، با مسائل و مشکلاتی مواجه هستیم؛ مسائلی که گاه بهدلیل دامنه، وسعت و شدت آنها، بهنظر پیچیده و غیرقابل حل هستند. باید بدانیم که همه مشکلات، با رعایت یک اصل مهم، بهراحتی از بین خواهند رفت و آن اصل، چیزی نیست جز تعیین «بایدها و نبایدها». مهارتهای زندگی شامل مجموعهای از تواناییها هستند که قدرت سازگاری و رفتار مثبت و کارآمد را افزایش میدهند. در نتیجه شخص قادر میشود بدون اینکه بهخود یا دیگران صدمه بزند، مسئولیتهای مربوط به نقش اجتماعی خود را بپذیرد و با چالشها و مشکلات روزانه زندگی به شکل مؤثر روبهرو شود. محققان تأثیر مثبت مهارتهای زندگی را در کاهش سوء مصرف مواد، استفاده از ظرفیتها و توانمندیهای هوشی و شناختی، پیشگیری از رفتارهای خشونتآمیز، افزایش خوداتکایی و اعتماد بهنفس و... مورد تأیید قرار دادهاند، بهویژه در کاهش سوءمصرف مواد بر نقش کلیدی مهارتهای زندگی تأکید میشود. همچنین آموزش این مهارتها بهعنوان یک روش عام پیشگیری از آسیبهای فردی و اجتماعی مورد تأکید بودهاست. در مطالعه اسمیت نشان داده شد که آموزش مهارتهای زندگی بهطور قابلتوجهی منجر به کاهش مصرف موادمخدر در جوانان میشود. اسمیت و گری نیز نشان دادند که آموزش مهارتهای زندگی اثر معنیداری بر تواناییهای رهبری و مدیریت در جوانان دارد. فرایند نقش مهارتهای زندگی در ارتقای بهداشت روان را به شکل زیر میتوان نشان داد: یادگیری موفقیتآمیز مهارتهای زندگی، احساس یادگیرنده را در مورد خود و دیگران تحتتأثیر قرار میدهد و علاوه بر این، کسب این مهارتها نگرش دیگران را نیز در مورد فرد تغییر میدهد. به همین خاطر کسب مهارتهای زندگی هم شخص را تغییر میدهد و هم محیط را، و این اصل دوسویه، ارتقای بهداشت روان را شتابی دوچندان میبخشد. مهارتهای دهگانه زندگی سازمان بهداشت جهانی مهارتهای زندگی را با عناوین دهگانه زیر مشخص کرده است. رمز برخورداری از این مهارتها، دانستن، تمرین و بهکارگیری هر چه بیشتر در زندگی روزمره است. 1- خودآگاهی مهارت خودآگاهی، توانایی شناخت از نقاط ضعف و قوت خواستهها، نیازها، رغبتها و تصویر واقعبینانه از خود است تا حقوق فردی، اجتماعی و مسئولیتهای خود را بهتر بشناسیم. با کسب این مهارت به این سؤال اساسی که «من کیستم؟» پاسخ میگوییم.
2- همدلی همدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد درک کند. همدلی به فرد کمک میکند تا بتواند انسانهای دیگر را حتی وقتی با آنها متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام بگذارد. همدلی روابط اجتماعی را بهبود میبخشد و به ایجاد رفتارهای حمایتکننده و پذیرنده، نسبت به انسانهای دیگر منجر میشود. این مهارت موجب میشود تا به دیگران توجه کرده و آنها را دوست داشته باشیم و خود نیز مورد توجه و دوست داشتن دیگران قرار بگیریم و با ایجاد روابط اجتماعی بهتر به هم نزدیکتر شویم. 3- ارتباط مؤثر کسب این مهارت به ما میآموزد برای درک موقعیت دیگران چگونه به سخنان آنان فعالانه گوش دهیم و چگونه دیگران را از احساس و نیازهای خود آگاه کنیم تا ضمن بهدست آوردن خواستههای خود طرف مقابل نیز احساس رضایت کند. 4- روابط بینفردی مهارتی است که موجب میشود ضمن تقویت روحیه مشارکت، روابط بینفردی مثبت و مؤثر فرد با انسانهای دیگر ایجاد شود. یکی از این موارد، توانایی ایجاد روابط دوستانه است که در سلامت روانی و اجتماعی، روابط گرم خانوادگی، بهعنوان یک منبع مهم روابط اجتماعی سالم نقش بسیار مهمی دارد. 5- تصمیمگیری مهارت تصمیمگیری به ما کمک میکند تا با اطلاعات و آگاهی کافی با توجه به اهداف واقعبینانه خود، از بین راهحلهای مختلف بهترین راهحل را انتخاب کرده و به کار بگیریم و پذیرای پیامدهای آن نیز باشیم. این توانایی به فرد کمک میکند تا به نحو مؤثرتری در مورد مسائل تصمیمگیری کند. اگر کودکان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصمیمگیری کنند، جوانب مختلف انتخاب را بررسی کرده و پیامد هر انتخاب را ارزیابی کنند، مسلما در سطوح بالاتر بهداشت روانی قرار خواهند گرفت. 6- توانایی حل مسئله مهارت حل مسئله این توانایی را به ما میدهد که با توجه به تجارب عملی و توانمندیهای ذهنی خود بتوانیم در جهت حل مسئله یا مشکل قدم برداشته و به نتیجه مطلوب دست یابیم. این توانایی همچنین فرد را قادر میسازد تا بهطور مؤثرتری مسائل زندگی را حل کند. مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند، استرس روانی ایجاد میکنند که به فشار جسمی منجر میشود. 7- تفکر خلاق فکر کردن مهارتی است که از کودکی میآموزیم. مهارت تفکر خلاق، قدرت کشف و تولید اندیشه جدید را برای ما فراهم میآورد. مهارت تفکر خلاق به ما کمک میکند در مواجهه با حوادث ناگوار چگونه احساسات منفی خود را به احساسات مثبت تبدیل کنیم. تفکر خلاق نوع دیگر دیدن است. در این تفکر هیچگاه مشکل یک عامل مزاحم بهحساب نمیآید بلکه یک فرصت برای کشف راهحلهای نو و بدیع تلقی میشودکه تاکنون کسی به آن توجه نکرده است. 8- تفکر انتقادی تفکر نقادانه نوعی دیگر از تفکر است. کسب این مهارت به ما میآموزد تا هرچیزی را بهسادگی قبول یا رد کنیم، ابتدا در مورد آن موضوع سؤال و استدلال کنیم، سپس بپذیریم یا رد کنیم. 9- مقابله با هیجانهای ناخوشایند این توانایی فرد را قادر میسازد تا هیجانها را در خود و دیگران تشخیص دهد، نحوه تأثیر هیجانها بر رفتار را بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجانهای مختلف نشان دهد. اگر با حالات هیجانی، مثل غم و خشم یا اضطراب درست برخورد نشود این هیجان تأثیر منفیای بر سلامت جسمی و روانی خواهد گذاشت و برای سلامت، پیامدهای منفی بهدنبال خواهد داشت. این توانایی شامل شناخت استرسهای مختلف زندگی و تأثیر آنها بر فرد است. شناسایی منابع استرس و نحوه تأثیر آن بر انسان، فرد را قادر میسازد تا با اعمال و موضعگیریهای خود فشار و استرس را کاهش دهد. موارد کاربرد مهارتهای زندگی الف ) افزایش سلامت روانی و جسمانی: 1- تقویت اعتماد به خویشتن و احترام بهخود 2- تجهیز اشخاص به ابزار و روشهای مقابله با فشارهای محیطی و روانی 3- کمک به تقویت و توسعه ارتباطات دوستانه، مفید و سالم 4- ارتقای سطح رفتارهای سالم و مفید اجتماعی ب) پیشگیری از مشکلات روانی، رفتاری و اجتماعی نظیر: 1- مصرف سیگار و سوءمصرف موادمخدر 2- بروز اختلالات روانی و مشکلات روانی - اجتماعی 3- خودکشی در نوجوانان و جوانان 4- رفتارهای خشونتآمیز 5- شیوع ایدز 6- بیبند و باری. اهداف مهارتهای زندگی بخشی از اهداف مهارتهای زندگی عبارت است از: - تقویت اعتماد به نفس - تقویت روحیه مشارکت و همکاری - رشد و تقویت عواطف انسانی - ایجاد روحیه مقاومت در برابر تبلیغات مسموم - کمک به شناسایی و بیان احساسات - تأمین سلامت جسمی و بهداشت روانی - تقویت مهارتهای ارتباطی - ساختن یک شهروند متعادل و مقبول اجتماع - تقــــویت روحیــه همـــزیستی مسالمتآمیز - ارتقای سازگاری فرد با خودش، دیگران و محیط زندگیش فواید و کاربردهای مهارت زندگی برای ما 1 - نحوه کنار آمدن با انتظارات متفاوت خود، خانواده، همسر، فرزندان، دوستان، همکاران، فامیل و جامعه 2 - روابط لذتبخش و رشددهنده با امکانات، تکنولوژی و محیط زندگی3 - دفع فشارهای روانی از طرف محیطهای متفاوت 4 - سازگاری با مسائل اقتصادی و نیازهای معیشتی 5 - مدیریت خانواده و تربیت فرزندان 6 - تقویت اعتماد به نفس 7 - رشد و تقویت عواطف و احساسات انسانی 8 - شناخت و کنترل هیجانات و احساسات خود و دیگران 9 - تقویت مهارتهای ارتباطی 10 - تأمین سلامت جسمی و بهداشت روانی 11 - رفع درگیریها و تنشهای درونی 12 - تأمین آرامش و لذت زندگی 13 - رشد شخصی، خودشکوفایی، بالندگی، خوشبختی و شادابی. مهـارت تغییر رفتار در روانشناسی انسانگرا که با تکیه بر اراده معطوف به تغییر و تحول فرد، انسان را عامل منفعل و بلا اراده در مقابل شرایط محیطی و تربیتی که به او تحمیل شده است نمیداند و به تلاش انسان برای رسیدن به خوشبختی و دستیابی بهخود شکوفایی اشاره دارد، راه حصول آن را طی مراحلی میداند که از رفـع نیازهای زیستی انسان آغاز میشود (که این مراحل تحت عنوان سلسله مراتب نیازهای آبراهام مازلو مشهور است ) و اکنون که آموزش مهارتهای زندگی در دستور کار سازمانهای بینالمللی قرار دارد تلاش فرد و نقش او در تأمین این نیازها برای رسیدن بهخودشکوفایی از اهمیت ویژهای برخوردار است از اینرو سلسله مراتب نیازهای آبراهام مازلو را نیز میتوان در قالب مهارتهای زندگی چنین طبقه بندی کرد: 1- ارضاء نیازهای زیستی و فیزیولوژیایی: مهارت رفع نیازهای زیستی برای بقا و صیانت ذات 3- ارضاء نیاز به تعلق و وابستگی به گروه: مهارت همراهی و جذب در گروه و کسب حمایت آنان 5- ارضاء نیازهای شناختی، دانستن و کاوش: مهارت یادگیری و کسب دانش و آگاهی برای رسیدن به دانایی 6- ارضاء نیازهای ذوقی و هنری: مهارت درک زیباییها و پرورش استعدادهای ذوقی و هنری
منبع |
http://www.modiryar.com/index-management/behavior/behavior-
بزهکاری در نوجوانان و راههای پیشگری
مقدمه
میراث گران بهای که همه ی ما به عنوان پدر ومادر برای فرزندانمان به جا می گذاریم ،احساس عزت نفس است .اگر ما بتوانیم عزت نفس را در فرزندانمان تقویت کنیم به مراتب بزهکاری در نوجوانان و جوانان کاهش می یابد چرا که «من عرفه نفسه فقدعرف ربه».
بالا رفتن معنویت ،عزت نفس ، تشویق کردن ،و غیره می تواند عوامل موثری در روحیه و خلق وخوی فرزندانمان باشد .
این خصوصیات هدیه هایی نیست که بتوان آن را از طریق وراثت به کو دکان منتقل کرد زیرا به طور ذاتی در ژن های ما وجود ندارد .
هر گونه خلق و خوی ارزشمند مثلا ، عزت نفس در روز های اول زندگی شروع به شکل گیری می کند و ما به عنوان والدین نقش اساسی و روند این شکل گیری بر عهده دارد.
دنیای نوجوانان و جوانان
بلوغ: بلوغ به موقعیت یا مر حله ای اطلاق می شود که فرد ز نظر جنسی قادر به عمل تولید مثل می گردد و علائم آن رشد اعضای تناسلی ،تحول خصوصیات ثانویه جنسی است. به عبارتی بلوغ بخشی از دوره نوجوانی و قسمتی از دوره کودکی است .
پیامبر اسلام «صلی الله علیه وآ له » فر مو دند: «اوصیکم بالشبان خیرا فانهم ارق افئده» به شما سفارش می کنم که نسبت به جوانان نیکی کنید زیرا آنان نازک دل هستند . نو جوانی همچون آذرخشی در بهار عمر است که به ناگاه فرا می رسد و آسمان زندگی را نور باران می کند . و یا همچون دشت های پوشیده از شقایق است که باید از آن گذر کرد تا به قله های رفیع و مغرور جوانی رسید ؛ قله هایی که ریشه در خاک و سر در افلاک دارند .
نوجوانان چه کسانی هستند؟
نوجوانی مرحله انتقالی بین کودکی و بزرگسالی است،نوجوانان از بعضی جهات شبیه کودکان هستند ، با این حال تغییرات بسیار ی که در این مرحله روی می دهد ، آن ها را متقاعد می سازد که تفاوت های زیادی با کودکان دارند ،به همین دلیل ،ما بعضی رفتار های بزرگسالان را در نوجوانان می بینیم ،اما در غالب اوقات آن ها مانند بزرگسالان رفتار نمی کنند . به تدریج که نوجوانان بالغ می شوند همانندی کمتری با کودک و شباهت بیشتری با بزرگسال از آن ها مشاهده می شود . روان شناسی نوجوانانی عبارت است از مطالعه رشد و تحول جسمانی ، شناختی ، شخصیتی و اجتماعی در آدمی ، از آغاز بلوغ تا هنگام پذیرش مسئو لیت های بزرگسلان در جامعه. این تغییرات اغلب بین سنین 13 تا 22 سالگی روی می دهند .
بلوغ نوعی عدم تعادل در رفتار نوجوانان است ، او از یک سو هنوز پیوند خود را از قلمرو کودکی قطع نکرده و از سوی دیگر به عنوان یک جوان در جامعه پذیرفته نمی شود ، لذا نوعی نوسان شخصیتی در برخورد های وی مشاهده می شود .
ویژگی های بلوغ
بلوغ یک دوره بی نظیر و مشخص است و به وسیله تغییرات رشدی مطمئنی توصیف می شود که در هیچ دوره ی دیگری از زندگی اتفاق نمی افتد ، مهم ترین آن ها به عبارت زیر است:
1- بلوغ یک دوره شمول است.و آن همان دوران بین کودکی و نوجوانانی است که به کودکان بالغ موسومند.
2- بلوغ یک دوره کوتاه است . این دوره بین دو تا چهار سال طول می کشد،کودکانی که این مدت را کمتر از دو سال پشت سر می گذارند رشد سریع دارند و آن هایی که به مدتی حدود سه الی چهار سال نیاز دارند تا بتوا نند دوره انتقال خود را به بزرگسالی تکمیل نمایند به عنوان کند رشد شنا خته می شوند .
3- بلوغ، به مرا حلی تقسیم می شود:
الف – پیش بلو غ ب – بلوغ ج – پس بلوغ
4- بلوغ،دوره تغییر ورشد سریع است .اولین مرحله رشد سریع ، مرحله جنینی است و دومین مرحله رشد سریع دوره بلوغ می باشد . تغییر ورشد سریعی که طول دوران بلوغ اتفاق می افتد ، معمولا با جهش رشد نوجوانی ارتباط می یابد و به عبارت دقیق تر ،جهش رشد بلوغ گفته می شود ،مدت کل رشد به سه سال می رسد که کمی طولانی تر از جهش رشد نوزاد می باشد . تغیرات سریعی که در طول دوران بلوغ واقع می شود ،به یک نوع اغتشاش و به هم ریختگی ،احساس عدم کفایت، ناامنی و تزلزل و در خیلی ازموارد به رفتارهای نامطلوب منجر می گردد .
5- بلوغ ،یک مرحله منفی گرایی است در این مرحله فرد حالت ضدیت در مقابل زندگی به خود می گیرد ، و یا به نظر می رسد که فرد موقعیت ها و یا چیز های خوبی را که قبلا به دست آورده بود ، از دست داده است .
6- بلوغ، در سنین متغیری واقع می شود . مدت زمانی که مرحله انتقال فرد به بلوغ و تکمیل آن نیازمند است تغییرات و اختلافاتی وجود دارد . اختلافاتی که در زمینه سن شروع و بلوغ و نیز مدت زمانی که این دوره انتقالی نیاز دارد تا رشد کامل شود ، به همان اندازه که مسائل و مشکلات مشخصی برای دختران و پسران هر دو به وجود می آورد ، مشکلات و مسائل اجتماعی نیز برای آنان می آفریند .
معیار بلوغ آزمایش های شیمیایی ادرار در جوانان می تواند اثبات کننده دقیقی برای تعیین میزان رشد جنسی آنان باشد ، رادیو گرافی با اشعه x از بخش های مختلف بدن به خصوص از دست ها و زانو ها در مرحله جهش رشد ( پیش بلوغ ) می تواند آشکار کند که آیا بلوغ آغاز شده است یا خیر؟ و این که رشد با چه در صدی ادامه دارد؟
علل بلوغ
یک نوع ارتباط نزدیک بین غده هیپو فیز که در مغز مستقر است و غدد جنسی و یا غده ترشح کننده هورمون های جنسی وجود دارد ،غدد جنسی مرد ، بیضه ها و غدد جنسی زن تخمدان های او هستند .
انواع بلوغ
بلوغ کلی ترین کلمه ای است که به کار می رود . بر حسب عادت مجمو عه تغییرات بدنی و روحی که ما بین دوران کودکی و جوانانی ( کمال ) به وجود می آید ،با این واژه تفسیر می شوند . بلوغ یک پدیده چند بعدی است ، ابعاد مختلف آن عبارتند از:
الف) بلوغ جسمی( فیزیکی ) ب) بلوغ جنسی ج) بلوغ روانی د) بلوغ اقتصادی و اجتماعی ه) بلوغ شرعی
ویژگی های نو جوانی به عنوان یک واقعیت دوره نو جوانی را باید یک مرحله مهم زندگی تلقی کرد . دوره ای که با ویژگی هایش از سایر دوران زندگی متمایز می شود . این خصو صیات عبارتند از :
1- نوجوانانی یک دوره مهم به شمار می رود. نوجوانانی به لحاظ تاثیرات روانی قابل توجه می باشد .
2- نوجوانان ، یک دوره انتقال برزخی است . در طی هر مرحله انتقالی ، وضع و جایگاه فرد مبهم است و نوعی گم گشتگی در باره نقش هایی وجود دارد که فرد انتظار دارد آن ها را ایفا کند نوجوان در این زمان نه کودک است و نه بزرگسال.
3- نوجوانی ، یک دوره تغییر است . میزان تغییر در نگرش ها و رفتار در طی دوره نوجوانی با میزان تغییر در وضعیت بدنی برابر است .
4- نو جوانی ، یک سن مسئله آفرین است. به دلیل ناتوانی ، نوجوانان در غلبه بر مسائلشان به تنهایی ،به همان اندازه که آن ها اعتقاد دارند از توانایی برخوردارند ، بسیاری از آن ها حل مسائل و مشکلات را ما فوق انتظارات خود می یابند .
5- نوجوانی ، زمان جست و جوی هویت است . مو قعیت مبهم نوجوان یک مسئله غامض را به وجود می آورد ، مسئله بحران هویت یا مشکل هویت خود او را سر در گم می کند ، او تلاش می کند که از موقعیت ها یی نمادین بهره گیرد .
6- نوجوانی یک سن هراس می باشد . قالب های فرهنگی مناسب در مورد رفتار با نوجوان سبب می شود تا او به تدریج به فردی قابل اعتماد شده و بر طبق آن رفتار خویش را شکل دهد .
7- نو جوانی زمان آرمان گرایی است . نوجوانان تمایل دارند که به زندگی از ورای سایه و روشن نگاه کنند ، آن ها به خود و سایرین آن چنان می نگرند که دوست می دارند .
8- نوجوانی آستانه بزرگسالی است . نوجوان سعی می کند مانند بزرگسال لباس پو شیده و رفتار نماید ، آن ها روی رفتار هایشان متمرکز می شوند تا بتوانند با بزرگسالان معاشرت نمایند .
نظریه های رشد نو جوانی
نظریه زیستی : اساس نظریه زیستی مر تبط ساختن مفاهیم بیولوژیک با واژه های روان شناختی است،این نظریه خاطر نشان می سازد که:
1- تجارب تاریخی گونه های انسانی در ساخت ژنتیکی هر فردی پی ریزی شده است .
2- رشد هر فردی منعکس کننده مراحلی است که نوع انسان در طی تکامل خود از مراحل زیستی پایین تر داشته است.
نظریه روان کاوی : بر اساس این نظریه رفتار انسان از طریق نیروهای ناخودآگاه و غیر منطقی ،ونه خود آگاه و منطقی ،شکل می گیرد همچنین معتقد است که دو انگیزه مهم در انسان انگیزه جنسی و پرخاشگری است . در این نظریه عوامل محیطی و .... نیروهای بیولوژیک و غریزی در رشد شخصیت حایز اهمیت است . در این نظریه سه سطح نهاد ، خود و فراخود در شخصیت انسان دارای کنش خاصی می باشند .
نهاد : آن قسمت از دستگاه روانی است که از بدو تولد انسان موجود است و منشا انرژی آن فیزیولوژیکی است . هدف نهاد راضی کردن نیازهای جسمانی فرد است .
خود : از شش ماهگی ،شروع به رشد می کند ،کنش سازنده (خود )آن است که ادراک داخلی را با نتایج ادراک حسی مواجه کند تا حداکثر ارضا ممکن به دست آید .
فرا خود : سومین سطح در شخصیت است که نماینده درونی ارزش های فرهنگی و اجتماعی و اخلاقی است. فراخود از یک طرف با تظاهرات ( نهاد ) ، مخالف است و از طرف دیگر میل دارد معیار های اخلاقی را جانشین معیار های منطقی ( خود ) بنماید.
نظریه روانی – اجتماعی : این نظریه تمرکز کمتری بر نقش جنسی و تاکید بیشتری بر اهمیت محیط اجتماعی در رشد دارد.
این نظریه معتقد است که ماهیت فرهنگ و محیط شخص نیز تعیین کننده شیوه خاصی است که طبق آن بحران های مختلف رشد رفع می شوند.
نظریه مردم شناسی : به اعتقاد این نظریه میزان پیوستگی بین نقش های کودکی و بزرگسالی ، عاملی است اساسی در تاثیر یک فرهنگ خاص بر شخصیت یک فرد . ماهیت انتقال از کودکی به بزرگسالی نیز اثرات مهمی در تجربه نوجوان دارد . انتقال های آرام یا پیوسته تعارض و اضطراب کمتری را در نوجوانی موجب می شود ، در حالی که انتقال های ناگهانی یا ناپیوسته ، تعارض و فشار روانی شدیدی در پی دارند.
نظریه رفتار گرایی: رفتارگرایان مدعی هستند که تمام رفتار ها ، ارزش ها و عقایدی که یک فرهنگ خاص آن ها را تایید می کند ، توسط اعضای آن فرهنگ پذیرفته خواهد شد و رشد روانی به یادگیری این ارزش ها و رفتار ها بستگی دارد .
رفتار گرایی بر اصولی تاکید دارد که بر یادگیری حاکم است ، رفتار هیجانی و احساسات اغلب از طریق فرایند شرطی سازی کلاسیک یا پاسخگر ، آموخته می شود ، مهارت های حرکتی ، توانایی های اجتماعی ، رفتار های کلامی طبق اصول شرطی سازی فعال یا یادگیری ابزاری آموخته می شوند.
نظریه های شناختی –رشدی : این نظریه برجنبه دیگری از کارکرد انسان ،یعنی رشد شناختی (تفکر و استدلال ) تاکید دارد ، تغییرات مهمی در هنگام نو جوانی ،در ماهیت تفکر روی می دهدو جنبه های بسیاری از شخصیت،نظیرهویت و باورهای اخلاقی ،نیز تحت تا ثیرفرا یند های شناختی قرارمی گیرد.
نتیجه :روانشناسی نوجوانی عبارت است ازمطالعه تغییرات فیزیکی ،شناختی،شخصیتی واجتماعی که درآغازبلوغ درافراد روی داده و تا هنگام پذیرش مسولیت های بزرگسالان درجامعه ادامه می یابد، تکالیف مهم مرتبط بارشد عبارتند از احساس کسب هویت،دستابی به استقلال عاطفی ومالی ازوالدین ،برقرای ارتباط اثر بخش باهمسا لان،بلوغ جنسی وآماده شدن براحراز یک شغل و انتخاب آن. نوجوان وحیات جسمی نوجوانی،دومین مرحله تغییر و تحولات چشمگیر و پرشتاب است ،به گونه ای که موجب می شود ظرف مدت کوتاهی کودک دیروز به قامت بزرکسالان امروز در آید ،از این رو واژه جهش مناسب تر به نظر می رسد تا واژه رشد .
دراین زمینه برخی از صاحب نظران ،دوران بلوغ را با دو ویژکی جهش بدن و جهش قلب تبیین می نمایند و منظور از جهش قلب را تجدید تشکیلات عمیق در مسایل روحی و عواطف قلمداد می کنند که به تدریج همچون جهش بدنی ،صورت یک نوع جهش واقعی را دارد . رشد جسمانی همانند دیگر جنبه هایی رشد فرآیندی تدریجی و پیوسته و در عین حال ما هیتا ً نا پیوسته است ، یعنی ،سرعت رشد بخش های مختلف بدن متفاوت است ، برای مثال ،دست ها و پاها قبل از بازو ها و ران ها رشد می کند ،علاوه بر این افزایش در وزن و قد قبل از شروع بلوغ جنسی صورت می گیرد و مانند دیگر تغییرات فیزیکی تا بعد از کسب توانایی تولید مثل ادامه می یابد .
نوجوان و حیات جنسی: نشانه ها و تظاهرات بدنی نوجوان را در دو زمینه نسبتاً جداگانه می توان مشخص نمود که اصطلاحاً آن ها را خصوصیات یا ویژگی های اولیه و ثانویه جنسی می نامند ، این علایم بیان گر آغاز حیات جنسی فرد است و آگاهی به آنها برای نوجوان و اطرافیان وی ضروری دارد ،زیرا منجر به درک و ارزیابی صحیحی از مسایل این دوره خواهد شد .
خصوصیات اولیه جنسی
منظور از خصوصیات اولیه که از دوران کودکی هویدا هستند ، بیداری غریزه جنسی است که با تشدید فعالیت اعضای تناسلی و افزایش حجم آن ها همراه است ، این کیفیت در دختران به صورت نخستین قاعدگی و در پسران به صورت احتلام شبانه ظهور پیدا می کند .
خصوصیات ثانویه جنسی
نشانه ها و علایم دیگری موید این مطلب است که نوجوان از نظر جنسی به مرحله آمادگی و ایفای نقش نایل گردیده است ، علایم ثانویه جنسی در دختران ، به صورت بزرگ شدن ناگهانی سینه ، لگن خاصره ، رویش موهای زهاری و زیر بغل و جوش های صورت می باشد.
در پسران نیز صفات ثانویه به صورت رویش موهای زهاری ، رویش مو در زیر بغل و در صورت ناگهانی تغیر صدا ، جوش های صورت و بزرگ شدن بینی ظاهر می شود ، این تغیرات سبب اضطراب در نوجوان می شود.
نوجوان و حیات عاطفی
خصوصیات عاطفی نوجوانی
نوجوانی دوره ای است که حیات انفعالی ( عاطفی ) میدان وسیع تری برای عمل می یابد و نوجوان از این حیث آماده بروز عکس العمل های هیجانی و عاطفی شدید است ، به عبارت دیگر بین ضربه هیجان و عکس العملی که از آن ضربه در نوجوان بوجود می آید ، تناسب چندانی وجود ندارد و عکس العمل ها معمولا قوی تر و حادتر از ضربه های هیجانی است .
به زبان ساده تر ، در این دوره حساسیت ها به خود گرفتن ها و زودرنجی ها بیش از هر دوره ی دیگری شخصیت نوجوان را تحت تاثیر قرار می دهند و این جنبه از شخصیت او نمایان تر و مشخص تر جلوه می کند ، این حساسیت ها در نوجوانان ، هیچ گاه خود را در یک محیط محصور نمی نمایند ، بلکه به راحتی گسترش می یابند .
بی ثباتی عاطفی :
نوسان های عاطفی ، یکی از بزرگترین مشخصه های این دوره است . به همین علت ، اگر نوجوانان در اثر بی اعتمادی و عدم اطمینان نسبت به انتقاد دیگران حساس می شوند ، جای تعجب نیست ،متاسفانه غالباً عدم ثبات عواطف هیجانی ،نا گزیر آن ها را مواجه با انتقاد می سازد ،مثلا گاهی با وجود داشتن دوستان متعدد علاقه مند است که اوقات خود را در تنهایی بگذراند .
خواهش های متضاد : بی ثباتی عاطفی ،امکان انتخاب قطعی و صحیح و مشخص را برای نوجوان محدود می سازد ، به گونه ای که تقریباً می توان گفت نوجوان در بر خورد هایش فاقد قاطعیت همیشگی و پایدار است این دوره را دوره (خواهش های متضاد ) نام نهاده اند . گاه از او احساسات ظریف و گاه احساسات خشن سر می زند .
نتیجه گیری و خلاصه
پیشگیری از بروز بزهکاری در نوجوانان راه های گوناگون و متنوعی دارد. رفتار های ما به عنوان والدین اثر مستقیمی بر اخلاق و رفتار فرزندانمان دارد. روش فردی و شخصی تربیت فرزند ، بر اساس نوع پرورش خود والدین ، شخصیت والدین و ارزش های مورد توجه آنان استوار است.
اگر بتوانیم به عنوان والدین نقش خود را روشن کرده و در مورد آن فکر کنیم ، کار سودمند انجام داده ایم . از این طریق است که می توانیم معیار های روشنی از انواع رفتارها را برای فرزندانمان تعیین و تبیین کنیم .
محبت بی قید و شرط اولین چیزی است که باید رعایت شود ، نوجوانان بدون حس محبت والدین خود و ارزشی که آن ها برایشان قائلند ، هیچ گاه تکیه گاه محکمی ندارند . این عشق و علاقه را می توان از طریق کلمات و رفتار های ظاهری محبت آمیز و اطمینان از برآورده شدن نیاز های اساسی فرزندانمان به آن ها نشان داد .
نیاز های اساسی فرزندانمان در نیاز های زیستی خلاصه نمی شوند بلکه تشویق آن ها در جهت کسب استقلال و رشد حس حرمت نفس از نیاز های اساسی آن ها به شمار می آید .
بازی درمانی
مقدمه
بازی باتولد کودک آغاز می گردد و بلافاصله پس از تولد فعالیتهای انطباقی جهت سازگاری با محیط جدید تر ظاهر می شوند .
باید توجه داشت که بازی , طبیعی ترین شکل تمایل کودک برای تماس و برخورد با دنیای اطرافش است . اندیشمندان و علمای تربیتی از صدر اسلام تاکنون برضرورت بازی تاکید نموده و باور داشته اند که کودکان حتی باید شغل دلخواه آینده خود را به صورت بازی تمرین کنند و بیابند .
درتعلیم و تربیت امروزی , بازی به عنوان یکی از موثرترین وسایل تربیتی شناخته شده است زیرا بازی هم وسیله ای است در خدمت تربیت و کمکی درراه تعلیم و تربیت کودکان و هم از طریق ( بازی درمانی ) می توان به درمان برخی از بیماریهای روانی و مشکلات رفتاری کودکان پرداخت .
قابل ذکر است که بازی , هم به عنوان روش یادگیری و یا تقویت یادگیری و پیشرفت اجتماعی کودک و هم به عنوان وسیله ای برای بیان عواطف و احساسها دارای قابلیت تربیتی و سازندگی قابل توجهی است و به کودک فرصت رشد و بالندگی و خویشتن سازی را می دهد به شرط آنکه مربیان و والدین , کودکان رادرانتخاب بازی , آزاد بگذارند تاکودکان آنچه راکه نیاز دارند درقالب بازیها و فعالیت ها به دست آورند [1]
تعریف بازی :
" هرگونه فعالیت جسمی و ذهنی که بصورت اختیاری و خودخواسته توسط کودکان انجام می گیرد بازی نامیده می شود "[2]
به هنگام بازی کودکان نیروی فکری و بدنی خودرا بکار می گیرند و بازی را بخشی از زندگی عادی خویش به حساب می آورند , و ازآن لذت می برند . بازی کودکان فقط تفریح نیست , بلکه باید آن را جدی ترین کار کودکان قلمداد کرد زیرا فعالیتی قابل ارزشیابی است .
بازی تلاش و فعالیت لذت بخش و خوشایند و مفرحی است که برای رشد همه جانبه کودک ضروری است . کودکان خردسال نمی توانند افکار و عقاید خود را به راحتی باکلام بیان کنند بنابراین معمولا " ازطریق بازی خود را ابراز می کنند .[3]
اهمیت بازی :
بازی یک روش طبیعی یادگیری است . کودک ازراه بازی تجربه و آزمایش می کند . نتیجه می گیرد و می آموزد بازی قدرت ابداع و ابتکار و تمرکز رادر کودک می پروراند و اورا درکشف رابطه میان اشیاء و آنچه پیرامون اوست یاری می دهد . کودک در بازیهای انفرادی و یک نفره ( زیر 3 سالگی ) با اشیاء , رنگ ها و صداها آشنا می شود و در بازی با وسیله های ماشینی باطرز کارو نیرویی که سبب حرکت آنها می شود آشنا می شود . دربازی جورچین ( پازل ) به رابطه جزئی و کلی پی می برد و درآب بازی اجسام شناور و غیرشناور را کشف می کند .
دربازیهای گروهی , مقررات و معیارهای اجتماعی مانند حس همکاری , رعایت نوبت و .... را می آموزد .
کودک ازطریق بازی احساسات خود را بیان می کند , استعدادهایش شکوفا می گردد و ترس هایش ظاهر می شود .[4]
بازی سبب رشد شخصیت کودک می شود . ازطریق بازی می توان به نکات مثبت و منفی شخصیت کودکان پی برد و همچنین مشکلاتشان راشناخت و سپس درجهت درمان و اصلاح مشکلات رفتاری آنها اقدام کرد .
انواع اسباب بازی :
بازی وسیله ای برای آشنا شدن با خصوصیات کودک است که باید با سن او هماهنگی داشته باشد و جنبه بدآموزی نداشته باشد .
نوع اسباب بازی بررشدکودک تاثیر بسزایی دارد .
انواع اسباب بازی به دو گروه تقسیم می شوند :
1- اسباب بازی های سازمان یافته : که معمولا" برای کارمشخصی طراحی می شوند .
2- اسباب بازیهای سازمان نیافته : که معمولا" خلاقیت کودک را تقویت می کنند .[5]
انواع بازی :
شناخت انواع بازی نشانگر مراحل مختلف رشد کودک بوده و همچنین برای پیشرفت او درمراحل مختلف از اهمیت ویژه ای برخوردار است . انواع بازی از نظر مری شریدان [6]
1- بازی فعال : بازی فعال برای رشد فیزیکی بدن بسیار مهم و ضروری است . دراین بازیها کودک به تمرین مهارت هایی مانند نشستن , خزیدن و .... می پردازد.
بازی فعال و پرجنب و جوش سبب بدست آوردن قدرت و چالاکی و ایجاد هماهنگی در حرکات میشود.
2- بازیهای مهارتی و اکتشافی : این نوع بازی برای رشد محسوس کودک درزمینه خوب حرکت کردن – هماهنگی میان حرکات دست و چشم و مانند آن ضروری است . این بازی کودک را وادار می کند تا در پیرامون خود جستجو کرده و از طریق حواس خود ( بینائی – شنوائی و...) ویژگی های محیط خود را کشف کند. کشف و دست کاری در بازی به درک کودک و زمینه ثبات اهداف و معنی ضمنی زمان و فضا کمک می کند .
3- بازی تقلیدی : بازی تقلیدی نشان می دهد که کودک کارهای گوناگون را مشاهده می کند و تکراری شدن آنها را تشخیص می دهد و نتیجه گیری می کند که این اعمال از اهمیت بسیاری برخورداراست .
4- بازی سازنده : بازی سازنده به معنای ساختن اشیایی همچون برج های ساختگی مانند ساختمان سازی است .
5- بازی نقش : کودکان ضمن یادگیری و تقلید به ابداع موقعیت های خیالی برای خود می پردازند . کودک خود را در نقش پدر و یا مادر و یا..... قرار می دهد .
6- بازیهای با قاعده : این بازیها سبب ایجاد درک نسبت به تقسیم کردن و سهیم شدن رعایت نوبت , بی طرفی و رفتارمنصفانه و ثبت صحیح نتایج می شود و معمولا" درحدود 4 سالگی است .
7- بازی و تاثیر متقابل اجتماعی آن : کودک از راه بازی با دیگران روش همکاری وتعاون , دادن و ستادن و احترام به زندگی و شخصیت دیگران را می آموزد و می آموزد چگونه بادیگران ارتباط برقرار کند و مشکلات مربوط به روابط اجتماعی را حل کند [7] .
ارزش درمانی :
کودک درزندگی روزانه نیازمند است که خود را ازنگرانیهایی که فشارمحیط دراو ایجاد می کند رها سازد . بازی بهترین وسیله ای است که او را در رسیدن به این هدف از راه تغییر عواطف کمک می کند . کودک می تواند احتیاجات و امیال سرکوفته خود را از راه بازیهای گوناگون ارضا کند . همچنین بازی اوراقادر می سازد که نقشه هایی رابرای حل مسایل خود طرح کند که درتامین بهداشت روانی تاثیر بسزایی دارد [8]
ارزش ها و فواید بازی :
1- ارزش بدنی : کودک برای اینکه عضلات خود را رشد و پرورش دهد وتمام قسمتهای بدنش ورزیده شوند باید بازی کند . همچنین کودک به وسیله بازی انرژیهای اضافی خود را صرف می کند درغیر اینصورت احتمالا" موجب هیجان , عصبانیت و تندخوئی می گردد .
2- ارزش ذهنی : بازی سبب می شود که کودک نیروهای ذهنی خود را بکار اندازد . بازی کودک را درشناخت وکنترل محیط یاری می کند او را قادر می سازد که توانائیهایش را بیازماید همچنین ضمن بازی یاد می گیرد که میان واقعیت و خیال فرق بگذارد .
3- ارزش اجتماعی و عاطفی : اویاد می گیرد چگونه دیگران را در هنگام بازی دروسایل و فعالیت خود سهیم کند . روح فرمانبرداری از مقررات وضع شده در بازیها اورا به فرمانبرداری از مقررات اجتماعی عادت می دهد . قدرت سازماندهی , مدیریت و سلسله مراتب را به او می آموزد . کودک به وسیله بازی به بیان احساسات و عواطفش می پردازد زیرا بازی هم بعنوان روش یادگیری و هم بعنوان وسیله بیان , دارای قدرت تربیتی و سازندگی است و در رشد عاطفی و اجتماعی تاثیر بسزایی دارد .
4- ارزش اخلاقی : بازی یکی از عوامل بسیارمهم برای تربیت اخلاقی است و یک نوع فعالیت فطری و بهترین وسیله و تمرین برای ورود به زندگی اجتماعی است .
روش های بازی درمانی :
· روش مستقیم : مسئولیت تاحدود زیادی به عهده مشاور است که هدایت و اداره جلسه را به عهده دارد .
· روش غیرمستقیم : مسئولیت اداره جلسه تاحدزیادی به خود کودک محول می شود
· روش انتخابی : پس ازآنکه کودک بازی با وسایل را شروع کرد مشاور به دقت اعمال و گفتار کودک را تحت نظر می گیرد و در برخی موارد به بازی کودک جهت می دهد .[9]
اصول بازی درمانی :
1- رابطه ای حسنه میان کودک و مشاور برقرار شود وکودک مورد پذیرش اوقرار گیرد .
2- به کودک آزادی عمل داده شود تادر صورت تمایل دربازی شرکت کند
3- فضا و مکان بازی مناسب و آرام باشد.
4- کودک تشویق به تلاش و فعالیت شود وبه خاطر اشتباهاتش مورد سرزنش قرار نگیرد .
5- قوانین بازی ساده و قابل درک باشد و محدودیت ها به حداقل کاهش یابند.
6- به گفتار و احساسات کودک کاملا" توجه شود.
7- مدت و زمان بازی متناسب با سن کودک باشد.
ویژگیهای بازی درمانگران :
برای اینکه درمانگر دربازی درمانی موفق باشد باید ازسه ویژگی زیر برخوردار باشد .
1- قابل اعتماد بودن
2- پذیرش
3- احترام به کودک
در بازی درمانی باید شرایطی فراهم شود که کودک به درمانگرخود اعتماد کند . رابطه ای که درحین بازی میان کودک و درمانگر به وجود می آید سبب اعتماد یا عدم اعتماد کودک نسبت به درمانگر می شود . ضمن بازی می توان ازگفتارهای کودک به وجود این حس پی برد .
پذیرش عبارتست از پذیرش اعمال و احساسات و ویژگیهای شخصیتی و ادراکی کودک از سوی درمانگر .
دربازی درمانی کودک باید احساس کند که به عنوان فردی قابل احترام , افکارش موردتوجه درمانگری مهربان قراردارد . درمانگری که اورا آن گونه که هست بدون قید و شرط دوست دارد .
درروند بازی هرسه تکنیک کاملا" با یکدیگر درارتباط هستند و پیوند دارند .
اعتماد به عنوان موثرترین تکنیک سبب می شود که کودک به استعدادها و توانایی های خود پی برد .[10]
مراحل مختلف بازیهای کودک [11]
1- بازیهای انفرادی : کودک در سنین پایین بیشتر وقت خود را به تنهایی بازی کرده و به کودکان دیگری که اطرافش باشند توجهی ندارد . حواس وی متوجه اشیاء و چگونگی آنهاست که معمولا" تا 3 سالگی است .
2- بازیهای اجتماعی و گروهی : در حدود 3 سالگی اغلب کودکان تمایل پیدا می کنند در گروههای کوچک 3 یا 4 نفری بازی کنند . اهمیت این بازیها است که کودک باید آنها را بصورت گروهی انجام دهد .
خصوصیات بازی گروهی :
1- بازی در گروه امکان تلاش و فعالیت بیشتر رافراهم می آورد و سبب می شود کودک مهارت های همکاری و مشارکت بادیگران را بیاموزد .
2- کودک درگروه ویژگی های مثبت و منفی رفتار خود را می شناسد و باکمک مشاور اصلاح کند .
3- بازی در گروه نگرانی کودک را کاهش می دهد زیرا سبب می شود اودریابدکه کودکان دیگر نیز مشکلاتی مشابه او را دارند .
4- دربازی گروهی کودک رعایت قوانین و همچنین داد و ستد اجتماعی را یاد می گیرد .
5- در گروه کودک رفتار واقعی خود را نشان می دهد به طوری که گاهی برای گرفتن اسباب بازی حمله می کند و گاهی با دیگران دوست می شود .
بطور کلی برای کودکانی که مشکلات و ناسازگاریهای اجتماعی دارند شرکت دربازی درمانی گروهی مناسب است و برای کودکانی که مشکل عاطفی دارند بازی درمانی انفرادی مناسب تر است .
نکته مهم دربازی درمانی این است که درمان به خودی خود انجام نمی گیرد بلکه درمانگر با پیگیری و با حساسیتی مناسب احساسات کودک را درک کرده و درارتباطی همراه با اعتماد پذیرش و احترام روند درمان را هدایت می کند .[12]
عوامل موثر دربازی :
1- جنسیت : بازی پسرهابادخترها متفاوت است .پسرها بیشتر ازبازی هایی لذت می برند که نیاز به فعالیت بدنی دارد و دخترها اغلب بازیهای ساکت و آرام راترجیح می دهند . تاقبل از 8 سالگی کودکان به جنسیت هم بازی خود اهمیت نمی دهند امادرسنین 8 تا 10 سالگی اختلاف بازی میان دو جنس مشخص است و کودکان معمولا" ترجیح می دهند که باهمجنس خود بازی کنند به عقیده روان شناسان بازی برای پسران بیشتروسیله ای برای ابراز وجود خود دربرابر دیگران است و برای دختران وسیله ای برای ارتباط برقرار کردن با دیگران است .
2- سن : کودک درهرسن به یک نوع بازی خاص علاقه نشان می دهد مثلا" ازتولدتا 3 سالگی بازی انفرادی را دوست دارد و هدف آن شناسایی اندام ها و اشیاء و چگونگی کاربرد آنهاست .[13]
3- هوش : افرادازنظر هوشی به سه گروه الف) تیزهوش ب) متوسط ج ) عقب مانده تقسیم می شوند .
کودکان تیزهوش تلاش می کنند ازاسباب بازیهایی استفاده کنند که بتوانند با آنها به ابتکار و ابداع دست بزنند و کودکان عقب مانده ذهنی بیشتر به بازیهای انفرادی علاقه دارند .
4- محیط : همه کودکان دنیا بازی می کنند اما نوع بازی آنها از عامل محیط و فرهنگ نیز تاثیر می پذیرد . فرهنگ هرجامعه برنوع بازی رایج در آن جامعه تاثیر می گذارد .
5- عامل تغذیه و بهداشت : نیروئی که کودک ازتغذیه می گیرد درتحریک وی برای بازی نقشی فراوان دارد . کودکی که براثر عدم تغذیه کافی از گرسنگی و کمبود ویتامین ها رنج می برد دربازی بهانه گیر , لجباز و غیرفعال است .[14]
اشکال بازی از نظر ژان پیاژه [15]
1- بازیهای تمرینی و تقلیدی : کودک باحرکاتی ساده درمقابل محیط و اطرافیانش واکنش نشان می دهد , کم کم این حرکات ساده معنی و مفهوم پیدا می کند و کودک برای پذیرش بیشتر و ارتباط با دیگران به تقلید حرکات آنها می پردازد .
2- بازیهای نمادی : دراین مرحله حرکات و بازیهایشان براساس یادگیری قبلی شکل می گیرد . آنها حرکات و صداهای حیوانات رادر زمانی که حتی حضور ندارند تقلید می کنند و این حرکات مقدمه بازیهای نمادی است .
3- بازیهای با قاعده : کودک پس از گذرازمرحله بازیهای نمادین وارد مرحله بازیهای باقاعده می شود . این مرحله از حدود 4 سالگی تا 5 سالگی آغاز و در 7 سالگی شکل گرفته ودر 11 سالگی به مرحله نهایی خود می رسد .(همان منبع)
نقاشی کودکان [16]
روان شناسان به نقاشی کودکان توجه خاص دارند و درنقاشی کودکان باید به سه نکته مهم اشاره کرد که نشانگر برون فکنی شخصیت کودکان است .
1- خط : ضخیم , نازک , عمودی , افقی , مارپیچ
کودکان راحت و خوشحال خطوط را بلند و طولانی و با زاویه باز می کشند .
خطوط رو به بالا نشانگر بالا بودن انگیزه زندگی درکودکان است . کودکان عصبی و پرخاشگر خطوط را فشرده و کوتاه می کشند . کودکان خجالتی خطوط را کوتاه و گاهی کمرنگ می کشند . پررنگ بودن خطوط در آغاز کار و بی رنگی کامل در پایان به معنای کمبود هیجان های عاطفی است که نیروی درونی کودک نتوانسته است درزمان مناسب ابراز شود .
2- فضا : کودکانی که فضای پیرامون خودرا بهتر از دیگران مورد توجه قرار می دهند از توانایی درک بهتری برخوردارند زیرا فضا نشانگر چگونگی ارتباط کودک با محیط است
3- رنگ : استفاده از رنگ های گوناگون درنقاشی کودکان با توجه به سن آنها مورد ارزشیابی قرار می گیرد . تحقیقات نشان داده که فقدان رنگ در نقاشی نشانگر خلاء عاطفی و ناسازگاری است .
موضوعات نقاشی کودکان :
1- آدمک : که نشان دهنده تصوری است که کودک از بدن خود دارد و هماهنگی کامل آدمک نشانگر سازگاری کودک است
2- خانه : خانه ای به شکل واقعی کشیده شده و دارای در , پنجره , دودکش و حیاط یا فضای سبز باشد نشان دهنده متعادل بودن شخصیت کودک است .
3- درخت : برخی از ویژگیهای شخصیتی کودک را نشان می دهد .
4- خورشید و ماه : نشانگر امنیت , شادی و گرما مطلوب است .
5- حیوانات : نشانگر حالات پرخاشگرانه است .
نظریه های مطرح شده در مورد بازی :
1- دیدگاه و نظریه اسلام و دانشمندان اسلامی درباره بازی :
رسول گرامی اسلام (ص) وجود حالت فعال و جوشش رادرطفل خردسال نمایانگرفزونی خرد و اندیشه اودر بزرگسالی دانسته است. نحوه برخورد پیامبر اکرم (ص) با کودکان از ظرافت , دقت و روشنی ویژه ای برخورداربود .[17]
امام محمد غزالی در برنامه پیشنهادی خود برای آموزش کودکان ساعاتی از وقت مراکز تعلیم و تربیت را به بازی و ورزش اختصاص می دهد . [18]
خواجه نصیر طوسی بازی را وسیله ای برای رفع خستگی از فعالیت های جدی می داند . [19]
2- دیدگاه پیاژه :
پیاژه نظریه پردازی اولیه خود دراین زمینه را براساس مشاهده تیله بازی کودکان پی ریخته بود (این بازی درآن زمان درمیان اروپاییان رایج بود)
پیاژه معتقد بودبازی راهی است برای دسترسی به جهان بیرون و لمس آن به گونه ای که باوضع کنونی فرد مطابقت داشته باشد . وی معتقد بود بازی دررشد کودک نقش اساسی دارد اما کاروی بیشتر درباره چگونگی رشد ذهنی بود .[20]
پیاژه اظهار می دارد رشد شناختی کودک ازطریق چهارمرحله عمده است
· مرحله حسی حرکتی : اولین مرحله ( اززمان تولد تاحدود 18 ماهگی ) دراین مرحله نوزادان به تدریج می آموزند که رابطه ای بین اعمال آنها و دنیای خارج وجود دارد .
· مرحله قبل ازعمل کودکان توانایی شکل دادن به تصورات ذهنی از اشیا و حوادث را کسب می کنند ( 18 تا 24 ماهگی )
· مرحله اعمال عینی دوره اعمال عینی تا سن 11 سالگی ادامه می یابد و شامل بروز بسیاری ازمهارت های مهم است .
· مرحله اعمال رسمی که پیاژه معتقد است بیشتر کودکان درحدود سن 12سالگی وارد آخرین مرحله رشد شناختی یعنی اعمال رسمی می شوند درطی این دوره جنبه های عمده تفکر بزرگسالان ظهور میکند .[21]
3- نظریه انرژی اضافی : این نظریه را به اسپنسر3 و شیلر 4 نسبت داده می شود . طبق این نظریه بازی صرفا" برای تخلیه انرژی اضافی بدن انجام می شود و هدفی را دنبال نمی کند . اسپنسر همچنین معتقد است که بازی علاوه بر صرف انرژی اضافی برای تقلید از رفتار اطرافیان به ویژه والدین انجام می گیرد .
4- نظریه پیش تمرین : این نظریه رابه کارل گروس 5 نسبت می دهند . وی معتقد است که بازی یک سلسله پیش تمرین است که هدف آن ساختن رفتارهایی است که کودک در بزرگسالی خود به انجام آنها می پردازد .
5- نظریه استراحت و رفع خستگی :
این نظریه را به لازاروس 6 نسبت می دهند . طبق این نظریه بازی به منظور استراحت و رفع خستگی انجام می گیرد .
6- نظریه تکرار فعالیت های اجدادی : بانی این نظریه استانلی هال 7 است وی معتقد است کودکان به بازی می پردازند تا محتوا و صحنه هایی را که اجدادشان ایجاد کرده بودند تجدید کنند . از نظر استانلی هال کودکان ویژگی بازی را به ارث می برند .
7- نظریه سوزان ایساکس 8 (1934-1896)
ایساکس تحت تاثیر فروبل قرار داشت و بازی راروشی برای بیان احساس می دانست . او معتقد بود که بیشترین یادگیری از سن 7 سالگی آغاز می شود . [22]
8- نظریه فردریچ فروبل 9 (1852-1782)
فروبل کارخود رااز مهدکودک آغاز کرد . نظریه های او درباره پرورش کودک و مراقبت از او درسال های نخست کودکی هنوز مطرح است . او معتقد بود که بچه ها ضمن بازی یاد می گیرند و یادگیری هنگامی نتیجه بخش است که کودک به بازیهای خیالی که اوراوادار به فکرکردن می کند می پردازد . از نظر فروبل باارزش ترین فعالیت ها, فعالیتهای خارج از خانه و همچنین بازی های سازنده مانند هنر – صنایع دستی – موسیقی و.... است .
9- نظریه ژان ژاک روسو 0 [23] :
روسو براهمیت نقش بازی در درک کودک تاکید داشت وی معتقدبود که باید به کودک احترام گذاشت و از شتابزدگی در دواری پرهیز کرد . بنابرتوصیه روسو معلم برای همبازی شدن با بازی کودکان باید خود نیز کودکانه رفتار کند تا بتواند ارتباط مناسبی برقرار کند .
10- نظریه زیگموند فروید 11 ( 1939- 1856 )
فروید برخلاف روسو معتقد بود برای درک کودک نیازی به کودکانه رفتارکردن نیست بلکه معتقد بود راهی بایستی پیدا کرد تاکودک را به دوران بزرگسالی رساند فروید به کودک کاوی یا تحلیل روانی کودک اعتقاد داشت .
11- نظریه اریک اریکسون [24]1 (1979- 1902)
اریکسون نظریه فروید درباره شخصیت و ذهن را کامل کرد . اوبه ارتباط میان بازی تخیلی و بازی عاطفی نیز علاقه مند بود .
12- نظریه کریست اتی3[25](قرن بیستم )
اتی نظریه طرح و برنامه ریزی آموزشی در بازی را مطرح کرده است .
13- نظریه رفتار درمانگرها درمورد بازی
یکی از بهترین روش های درمانی مسائل کودکان , رفتار درمانی است این تکنیک درتقویت رفتار مطلوب و همچنین خاموش ساختن رفتار نا مطلوب کاربرد دارد .
کودکانی که از نظر احساسی پریشان هستند به توجه و مراقبت ویژه والدینشان نیاز دارند و برای تغییر رفتار سال های اولیه زندگی بهترین موقعیت است . 1
چند نکته در خصوص فراهم کردن شرایط بازی کودکان :
درفراهم کردن شرایط بازی کودکان بزرگترها باید به چند نکته توجه کنند .
1- فضا یا محیط بازی : برای بازی محلی مشخص یا فضایی مناسب در نظر گرفته شود .
2- وسایل بازی : بسیارمهم است که وسایل فراهم شده با سن کودک و مراحل پیشرفت او تناسب داشته باشد .
3- مدت بازی : فرصتهایی که به کودک داده می شود بسیار مهم است .
4- همبازیها : درسرتاسر مراحل رشد , کودکان به همبازی نیاز دارند . در آغاز لازم است بزرگترها با کودک همبازی شوند .
تاثیر بازی در رشد اعتماد به نفس کودک :
اعتماد به نفس نوجوانان , تحت تاثیر محیط اطراف یا توجه دیگران رشد می کند .
امادرکودکانی که دارای تفکراتی محدود هستند ممکن است مراحل رشد آهسته تر باشد . پرورش تخیلات مثبت کودکی که نسبت به کودکان دیگر متفاوت به نظر می رسد , بسیار حائز اهمیت است .
بخشی از آشنایی کودکان با جهان خارج از طریق بازیها انجام می گیرد . کودک ازراه عمل و تجربه در محیط به ابداع می پردازد . با پدیده ها و مسائل جدید آشنا می شود و به هنگام مشاهده دقت خود را به کار می اندازد و با استفاده از این زمینه ها قدرت انتخاب بهترین راه حل را به دست می آورد و قادر می شود که شناخت صحیح تری از پدیده های محیط خود کسب کند .
به طور کلی بازی می تواند بعنوان وسیله ای باشد که کودک طی آن نحوه صحیح زندگی کردن و مقابله با مشکلات و حتی اضطرابها را بیاموزد . همچنین بازی , مناسب ترین وسیله جهت برقراری ارتباط در مورد کودکانی است که قادر به بیان خواسته ها و انتظارات خود نیستند .
موفقیت دربازیهای کودکانه سبب تفکرات مثبت شده و اعتماد به نفس را در آنها پرورش می دهد . [26]
حس کنجکاوی و انگیزه بازی کودکان دارای سطوح گوناگونی است و لازم است که بزرگترها با توجه به این مسئله مشوق کودکان بوده و به رشد آنها کمک کنند .
5 آزمون کاربردی برای کودکان :
· آزمون C.A.T ( آزمون اندریافت موضوع کودکان )
· آزمون مادلند 14
· آزمون گودیناف 15
· آزمون دنور 16
· آزمون اسلاسن 17
دوتا ازاین آزمونها به نامهای C.A.T و مادلند جزء آزمونهای فرافکن هستند .
1- آزمون C.A.T شامل 10کارت سیاه و سفید است و برای آزمایش کودکان 3 تا 10 ساله ساله مناسب می باشد . دراین آزمون تصاویر طوری طراحی شده اند که سبب برانگیختن تخیلات مربوط به تجربه های گوناگون دوران کودکی مانند : غذاخوردن و سایر فعالیتهای دهانی , رقابت با برادران و خواهران , رابطه با والدین , پرخاشگری و آداب توالت رفتن در کودک شوند .
2- آزمون داستانهای مادلند : این آزمون به صورت 15 داستان کوتاه نیمه تمام است که یک به یک برای کودک خوانده می شود و از او خواسته می شود که ادامه داستان رابسازد که می توان از این طریق به افکار و احساسات کودکان و چگونگی ارتباط آنها با اعضای خانواده و دوستانشان پی برد . [27]
توجه : آزمون مادلند و C.A.T بهترین آزمون برای به حرف آوردن کودکان و برقراری ارتباط با آنهاست .
3- آزمون گودیناف (آزمون تصویر آدمک) این آزمون یکی از انواع آزمون های هوش است و برای اجرای آن از کودک خواسته می شود یک آدمک بکشد
4- آزمون دنور
توسط این آزمون می توان به رشد عمومی کودک از نخستین ماه تولد تا پایان شش سالگی زندگی را سنجید . آزمون دنور علاوه بر رشد عمومی , رشد حرکت های بدنی , رشد توانایی صحبت کردن و رشد شخصی و رشد اجتماعی کودک را نیز می سنجد . از آنجا که رشد هوش عمومی از یک سو به رشد زبان و از سوی دیگر به رشد حرکات ظریف و برجسته بدنی بستگی دارد , از این رو می توان با به کار بردن درست این آزمون درباره هوش کودک نیز به بینش هائی دست یافت.
5- آزمون هوش اسلاسن
برای 2 تا 10 سالگی مناسب می باشد و شامل 12 شکل هندسی می باشد هرشکل باتوجه به موفقیت یا عدم موفقیت درترسیم تا 3بار اجرا می شود .
نتیجه :
بازی به اندازه تغذیه صحیح و احساس امنیت و صمیمیت برای رشد کودک مهم و ضروری است . بازی کردن فرصتی فراهم می کند تا مهارتهای بدنی نادرست اصلاح شود و همچنین درتامین و حفظ سلامت جسمی کودک نیز موثر است .
بازی عاملی است که به رشد تفکرات و خلاقیت های کودک کمک می کند . فراهم کردن زمینه ای برای تمرین مهارت های اجتماعی , عمل کردن به عنوان دریچه ای برای ابراز احساسات و فراهم کردن فرصتی مناسب برای درک ارزش ها از فواید بازی است .
مطمئن بودن از اینکه کودک از بینش و زمان کافی برای بازی برخوردار است و این بازی مناسب مرحله رشد اوست . شرطی لازم برای انتخاب نوع بازی است .
بطورکلی بازی از مهم ترین عوامل درتربیت اخلاقی کودک به حساب می آید کودک یاد می گیرد که اگر بخواهد فرد قابل قبول دراجتماع و مورد احترام برای دیگران باشد باید خوش اخلاق , درستکار و حقیقت بین باشد .
شادی کودکان بیشتر ناشی از بکارگیری امکانات و توانمندیهای موجود و کسب موفقیتهای آنی و زودگذر است . بوسیله بازی است که کودک از سرگرمی و بکارگیری حواس خود احساس شادمانی و لذت می کند .
درواقع بازی نوعی ورزش ساده محسوب می شود که سلامت بدنی کودک راتامین می کند . درتنظیم عمل دفع , تسریع گردش خون , نرمی مفاصل و پرورش و تقویت سلسله اعصاب نیز موثر است .
منابع :
1- احمدوند , محمدعلی (1372) روان شناسی بازی , دانشگاه پیام نور چاپ اول
2- اندرث .ل . بازی درمانی ترجمه خدیجه آرین انتشارات اطلاعات
3- پارسا , محمد . روانشناسی رشد . انتشارات بعثت
4- پیاژه , ژان . روانشناسی کودک ترجمه دکتر زینت توفیق
5- مریم سیف نراقی و عزت اله نادری ( اختلالهای رفتاری کودکان )
6- عبدالله شفیع آبادی (فنون و روشهای مشاوره – انتشارات رز سال 1372)
7- حمیرا قزوینی نژاد (کلیات بازی درمانی – انتشارات آییژ سال 1387)
8- ل . کرمن (نقاشی کودکان ترجمه دادستان و منصور انتشارات دریا )
9- هایده موثقی (روانشناسی بازی انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج سال 1380)
10- سیامک رضا مهجور (روانشناسی بازی چاپ پنجم )
11- زیبنده مصلحی و همکاران (درباره رشد و آموزش کودکان چه می دانید ؟ ازتولد تا 6 سالگی سال 1384)
12- هیگارد ( زمینه روانشناسی هیگارد جلد اول )
ترک سیگار
مقدمه
ترک سیگار فرآیندی تدریجی و مرحله به مرحله است که ترک سیگار کار آسانی نیست اما با کمی اراده و کسب مهارت ترک آن این کار امکانپذیر است. فرد سیگاری برای ترک آن باید مهارتهایی همچون مقابله با اضطراب و نگرانی، مقابله با خشم و خلق کسالت بار و مهارت قاطعیت آشنا شود تا بتوانند در مقابل
موقعیت های خطرناک مقابله کند و بتواند در مقابل تعارف دیگران به سیگار با قاطعیت نه را بگوید
افرادی که می خواهند سیگار را ترک کنند مهمترین دلیلش سلامتی شان است. مطالعات نشان داده که مشکلات قلبی درصد نگرانی افراد سیگاری قرار دارد. حدود نیمی از سیگاری ها بر اثر حمله قلبی جان خود را از دست می دهند. افراد سیگاری بیش تر از افراد غیرسیگاری در معرض سکته مغزی هستند. بیماری های دیگری از کشیدن سیگار ناشی می شود عبارتند از سرطان فک و دهان – سرطان برای زنان سیگاری بالای 35 سال این خطرات بیشتر از مردان است. زنان سیگاری بیشتر از زنان غیرسیگاری فرزندان نارس و یا با وزن پایین به دنیا می آورند.
علاوه بر همه این بیماریها، سیگار طول عمر را کاهش می دهد. مطالعاتی که در سال 1990 در آمریکا انجام شد نشان داد که مردان سیگاری به طور متوسط 2/13 سال و زنان 5/14 سال کمتر از افراد غیر سیگاری عمر می کنند.
به دنبال ترک سیگار چه تغییراتی در بدن روی می دهد؟
20 دقیقه بعد از کنار گذاشتن سیگار، ضربان قلب و فشار خون کاهش می یابد و به حالت عادی
برمی گردد.
12 ساعت پس از ترک سیگار، سطح مونوآمین اکسید خون کاهش یافته و به حالت عادی برمی گردد.
2هفته و 3 ماه پس از ترک سیگار، جریان خون بهبود یافته و عملکرد ریه کمی بهتر می شود.
1 تا 9 ماه پس از ترک سیگار، ریه کارکرد طبیعی خود را به دست می آورد و خطر ابتلا به عفونت ریه کاهش می یابد.
5 سال پس از ترک سیگار خطر بروز سکته مغزی کاهش می یابد.
10 سال پس از ترک سیگار میزان مرگ و میر ناشی انواع سرطان ها به نصف می رسد.
15 سال پس از ترک سیگار خطر بروز بیماری های کرونری قلب به اندازه فرد عادی خواهد بود.
از دیگر فواید ترک سیگار عبارتند از : برطرف شدن چین و چروک پوست، برطرف شدن بوی بد دهان، مفید شدن دندانها، برطرف شدن بیماری های لثه، بهتر حس کردن طعم و بوی غذاها و از همه مهمترها کمک به ارتقای سلامت جامعه و اطرافیان و پذیرفته شدن در اجتماع.
بهترین برنامه ترک سیگار کدام است؟
بهترین راه ترک سیگار برای کسانی که از نظر عاطفی و اجتماعی وابسته هستند به سیگار و ترک آن برایشان دشوار است تحت نظر روانپزشک، روانشناس و مشاور باشند بهتر است.
روانپزشک با تجویز دارو علائم محرومیت نیکوتین را برطرف می کند. به علاوه بیمار با شرکت در جلسات روان درمانی و مشاوره می تواند با افکار منفی خود آشنا شود و به نحو موثری با آنها مقابله کند.
مشاوره یا روان شناس چقدر در گروههای خودیاری می تواند مفید باشد؟
ترک سیگار مستلزم یادگیری مهارتهایی است برای مقابله با افراد، شرایط یا حالتهای احساسی خاصی که شما را به سمت سیگار سوق می دهند. روانشناس یا مشاور کمک می کند به فرد سیگاری تا مهارتهای حل مسأله، کنترل هیجانات منفی، حل تعارض و قاطعیت را آموزش ببیند که با یادگیری این مهارتها، قادر خواهد بود در شرایط پرخطر کنترل خود را حفظ کند و با افراد پرخطری که به اصرار، فرد سیگاری را به مصرف سیگار ترغیب می کند مقابله نماید و همچنین شرکت در جلسات گروه های خودیاری در کنار افرادی که مانند فرد سیگاری خواهان ترک سیگار هستند به او کمک می کند تا در تجارب هم سهیم شوند و از یکدیگر درس بگیرند و به هم کمک کنند.
آیا می دانید که سیگار اعتیادآور است؟
در سیگار ماده ای به نام نیکوتین وجود دارد. احساس لذتی که پس از کشیدن سیگار به فرد سیگاری دست می دهد به نیکوتین مربوط است. بدن به نیکوتین عادت می کند و پس از مدتی ناچار است بیشتر و بیشتر مصرف کند. یکی از دلایل مهم اعتیاد و وابستگی به سیگار، اعتیاد به نیکوتین است. وقتی که سیگار را کنار بگذارد دیگر نیکوتین به بدن نمی رسد به همین دلیل احساس ناخوشایندی از جمله سردرد، مشکلات خواب، تهوع، کاهش ضربان قلب، افزایش اشتها و اضطراب و ... می شود.
آیا مصرف سیگار یا استشمام دود آن برای زنان باردار عوارضی دارد؟
مصرف سیگار یا استشمام دود آن برای زنان باردار نیز بسیار زیان آور است. بررسی ها نشان داده اند که فرزندان مادران سیگاری یا مادرانی که در معرض دود سیگار هستند بی قرار، تحریک پذیر و ناآرام اند و به مشکلات یادگیری مبتلا هستند.
آیا می دانید ترک سیگار کار دشواری است؟
بررسی ها نشان داده که 90 درصد کسانی که تصمیم می گیرند سیگار را کنار بگذارند در این کار شکست می خورند چون کنار گذاشتن سیگار کار دشواری است. بسیاری از افراد علی رغم دانستن خطرات ناشی از کشیدن سیگار، کنار گذاشتن آن را دشوار می پندارند در حالی که کار شدنی است. افراد بسیاری در جهان و ایران توانسته اند سیگار را ترک کنند. ترک سیگار زمان می برد و به صورت یکباره انجام نمی شود. ترک سیگار به صورت مرحله به مرحله انجام می شود که البته بازگشت هایی هم وجود دارد که پس از پیشرویی به مرحله قبلی باز می گردند که به این کار لغزش می گویند که کاملاً امری طبیعی است.
مراحل ترک سیگار
ترک سیگار ناگهانی اتفاق نمی افتد بلکه زمان می برد و این زمان از فردی به فرد دیگر متفاوت است که روانشناسان ترک سیگار را به 4 مرحله تقسیم کرده اند.
ü مرحله اول : تصمیم گیری : در این مرحله شما تصمیم گرفته اید که سیگار را ترک کنید اما زیاد به خود مطمئن نیستید برای مقابله با شک و تردید یک قلم و کاغذ بردارید و دلایل و مزایای ترک سیگار را بنویسید این کار به شما در تصمیم گیری کمک زیادی می کند.
ü مرحله دوم : آمادگی : وقتی تصمیم به ترک سیگار می گیرید فکرتان مشغول این می شود که چطور، کی و کجا سیگار را ترک کنید. یا جایگزینی مثل قلیان برای آن پیدا می کنید. خلاصه باید چه تدریجی و چه ناگهانی سیگار را ترک کنید باید یک روز مشخص را برای ترک سیگار تعیین کنید و محیط زندگی تان را از سیگار پاک کنید و با روانشناس مشورت کنید.
ü مرحله سوم : اقدام به ترک : وقتی که آمادگی لازم برای ترک سیگار ایجاد شد در این مرحله به کنار گذاشتن سیگار منتهی می شود. بعضی از عوامل مثل تجربه عواطف منفی، رویارویی با دوستان سیگاری، شما را به مصرف سیگار برانگیزند و احساس ولع سیگار کنید. اگر بتوانید حتی یک نخ سیگار نکشید به مرور زمان از شدت ولع آن کاسته می شود چون ولع سیگار فقط تا چند روز بعد از ترک سیگار شدید است و به مرور از شدت آن کاسته می شود. بعد از ترک سیگار فرآیند شفا شروع می شود. گازهای سمی و نیکوتین به تدریج از بدنتان خارج می شود و ضربان قلب به حالت عادی برمی گردد و اکسیژن موجود در خون به سطح طبیعی می رسد و چند روز بعد از ترک سیگار مزه ها و بوها بهتر احساس می شود و آسان تر نفس می کشید و بعد از سه روز فرآیند ترمیم آغاز می شود.
ü مرحله چهارم : نگهداری : 6 ماه پس از ترک سیگار وارد مرحله نگهداری می شوید در این مرحله باید از دستاوردهای حاصل به دقت نگهداری کنید. اگر چه در این مرحله عوامل اغوا کننده کمتر به سراغ شما می آیند و اگر هم با آنها روبرو شوید با توان بیشتری می توانید با آنها مقابله کنید اما همچنان در معرض خطر هستید به ویژه زمانی که در معرض تنش قرار می گیرید. عوامل تنش زا مثل کشمکش های خانوادگی – اخراج از کار و مرگ یک عضو خانواده که برای جلوگیری از بازگشت باید این موارد را جدی بگیرید.
مرحله نگهداری از 6 ماه پس از ترک سیگار شروع می شود و تا 5 سال ادامه دارد در مرحله نگهداری فکر سیگار کمتر به سراغ شما می آید و دیگر ولع کشیدن سیگار مثل اولین دوره به سراغ شما نمی آید و شما هم خیلی محکم تر می توانید با آن مقابله کنید.
چگونه می توانید برای ترک سیگار خود را آماده سازید؟
تفکر در مورد ترک سیگار ممکن است شما را مضطرب سازد و به همین دلیل باید چند فعالیت را انجام دهید :
1- یک روز مشخص را برای ترک سیگار تعیین کنید که روز مهم زندگی تان باشد بهتر است مثل روز تولد یا سالگرد ازدواج یا عید خاص ملی.
2- برنامه ترک سیگار را با اعضای خانواده یا دوستان در میان بگذارید. چون نزدیکان یا دوستان شما، شما را در ترک سیگار حمایت می کنند و با صحبت کردن و پشتیبانی از شما ترک سیگار را برایتان آسان تر می کنند.
3- اگر از دوستان یا نزدیکان شما اشخاصی سیگاری هستند به آنها بگویید که پیش شما سیگار نکشند.
4- با مشاوره یا روان شناس مشورت کنید.
5- در صورتی که داروی خاصی را استفاده می کنید با پزشک خود در میان بگذارید.
6- محیط زندگی تان را از سیگار پاک کنید که این مهمترین کار در ترک سیگار است.
7- برای اینکه با دیدن دندان هایتان به یاد سیگار نیفتید به دندانپزشک مراجعه کنید تا سیاهی دندان هایتان را از بین ببرد.
در مرحله ترک سیگار و به ویژه در مرحله نگهداری، فرد ممکن است که اقدام به مصرف سیگار کند. این کار شکست تلقی نمی شود بلکه لغزش نام دارد یعنی فرد می تواند بلند شود و راه رفتن را آغاز کند. اگر سیگاری را روشن کردید نباید خود را سرزنش کنید یا تفکر همه یا هیچ را در سر خود بپرورانید. فاجعه ای رخ نداده و شما می توانید با اراده و اعتماد به نفس بیشتر، ترک سیگار را ادامه دهید و ناامید نشوید.
اضطراب چیست و چه علائمی دارد؟
اضطراب از جمله هیجانات ناخوشایندی است که فرد را به سمت مصرف سیگار سوق می دهد. بنابراین برای پیشگیری از مصرف سیگار، اضطراب به عنوان یک عاطفه منفی باید کنترل شود.
نگرانی، دلشوره، لرزش دستها، پرش پلک و عضلات، گرفتگی صدا، طپش قلب و تعریق، اسهال و سرخ شدن صورت از علائم اضطراب هستند که درجه های متفاوت دارد. برای سنجش شدت علائم و نشانه های اضطراب از مقیاس زیر باید استفاده کرد :
100-75 70-50 50-25 25-0
خیلی شدید شدید متوسط خفیف
برای مقابله با اضطراب چند کار را باید انجام داد : 1- تکنیک تنفس عمیق : به این صورت که با چهار شماره از راه بینی نفس بگیرید. با سه شماره آن را حبس نمایید و با پنج شماره از راه دهان بیرون دهید.به این تنفس، تنفس شکمی می گویند چون در حالت دم و بازدم، شکم بالا و پایین می رود که این تنفس در کاهش اضطراب به شما کمک می کند. 2- تکنیک آرمیدگی یا تن آرامی : قبل از انجام باید شرایط مناسبی را فراهم کنید مثلاً دراز کشیده باشید و تلفن را خاموش کنید. ابتدا از عضلات بزرگ شروع کنید اول باید در هر عضله ای 5 ثانیه تنش ایجاد کنید و در 10 تا 15 ثانیه رها کنید. فشار وارده بر عضله باید متوسط باشد تا بر تنش شما نیفزاید. قبل از شروع، میزان تنش خود را از 0 تا 100 درجه بندی کنید. سپس چشم هایتان را ببندید و چند نفس عمیق را بکشید و آنگاه یکی از دستها را بالا بیاورید و سپس آن را رها کنید. دست دیگر را هم همینطور. بعد هر دو دست را بالا بیاورید و هر دو را بیندازید و در بین هر حرکت نفس عمیق را بکشید و دست ها را بالا بیاورید و مشت کنید و به آرامی مشت را با زور دستهایتان رها کنید.
هرچه بیشتر تمرین کنید تسلط بیشتری پیدا خواهید کرد و به مدت زمان کمتری برای آرمیدگی نیاز خواهید داشت.
آیا بین احساس خشم و مصرف سیگار رابطه ای وجود دارد؟
بررسی ها نشان داده است که اکثر افراد سیگاری به دنبال احساس خشم خود به خود سیگاری را روشن می کنند و این کار به مرور زمان برای آنها به صورت یک عادت درمی آید به طوری که به محض احساس خشم دست به سیگار می برند که هدف آنها از این کار نوعی مقابله با خشم است اما این روش کارآمد نیست. چون بسیاری از آنها به دلیل احساس گناه سیگاری روشن می کنند تا به قول خودشان اعصاب شان کمی تسکین یابد اما آرامش بوجود آمده موقتی است و بدون روان درمانی مشکل آنها حل نخواهد شد.
به کارگیری بیان قاطی در ابراز احساسات از جمله خشم به شما کمک می کند تا هم احساسات خود را تخلیه نمایید و هم بدون صدمه زدن به شخصیت طرف مقابل او را در جریان احساسات خود قرار دهید. به این ترتیب دیگر برای مقابله با خشم به سیگار روی نمی آورید و به راحتی می توانید با احساس خشم هم مقابله کنید.
احساس گناه چیست و چگونه می توان با آن مقابله کرد؟
این احساس زمانی پیش می آید که فرد رفتاری مغایر با ارزش های درونی انجام می دهد که معمولاً به سرزنش و ملامت خود منجر می شود. در حالت شدید افراد تحت تأثیر این احساس ممکن است اقدام به خودزنی کنند.
یکی از روش های ناسالم برای مقابله با احساس گناه روی آوردن به سیگار، مواد مخدر و الکل است و اگر روزی دچار لغزش شود و یک یا و نخ سیگار بکشد ممکن است دچار احساس گناه شود.
هدف از پرداختن احساس گناه این است که بسیاری از افراد که سیگار را ترک می کنند به دلیل لغزش های احتمالی، کم و بیش با این احساس دست به گربیان هستند و اگر نتوانند به خوبی با احساس گناه مقابله کنند در دام از دست دادن کامل خویشتن داری و مصرف هر چه بیشتر سیگار می افتند. که برای مقابله با احساس گناه باید راهبردهایی برای آن پیدا کرد.
چگونه می توان با انتقاد مقابله کرد؟
در روابط بین فردی طبیعی است که مورد انتقاد قرار گیریم و یا از دیگران انتقاد کنیم. انتقادهای سازنده و غیرسازنده هستند که انتقاد کنندگان سازنده کسانی هستند که در انتقاد، رفتار طرف مقابل را زیر سوال می برند نه شخصیت او را و مطالب انتقادآمیز خود را به نحوی بیان می کنند که حرمت و احترام طرف مقابل حفظ شود.
تکنیک صفحه خط افتاده چیست؟
این تکنیک برای مقابله با افرادی به کار می رود که مصرانه درخواست خود را مطرح می کنند و به رغم مخالفت شما با آن اصرار می ورزند. مثلاً فرض کنید مدت کوتاهی است که سیگار را کنار گذاشته اید و در یک مهمانی دوستانه با یکی از دوستان قدیمی که سیگاری است مواجه می شوید و با او چند کلامی حرف می زنید و او سیگاری را روشن می کند و به شما نیز تعارف می کند به او بگویید که سیگار را ترک کرده اید و دیگر به سراغش نمی روید. اما او بازهم به شما تعارف می کند در این شرایط با به کارگیری تکنیک صفحه خط افتاده می تواند مفید باشد. در این روش بعد از هر تعارف دوستانتان برای کشیدن سیگار، جمله نه دیگه نمی خوام بکشم را مکرراً بگویید تا دیگر او خسته شود و دیگر به شما اصرار بیخود نکند.
همانطور که مشاهده می کنید می توانید با بکارگیری تکنیک صفحه خط افتاده که با نه شروع می شود یک جمله را به صورت مکرر، تکرار کنید.
نتیجه تحقیق :
در مجموع با به کارگیری مهارت های مطرح شده برای ترک سیگار می توانید نه تنها در مرحله نگهداری بلکه تا مدت ها بعد، از دستاوردهای به دست آمده یعنی ترک سیگار مخالفت کنید و با توانمند ساختن خود در برابر عوامل تأثیر گذار محیطی بایستید.
بهداشت روانی
مقدمه
مدرسه و محیطهای آموزشی کانون توجه صاحبنظران سلامت روان هستند. از این رو که این محیط با گروههای سنی که به عنوان گروههای حساس شناخته میشوند سروکار دارند. علاوه بر اینکه سنین دبستان و راهنمایی و دبیرستان به عنوان سنینی شناخته میشوند که پایه ریزی شخصیت افراد در بزرگسالی در این سنین روی میدهد.
مساله قابل توجه این است که این دسته از گروههای سنی بیشتر اوقات خود را در این مدارس و محیطها میگذرانند و روشن است که فضای این موقعیتها تاثیرات مهمی بر سلامت افراد در بزرگسالی دارد. بر این اساس صاحبنظران مسائل روانی در کنار توصیه به خانوادهها در جهت شناخت عوامل موثر در بهداشت روانی و تامین آن ، مراکز آموزشی و مدارس توجه خود قرار میدهند و ایجاد آشنایی و رعایت این عوامل را در مدارس اکیدا توصیه میکنند.
بیماری های روانی از بدو پیدایش بشر وجود داشته و هیچ فردی، از هیچ طبقه اقتصادی ـ اجتماعی خاصی، در مقابل آن ها مصونیت نداشته و خطری است که بشر را مرتبا تهدید میکند. خوشبختانه نهضت بهداشت روانی در نیم قرن اخیر، افکار غلط و خرافات در مورد این بیماری ها را کنار گذاشته و نشان داده که اوّلا بیماری های روانی، قابل پیشگیری بوده و ثانیا در صورتیکه مانند سایر بیماری ها به موقع تشخیص داده و تحت درمان قرار گیرند به همان نسبت از مزمن شدن و عوارض آن ها کاسته خواهد شد. در راستای همین ایده, بهداشت روانی که جزئی از بهداشت عمومی محسوب می شود به پیگیری موارد زیر می پردازد:
افزایش سطح بهداشت روانی از طریق ارتقاء آگاهی های جامعه در مورد بیماری های روانی
شناسایی و تشخیص زودرس اختلالات روانی و درمان آن ها
پیشگیری از عوارض و عود بیماری و توانبخشی بیماران
پیشگیری از بروز بیماری های روانی از طریق پیشگیری و درمان بیماری های جسمی
واژه بهداشت
واژه بهداشت (Health) و سلامتی همیشه انسان را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است. تدوین برنامههای تربیتی – بهداشتی برای حفظ سلامتی و مطالعه ، جلوگیری و درمان بیماریها نمونهای از این اقدامات بشری است. بهداشت در یک تقسیم کلی به دو نوع "بهداشت جسمی" و "بهداشت روانی" تقسیم میشود. ولی آنها همپوشیهای زیادی را با هم دارند (بر یکدیگر تاثیر میگذارند(
بهداشت روانی از آن جهت که رابطه مستقیمی با "عملکرد فردی – اجتماعی" و آسیبهای روانی – اجتماعی" دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است و این اهمیت باعث تدوین و اجرای برنامههای متعدد بهداشت روانی در سه بعد " پیشگیری ، درمان و توانبخشی" میشود این سه بعد در برگیرنده تمام اهداف و فعالیتهای بهداشت روانی است.
پیشگفتار
قانونگذاری بهداشت روان، به منزله تصویب مواد قانونی برای حفظ حقوق انسانی و مدنی بیماران روانی است. در سالهای اخیر نقطه نظر قانونگذاران، بر حفظ حقوق بیماران روانی متمرکز شده و قوانین پیشرفتهای برای حفاظت از بیماران روانی شدید، مورد نیاز است. افراد مبتلا به اختلال روانی بخش آسیبپذیر اجتماع را تشکیل میدهند بنابر این قانون بهداشت روان برای دفاع از حقوق بیماران روانی لازم است.
این بیماران علاوه بر رنج آشکار ناشی از اختلالات روانی با فرسودگی ناشی از انگ بیماری روانی و جدایی از جامعه روبرو هستند. تهاجم به حقوق و آزادی بیماران روانی و انکار حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی آنها یک اتفاق شایع در جهان است. متأسفانه سوء استفاده فیزیکی، جنسی و روانشناختی یک تجربه روزمره برای این بیماران است و به علاوه آنها با طرد از جامعه، موقعیتهای شغلی و محرومیت از دسترسی به خدمات مواجه هستند.
قانون بهداشت روان فراتر از مراقبت و درمان بیماران روانی است و یک ساختار قانونی برای رسیدگی به ابعاد مهم سلامت روان از قبیل دسترسی به مراقبت، بازتوانی، پذیرش کامل بیماران روانی در جامعه و پیشبرد بهداشت روان در سایر قسمتهای جامعه فراهم میسازد.
اهداف بهداشت روان از ارزش انسانی والایی برخوردار هستند و حفاظت از حقوق بیماران مبتلا به اختلال روانی از وظایف نظام حاکم است. اولین هدف قانون بهداشت روان پیشرفت و بهبود زندگی شهروندان است و این حقیقت انکارناپذیر است که هر جامعهای نیاز به قوانینی جهت پیشبرد اهدافش دارد و قانون بهداشت روان هم از این قاعده مستثنی نیست.
حقوق بیماران مبتلا به اختلال روانی نسبت به سوء استفاده و تهاجم آسیبپذیر است و قوانینی که شهروندان آسیبپذیر از جمله بیماران روانی را حفاظت میکند نشان دهنده جامعهای است که برای رعایت حقوق مردم خود ارزش قائل است و در واقع تصویب قوانین ابزار مؤثری برای پیشرفت دسترسی به مراقبتهای بهداشت روان و محافظت از حقوق بیماران روانی است. باید به این نکته توجه کرد که قانون بهداشت روان به تنهایی محافظت از حقوق انسانی را تضمین نمیکند به خصوص در کشورهائی که قوانین آنها در چند سال اخیر تغییراتی نداشته است و حتی در بعضی از کشورها قانون بهداشت روان باعث آسیب حقوق انسانی بیمارن روانی شده است و علت اصلی این است که قانون بیشتر به حفاظت افراد جامعه در مقابل بیماران خطرناک توجه نموده است که منجر به جدایی بیماران از جامعه شده است.
قانون بهداشت روان یک بخش اساسی و جداییناپذیر از سیاست بهداشت روان است و یک الگوی قانونی برای دستیابی به اهداف آن سیاست را فراهم میسازد. مواد قانونی بهداشت روان میتواند در یک سند و به صورت متمرکز منتشر شوند و یا در اسناد متفاوتی پراکنده شوند. تلفیق هر دو روش احتمالاً مؤثرترین راه حل است.
در حقیقت بهداشت روان را میتوان یکی از قدیمی ترین موضوعات به شمار آورد. زیرا بیماری های روانی از زمان های قدیم وجود داشته, بطوریکه بقراط در حدود 400 سال قبل از میلاد عقیده داشته که بیماران روانی را مانند بیماری جسمی باید درمان کرد. تقریبا از سال 1930 یعنی بعد از تشکیل اوّلین کنگره بین المللی بهداشت روان بود که این رشته بصورت جزئی از علوم پزشکی درآمد و سازمان های روانپزشکی و مراکز پیشگیری در کشورهای مترقی یکی بعد از دیگری فعالیت خود را شروع کردند.
در سال 1930 اوّلین کنگره بین المللی بهداشت روان با شرکت نمایندگان پنجاه کشور در واشنگتن تشکیل شد و مشکلات روانی کشورها و مسائلی از قبیل تاسیس بیمارستان ها, مراکز درمان سرپائی, مراکز کودکان عقب مانده ذهنی و نظایر آن مورد مطالعه قرار گرفت. ولی در 18 سال بعد یعنی در سال 1948 در سومین کنگره بین المللی بهداشت روان که در لندن تشکیل شد اساس فدراسیون جهانی بهداشت روان بنیان گذاری شد و در همان سال این فدراسیون به عضویت رسمی سازمان یونسکو و سازمان بهداشت جهانی درآمد بطوریکه سازمان جهانی بهداشت در ژنو نقش رهبری رسمی فدراسیون جهانی بهداشت روان را به عهده گرفت. از آن تاریخ به بعد هر سال یک جلسه بین المللی و هر چهار سال یکبار کنگره جهانی تشکیل شده و می شود. در نتیجه تلاش و کوشش های پیگیر روز 18 فروردین مطابق با هفتم آوریل روز جهانی بهداشت اعلام گردیده در سراسر جهان مسائل بهداشتی کشورها مورد بررسی قرار میگیرد. از مسئولین بهداشتی کشورهای مختلف خواسته شده تا برنامه های بهداشت روانی را جزء برنامه های بهداشت عمومی قرار دهند.
در کشور ایران نیز علیرغم آنکه از زمان محمدبن زکریای رازی و بعد, ابوعلی سینا به بیماران روانی (دیوانگان آن زمان) توجه داشته و برای آنها از دستورات مختلف داروئی و روش های گوناگونی همچون تلقین استفاده میکردند, ولی بطور رسمی در سال 1336 برنامه های روانشناسی و بهداشت روان از رادیوی ایران آغاز شد و در سال 1338 اداره بهداشت روانی در اداره کلّ بهداشت وزارت بهداری وقت، تشکیل گردید. اگرچه از سال 1319 تدریس بیماری های روانپزشکی دانشگاه تهران آغاز شده بود با قبول استراتژی P.H.C توسط جمهوری اسلامی ایران و ایجاد شبکه های بهداشتی درمانی, در کشور, موضوع بهداشت روان به منزله جزء نهم خدمات اوّلیه بهداشتی پذیرفته شد و در حال حاضر نیز از موضوعات بسیار ضروری در کشور, مورد توجه قرار دارد.
تعاریف بهداشت روانی
بهداشت روان چیست ؟
بهداشت روان چیزی فراتر از فقدان یا نبود بیماری روانی است. بعد مثبت بهداشت روان که سازمان بهداشت جهانی نیز روی آن تکیه دارد، در تعریف سلامتی لحاظ شده است « سلامتی یک حالت رفاه فیزیکی، روانی و اجتماعی است نه فقط فقدان بیماری و یا ناتوانی».
مفهوم بهداشت روان شامل رفاه ذهنی، احساس خودتوانمندی، خودمختاری، کفایت، درک هم بستگی بین نسلی و توانائی تشخیص استعدادهای بالقوه هوشی وعاطفی درخود است. بگونه ای دیگر می توان گفت: بهداشت روان حالتی از رفاه است که در آن فرد توانائی هایش را باز می شناسد و قادر است با استرس های معمول زندگی تطابق حاصل کرده ، از نظر شغلی مفید و سازنده باشد و بعنوان بخشی از جامعه با دیگران مشارکت و همکاری داشته باشد. بهداشت روان به همه ما مربوط است نه فقط به کسانی که از بیماریهای روانی رنج می برند. هیچ گروهی از بیماری روانی مصون نیست. البته بایداذعان داشت که در افراد بی خانمان، تهیدستان، افراد بیکار و با سطح تحصیلات پائین،کسانی که قربانی خشونت بوده اند، مهاجرین و پناهندگان، کودکان و نوجوانان، زنانی که مورد سوء استفاده قرار گرفته اند و در افراد مسن که مورد غفلــــــت و بی توجهی واقع شده اند، بیشتر دیده می شود.
متاسفانه در بخش عظیمی از دنیا بهداشت روان و بیماری روانی باندازه سلامت جسمانی و بیماری جسمی اهمیت ندارد و مورد بی توجهی و غفلت قرار گرفته است .
تعریف سازمان بهداشت جهانی
سازمان بهداشت جهانی ، بهداشت روانی را اینگونه تعریف میکند: "بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای روانی و جسمی ، بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست."
تعریف انجمن بهداشت روانی کانادا
انجمن بهداشت روانی کانادا در یک دید جامع بهداشت روانی را در سه قسمت "نگرشهای مربوط به خود ، نگرشهای مربوط به دیگران و نگرشهای مربو به زندگی" تعریف میکند. از نظر این انجمن بهداشت روانی یعنی : "توانایی سازگاری با دیدگاههای خود ، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی."
تعریف بهداشت روانی
«بهداشت روانی؛ یعنی داشتن احساس آرامش و امنیت درون و به دور بودن از اضطراب، افسردگی و تعارض های مزمن روانی. از منظر دیگر، بهداشت روانی؛ یعنی بهره مندی از سلامت ذهن و اندیشه و تفکر. درصد قابل توجهی از بیماری های جسمانی، ریشه روان شناختی دارند و بهره مندی از بهداشت روان می تواند بر سلامت جسم اثر مثبتی داشته باشد. از آن سو، سلامت جسم نیز بستر مناسبی برای رسیدن به احساس امنیت درون و سلامت ذهن و روان است».
نوع نگرش و باورهای آدمی درباره زندگی و محیط پیرامون خود و نیز تعهدات ارزشی و ویژگی های زندگی فردی و اجتماعی انسان، در بهره مندی از بهداشت روانی مطلوب بسیار اثر گذارند.
بهداشت روانی، قوانین مربوط به سلامت عاطفی را در برمی گیرد، به گونه ای که فرد بتواند مشکلات را به آرامی پشت سرگذارد؛ به شرط آنکه بداند چگونه از فشارهای روانی و نگرانی پیش گیری کند. کارشناسان سازمان بهداشت جهانی از «بهداشت روانی» به «سلامت روان و فکر» تعبیر کرده اند و می گویند: «سلامت فکر، عبارت است از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و مناسب».
عوامل موثر بربهداشت روانی
بهداشت روانی افراد متاثر از عوامل متعددی است، اگر چه این عوامل به صورت جداگانه مورد مطالعه قرار میگیرند ولی در واقع این موضو ع چند وجهی متاثر از یکدیگر است. بدین معنی که افراد به علت شرایط محیطی یا عوامل فردی تعادل و آرامش روحی شان دچار تغییراتی میشود و هر چه شدت این عوامل زیادتر باشد، تاثیر و تهدیدش بیشتر خواهد بود. عواملی همچون : "عدم برآورده شدن نیازهای اولیه، ناکامی، استرس، یادگیری، مسائل اجتماعی و رسانه های جمعی و... از عمده ترین تاثیرگذاران بر بهداشت روانی هستند.
سلامت روان در پرتو پای بندی به آموزه های دینی
یکی از مهم ترین مسائل دین اسلام، توجه به بهداشت و سلامت جسم و روان است. واژه «دین» در لغت؛ یعنی کیش، آیین، طریقت و شریعت و در اصطلاح «به مجموعه ای از بایدها و نبایدها و باورهای منطقی و عقلانی گفته می شود که بر اساس ویژگی ها و نیازهای فطری بشر استوارند و همین مسئله، خود به عنوان اصلی ترین عامل تأمین بهداشت روانی و احساس خودارزشمندی است». خداوند کریم با تأکید بسیار در آیات نورانی وحی، تنها راه رستگاری و سعادت انسان را در «تزکیه» و پالایش روح و روان او می داند، آنجا که میفرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّیها؛ همانا هر که نفس خود را تزکیه کرد، رستگار شد». در حقیقت، پالایش روح که قرآن کریم از آن به «تزکیه» تعبیر می فرماید، همان چیزی است که امروزه از آن به سلامت روان یاد می کنند.
دین باوری و سلامت روان
متوجه ساختن انسان به مقوله ایمان به خداوند و توحید و بندگی او، نخستین و اساسی ترین آموزه پیامبران الهی و معصومان علیهم السلام بوده است. اصلی ترین رکن دین؛ یعنی ایمان به خدای یکتا سبب می شود انسان از نگرانی و تشویش خاطر در امان بماند. همچنین او را به پایداری در برابر رویدادهای ناگوار زندگی رهنمون می شود، به گونه ای که دیگر هیچ حادثه ای نمی تواند در آدمی تزلزلی به وجود آورد. بر اساس بینش اسلامی، هر انسانی از هنگام تولد، با فطرت الهی؛ یعنی با بهداشت روانی، قدم به عرصه زندگی می گذارد و اصلی ترین هدف دین نیز حفظ یا تأمین این بهداشت روانی است که از آغاز با بشر همراه بوده است.
تاریخ نگار معروف، توین بیمی نویسد:
بحرانی که اروپاییان در قرن حاضر به آن دچار شده اند، اساساً به فقر معنوی آنان بازمی گردد. تنها راه درمان این فروپاشیدگی اخلاقی که غرب از آن رنج می برد، بازگشت به دین است. اصولاً ایمان، تأثیر بسزایی در نفس انسان دارد؛ زیرا اعتماد به نفس و قدرت او را بر صبر و تحمل سختی های زندگی افزایش می دهد و احساس امنیت و آرامش را در نفس او مستقر می سازد و در درونش آسودگی خاطر پدید می آورد. بدین سان، انسان غرق در احساس خوشبختی می شود.
شاید بتوان گفت توانایی مذهب، در کاستن غم های وجودی و پیوند دادن انسان با نیروهای قدرتمند معنوی، بزرگ ترین موهبت مذهب به انسان هاست و برای فرد دین باور، این هدیه عبارت است از احساس امید و آرامش، ولی در سطحی گسترده تر و فراگیر.
ابعاد امنیت روانی و سلامت روان، در پرتو یاد خدا
یکی از مفاهیم مهم در بهداشت و سلامت روان، مفهوم «امنیت روانی» است. اگر فردی احساس امنیت روانی نکند، زندگی برای او بی معنا خواهد بود و سلامت روانی نیز برقرار نخواهد شد. امنیت روانی؛ یعنی داشتن روح و روانی آرام و به دور از ترس که در این صورت، زندگی آدمی گوارا و دلپذیر خواهد شد.
پس نشاط و آرامش از آنِ کسی است که به امنیت و اطمینان نفس می رسد و این امر زمانی به وجود خواهد آمد که انسان به خداوند خویش، وابستگی و دل بستگی راستین پیدا کرده باشد و ذکر او سراسرِ اندیشه، عاطفه و رفتارش را فراگرفته باشد. از نظر قرآن، تنها در پرتو یاد خداست که انسان به آرامش می رسد. همان گونه که می فرماید: «أَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ همانا با یاد خداوند، دل ها آرامش می یابد». مقام خداوند، مقام امن است و هر که با یاد خداوند، با این مقام ارتباط برقرار سازد، از امنیّت و آرامش برخوردار خواهد شد.
گفتنی است بر اثر یاد خدا و اصلاح رابطه انسان با خدا، رابطه او با دیگر بندگان خدا نیز اصلاح می شود. با این روش، انسان از انزوا و افسردگی و دیگر پی آمدهای ناگوار برخاسته از انزوا نیز به دور می ماند.
آثار شکرگزاری بر سلامت روان
داشتن روحیه شکرگزاری از نشانه های سلامت روح و روان آدمی است. همچنین شکرگزاری، نشانه دور بودن آدمی از بیماری هایی چون غفلت از نعمت ها، غرور، بخل و کفران نعمت است.
افزون بر به جای آوردن شکر و سپاس خدا، قدردانی از بندگان او نیز نشان دهنده سلامت روح و بهداشت روان است. آن که روحی سالم دارد، خدمت دیگران در حق خود را انکار نمی کند و از آنها به شایستگی و در حد توان قدردانی می کند.
توکل و سلامت روان
«توکل» از آموزه هایی است که آثار مثبت شگرفی بر سلامت روان انسان می گذارد. به انسان جرئت می بخشد و راه رسیدن به هدف را برای او هموار می سازد. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «آن گاه که عزم کردی و تصمیم گرفتی، به خدا توکل و کار خود را دنبال کن».
وقتی امور مهم و سرنوشت ساز، انسان را درگیر خود می سازد و شک و دلهره بر روح و روان آدمی عارض می شود، ناچار به دنبال تکیه گاهی مورد اعتماد می گردد تا یار و پشتیبان وی باشد. در نتیجه، آرامش بر قلب و روحش حاکم می شود و از نگرانی رهایی می یابد. توکل بر خدا، تردیدها و دلهره ها را از میان می برد و قلب آدمی را سرشار از آرامش می کند و روح را با سلامتی همراه می سازد.
یکی از بیماری های روح و روان انسان بر اثر درماندگی و ناامیدی و توفیق نیافتن او بر انجام دادن وظایف خویش پدید می آید. حال آنکه انسان با توکل بر خدای قادر و حکیم، به توانایی ها و استعدادهای خدادادی اش اعتماد می کند و افزون بر اینکه در پیروزی ها به غرور و خودپسندی گرفتار نمی شود، در برابر مشکلات و سختی ها نیز مقاوم می شود که این، خود، بهترین وسیله تأمین سلامت روانی فرد است.
توکل، از معرفت آدمی به خداوند سرچشمه می گیرد و او را از امیدورزی بیهوده به غیر خداوند بازمی دارد و دل را از وسوسه و تردید پاک می کند و بدین ترتیب، از عوامل مهم تأمین سلامت روان انسان به شمار می رود. نزدیک تر شدن به خدا، احساس سربلندی و بی نیازی از غیرخدا نیز از نشانه های سلامت روح است که بر اثر توکل، می توان به آنها دست یافت.
بهداشت روانی
پیشگیری نوع اول (Primary Prevention)
هدف این نوع از بهداشت روانی ممانعت از شروع یک بیماری یا اختلال است، "با حذف عوامل کلی کاهش عوامل خطرساز ، تقویت مقاومت افراد ، دخالت در فرایند اختلال" بدست میآید." برنامههای آموزش بهداشت روانی (نظیر آموزش والدین برای تربیت کودکان ، آموزش تاثیرات مصرف الکل و مواد و...)، برنامههای بالا بردن کارایی و توان افراد (نظیر برنامههای تقویتی برای کودکان محروم) ، ایجاد سیستمهای حمایت اجتماعی (نظیر بیمههای درمانی ، ایجاد و حمایت از گروههای محلی و اجتماعی حمایت کننده از افراد مبتلا)" نمونههای پیشگیری نوع اول میباشد.
پیشگیری نوع دوم (Secondary Prevention)
هدف اقدامات این بعد از برنامه بهداشت روانی ، شناخت به موقع و درمان فوری و مناسب اختلال (یا بیماری) است. تمام نظریهها و اقدامات درمانی نظیر "دارو درمانی ، رفتار درمانی ، شناخت درمانی ، گروه درمانی ، روانکاوی و ..." در غالب این بعد از بهداشت روانی قرار میگیرد.
پیشگیری نوع سوم
هدف این بعد از بهداشت روانی ، بازگرداندن و حفظ تمام یا قسمتی از تواناییهای از دست رفته فرد به علت اختلال (یا بیماری) است، تا فرد بتواند به گونهای مفید و سازنده به زندگی "خانوادگی ، اجتماعی و شغلی" خود باز گردد. در واقع برنامههای این بعد با "توانبخشی" (Rehabilitation) افراد و جلوگیری از بازگشت مجدد اختلال (یا بیماری) در فرد و حفظ و پیشبرد سلامت ایجاد شده توسط درمان ، سروکار داشته ، اقدامات قبلی را تکمیل میکند.
تأثیر روزه بر سلامت روان
روانشناسان معتقدند که روزه برای سلامت روان مفید است و موجب افزایش خودباوری و اعتماد به نفس میشود و توان و مقاومت افراد را در برابر مشکلات و ناملایمات زندگی بیشتر میکند. اما پیش از آغاز ماه رمضان، در کنار کسب آمادگیهای جسمی لازم، باید برای آمادگیهای روانی هم برنامهریزی کنیم. از دکتر محمدرضا خدایی، روان پزشک و عضو هیات علمی دانشکده علوم بهزیستی و توانبخشی، راهنماییهایی در همین زمینه خواستهایم.
آقای دکتر! چگونه میتوانیم از نظر روانی، آمادگی ورود به ماه مبارک رمضان را پیدا کنیم؟
ببینید؛ ما اول باید این نکته را بررسی کنیم که چگونه یک نیت، انگیزه و در نتیجه، یک عمل متناسب با آن شکل میگیرد. برای انجام گرفتن هر عملی لازم است که فرد انگیزه لازم برای آن را داشته باشد. دارا بودن انگیزه هم به دیدگاه هر فرد و روشن شدن علت انجام دادن عمل توسط او بستگی دارد، پس باید انگیزه و علت مشخص باشند تا اراده و پذیرش عمل صورت گیرد. برای عملی مثل روزه هم این موضوع صدق میکند؛ یعنی شما اول باید دیدگاه خود نسبت به روزه گرفتن و علت انجام دادن این عمل را به خوبی شناخته و بعد آن را به راحتی بپذیرید. شما ممکن است تصمیم داشته باشید که روزه بگیرید تا به سلامت جسم خود کمک کنید؛ یا این که روزه را تسکیندهنده روح و روان خود بدانید و احساس کنید با پیروی کردن از فرمان آفریدگارتان و کسب رضایت او به آرامش وصفناپذیری میرسید چون خیلی وقتها بعضی از کارها فقط نتیجه مادی و جسمانی ندارند. بعد از اینکه شما انگیزه و علت درستی را برای انجام دادن عمل روزه پیدا کردید، آنگاه میتوانید با میل و اشتیاق به سمت این عمل الهی پیش بروید. اما نکته مهم اینجاست که اگر شما در همین چند روز مانده به ماه رمضان نتوانید انگیزه و علت خوبی برای انجام این فریضه الهی پیدا کنید، آن وقت است که روزه گرفتن برای شما تبدیل به امری اجباری و از سر ناچاری و همراه با زجر میشود، پس جستجوی علتها را فراموش نکنید.
از نتایج روانی روزه گرفتن برایمان بگویید. آیا ممکن است دانستن این نتایج به تقویت انگیزههای روزهداران منجر شود؟
حتما همینطور است. ما در کنار علتها، باید فواید کاری را هم که انجام میدهیم، بدانیم. افراد باید بدانند که هر چند روزه باعث گرسنگی، تشنگی یا به هم خوردن نظم خواب در طول روز میگردد اما مشکلات ذکر شده در برابر آثار روانی مطلوبی که روزه در فرد به جای میگذارد، هیچ است. یک ماه روزه گرفتن سبب بالا رفتن روحیه فرد میشود. مقاومت او را در برابر مشکلات بالا میبرد و با افزایش مکانیسم انطباقی فرد موجب میشود که اعتماد به نفس او افزایش پیدا کند زیرا وقتی فردی میتواند یک ماه روش جدید و متنوعی از زندگی را تجربه کند، حتما میتواند بعدها در برابر مشکلات و فشارهای زندگی مقاومت کند. روزه گرفتن باعث میشود که فرد به تواناییهای ذاتی خود پی ببرد و حس «خواستن توانستن است» را در خود بارورتر کند. در نتیجه روزه گرفتن دفاع روانی افراد در برابر مشکلات بیشتر میشود و در نتیجه آن تحملپذیری افراد افزایش مییابد.
آیا به هم خوردن نظم خواب یا تغذیه موجب تحریکپذیری نمیشود؟
خب، این یک حقیقت کتمانناپذیر است که روزه گرفتن در کنار همه خوبیهایش، رنجهایی را در پی دارد. اختلال در خواب یا تغذیه باعث میشود که فرد از نظر روانی تحریکپذیر و زودرنج شود و واکنش سریعی نسبت به کارها از خود نشان
دهد و هرچه زمان بیشتر میگذرد و به ساعات افطار نزدیکتر میشود، افراد توجه و تمرکز خود را بیشتر از دست میدهند و گرسنگی و تشنگی باعث خستگی، ضعف و کجخلقی آنها میشود. همه اینها درست؛ اما کسی که هدفی والا را در پی میگیرد، به سادگی و با یک برنامهریزی جامع میتواند هدفش را دنبال کند. بهتر است در این جا مثالی برایتان بیاورم: شاید باران بهاری سبب آبگرفتگی معابر و کمی ترافیک شود ولی هیچکس از آن بدش نمیآید زیرا همه به خوبی میدانند که نتیجه این باران، آبادانی، سبزی و رهایی از قحطی است. روزه هم مثل باران بهاری میماند و اگر برای رسیدن به برکات این ماه برنامهریزی خوبی داشته باشیم، میتوانیم به آبادانی روحمان کمک کنیم.
ضرورت بهداشت روانی در مدارس
رسیدن به اهداف آموزشی که مدارس به عنوان اهداف اساسی خود به آنها توجه دارند مستلزم تامین بهداشت روانی دانش آموزان است. تحقیقات متعدد نشان میدهد که سلامت روانی دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی آنها رابطه دارد. و دانش آموزانی که به نحوی از مشکلات روانی یا از فقدان بهداشت روانی مناسب رنج میبرند اغلب با افت تحصیلی مواجه هستند. بنابراین ضروری به نظر میرسد جهت تامین شرایط مناسب برای نیل به اهداف آموزشی ، تربیتی و تضمین سلامت افراد در جامعه در سنین مختلف اعمال شیوههای مناسب جهت تامین بهداشت روانی در مدارس مدنظر قرار گیرد.
محیط فیزیک مدرسه و بهداشت روانی
محیطی که در آن دانش آموزان به کسب علم و آموزش مشغولند همچون تمام محیطهای دیگر که بر رفتار فرد موثر است رفتار و سلامت روان آنها را تحت تاثیر قرار میدهد. روشن است محیط فیزیکی مدرسه از جمله شرایط ساختمانی ، نور ، رنگ ، بهداشت محیط در سلامت روان دانش آموزان تاثیر گذار است. از اینرو ضروریست که در جهت ارتقاء بهداشت روانی دانش آموزان تامین شرایط فیزیکی مناسب مورد توجه قرار گیرد و از آنجایی که قسمت عمده ساعات روزانه دانش آموزان در محیط مدرسه میگذرد شرایط نامناسب فیزیکی مثل ناکافی بودن نور ، سیستم گرمایش و سرمایش نامناسب ، امنیت ساختمان و ... بسیار حائز اهمیت است.
بهداشت روانی مسئولین مدرسه
در تامین بهداشت روانی دانش آموزان ، توجه به بهداشت روانی مسئولین و کارکنان مدارس نیز حائز اهمیت است. علاوه بر تاثیر الگویی مسئولین مدرسه بر رفتار دانش آموزان نوع ارتباطی که با دانش آموزان برقرار میکنند میتوانند سودمند یا بر عکس مخل بهداشت روانی دانش آموزان باشد. از اینرو لازم به نظر میرسد تامین بهداشت روانی مسئولین مدرسه و گزینش افراد سالم مورد توجه قرار گیرد.
نقش مشاور در تامین بهداشت روانی در مدرسه
مشاور نقطه مرکزی در تامین بهداشت روانی مدرسه به شمار میرود. مشاور با شناسایی عوامل مخل بهداشت روانی و عوامل ارتقا دهنده بهداشت روانی سعی در ایجاد فضایی سالم در مدرسه مینماید. علاوه بر نقش الگودهی ، مشاوره میتواند الگویی برای معلمان دیگر باشد با شناسایی دانش آموزان مشکلدار و کمک به رفع مشکل آنها و شناخت سایر عوامل و با استفاده از امکانات موجود به ارتقای سطح بهداشت روانی مدرسه میپردازد. مشاور معمولا مورد توجه معلمین و دانش آموزان بوده و اغلب به عنوان ارائه دهنده راه حلهای مفید برای اهداف آموزشی و تربیتی از او یاری جسته میشود. بکارگیری مشاورین فعال گامهای اساسی در بهبود شرایط و فضای روانی مدارس هستند.
توصیههای برای ارتقا بهداشت روانی مدارس
آگاه سازی مسئولین مدرسه و معلمین در اتخاذ شیوههای ارتباطی و تربیتی مناسب
رفع عوامل مخل بهداشت روانی معلمین
ارتباط مستمر با خانواده دانش آموزان
به روز رسانی اطلاعات و آگاهیهای مشاوران و ارتقای توانمندیها و مهارتهای آنها
بهبود شرایط فیزیکی مدارس
برگزاری جلسات آگاه سازی برای دانش آموزان و در جهت آموزش مهارتهای زندگی ، کنترل استرس و تامین بهداشت روانی
عظمت بار بیماریهای روانی:
امروزه حدود 450 میلیون نفر از مردم دنیا از یک بیماری روانی یا رفتاری رنج می برند برطبق آمار سازمان بهداشت جهانی در سال 2001،33درصد از عمر سپری شده با ناتوانی (YLD) بدلیل بیماری های عصبی- روانپزشکی است. بیماری افسردگی تک قطبی، علت 15/12 درصد از سالهای سپری شده با ناتوانی است و سومین رتبه را بین علل نسبت داده شده به بارکلی بیماریها دارد. 4 مورد از 6 علت اصلی سالهای سپری شده عمر با ناتوانی بدلیل بیماریهای عصبی - روانپزشکی را، بیماریهای روانی چون: افسردگی، بیماریهای وابسته به مصرف الکل، اسکیزوفرنی و بیماری دو قطبی به خود اختصاص داده است . بیش از 150 میلیون نفر از مردم دنیا در هر برهه از زمان از افسردگی رنج می برند. حدود 1 میلیون خودکشی موفق هرسال در جهان داریم و حدود 25 میلیون نفر از مردم جهان از اسکینروفرنی، 38 میلیون نفر از صرع و بیش از 90 میلیون نفر از یک بیماری وابسته به مصرف الکل و یا سایر مواد رنج می برند.
از باری که برخانواده ها تحمیل می شود نباید غفلت کرد
افراد خانواده این بیماران اغلب اولین مراقبین آنها هستند و از حمایت های فیزیکی و عاطفی گرفته تا بار سنگین هزینه های درمان و مراقبت از بیمارانشان بعهده آنهاست.
تخمین زده می شود در 1 خانوار از هر 4 خانوار، حداقل یک فرد مبتلا به اختلال روانی یا رفتاری وجوددارد . خانواده ها علاوه بر فشار و استرس بالای ناشی از مشاهده بیماری در یکی از اعضاء مورد علاقه و عزیزشان، در معرض انگ اجتماعی و تبعیضی هستند که بیماری روانی در اجتماع به روی آنها می گذارد. طرد شدن از طرف دوستان،بستگان و همسایگان، احساس منفک بودن و محدودیت در فعالیت های اجتماعی را با خود به همراه دارد.در اغلب موارد خانواده ها هزینه درمان بیماران روانی را متحمل می شوند و سهم دولت و سازمان های بیمه گر عمدتاً ناچیز است.
بار اقتصادی بیماریهای روانی
در ایالات متحده امریکا، سالانه 148 میلیون دلار صرف هزینه کلیه بیماریهای روانی می شود. در سال 1996 و 1997، انگلستان هزینه بیماریهای روانی را 32 میلیون پوند برآورده کرده بود که 45 درصد آن بدلیل از دست دادن کارآئی و توانائی سازندگی بود.
بیماری اسکیزوفرنی و آلزایمر، از بیماریهائی چون آرتریت، آسم، کانسرونارسائی احتقانی قلب و ناهنجاریهای مادرزادی قلب، دیابت، فشارخون و سکته مغزی، هزینه درمانی متوسط برای هر بیمار بیشتری دارد.
بیماری روانی کارآئی، شغل یابی و حفظ شغل را در فرد کاهش می دهد
در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا 35 تا 45 درصد غیبت از محل کار بدلیل مشکلات بهداشت روانی است. بطور متوسط تعداد روزهای از دست رفته کاری که به بیماریهای روانی نسبت داده می شود 6 روز در ماه در هر 100 کارگر و تعداد روزهای کم کاری 31 روز در ماه در 100 کارگر است .
در ایالات متحده 8/1 تا6/3 درصد از کارگران از افسردگی اساسی رنج می برند و شاغلین با افسردگی 2 برابر بیشتر احتمال ناتوانی در کار نسبت به افراد بدون افسردگی دارند.
ارتقاء بهداشت
ازدیدگاه مجریان بهداشتی ارتقاء بهداشت به کوشش هائی اطلاق می گردد که جمعیتهای سالم رانیز شامـل می شود وهدف از آن بالا بردن سطح بهــداشت و ســلامتی است ( تایلور،1995) .ارتقاء بهداشت با مفاهیم دیگری چون آموزش بهداشت پیشگیری اولیه وتامین بهداشت ارتباط دارد. بحث های زیادی در مورد ارتباط این مفاهیم مطرح شده است. مفهوم پیشگیری عموماً به معنی کاهش خطر ابتلاء به بیماری است (پیشگیری از رویدادها، پیامدها و عوارض یک بیماری و پیشگیری از رخداد دوباره بیماری). در حالیکه آموزش بهداشت مفهومی است که ارتقاء بهداشت از آن برخاسته است . بطور سنتی آموزش بهداشت به آموزش افراد و پس از آن آموزش گروهها و جامعه ربط داده میشود بنابراین تمرکز آن نخست به افراد و سپس بر تغییر رفتار جمعی است . با توجه به موارد یاد شده میتوان گفت آموزش بهداشت در عملی ساختن فعالیتهای ارتقاء بهداشت نقش مهمی دارد.
ارتقاء بهداشت روان جامعه نگر:
در سال 1963یکی نخستین فعالیت های آموزشی بهداشت روان با پرورژه بهداشت روانی نورث امپتون معرفی شد. اهداف این پرورژه عبارت بودند از :
1- آگاهی عمومی از اختلالات روانی بعنوان یک مشکل
2- گسترش دانش و آگاهی در زمینه سبب شناسی اختلالات روانی
3-نشان دادن پیشرفت ها در زمینه درمان و مراقبت از بیماران روانی
4-ارائه اطلاعات در مورد اینکه مراقبت جامعه نگر چیست و چگونه افراد غیر متخصص میتوانند دراین زمینه همکاری داشته باشند و بیان اهمیت این همکاری .
گرچه اهداف برنامه ارتقاء بهداشت روانی جامعه نگر افراد بهنجار جامعه است ولی بیشتر برنامه های ارتقاء بهداشت روانی در جمعیت ها و گروههائی مانند دانش آموزان کارمندان و کارگران و بیماران روانی اجرا شده است .
یکی از اهدافی که میتوان به آن اضافه کرد و از اهداف سازمان جهانی بهداشت در سال 2003 بود انگ زدائی از بیماران روانی است که این امر با آموزش عموم مردم جامعه امکانپذیر خواهد بود با تغییر نگرش مردم در مورد بیماریهای روانی و قابل تشخیص و درمان بودن اینگونه بیماریها، مشابه بسیاری از بیماریهای حاد یا مزمن جسمی، خواهیم توانست مقداری از بار انگ اجتماعی و تبعیضی که بر این گروه از افراد جامعه تحمیل میشود، کاهش دهیم.
نیاز به افزایش آگاهی مردم و ارتقاء فرهنگ بهداشتی جامعه در ایران قطعاً وجود دارد. در تحقیقی که توسط شادمنش و همکاران در زمینه بررسی فرهنگ بهداشتی مردم شهرنشین استان کردستان در سال 1377 انجام شد نشان داده شد که 61% آگاهی ضعیفی از مفهوم بهداشت داشتند. 35% از مردم معتقد بودند که طب سنتی تاثیر زیادی در درمان بیماریهای داشه و 12% از مردم به دعا نویس جهت بهبود بیماری اعتقاد داشتند. در خصوص چگونگی بهبود یک بیماری روانی بین نظرات مردم در شهرهای مختلف استان( با 0001/0) تفاوت وجود داشت .
شواهد علمی درموردتاثیربرخی آموزشهای بهداشتی در زمینه سلامت روان
از آنجائیکه برنامه ریزی و اجرای مناسب هر برنامه بهداشتی مستلزم تشخیص عناصر و مولفه های اصلی است ، با بررسی متون و اقدامات انجام شده به این نتیجه دست یافته ایم که آموزش مهارت های زندگی که از حدود 16 سال پیش در بسیاری از کشورهای دنیا در حال اجراست و نتایج پرباری را با خود به همراه داشته است ، در ایران نیز بتواند گامهای بزرگی را در زمینه ارتقاء سلامت روانی افراد جامعه بردارد. برنامه آموزشی مهارتهای زندگی بر طبق تحقیقات گسترده قبـــلی در پیشگیری از سوء مصرف موارد (بوتوین و همکاران 1980و1984 ، پنتز 1986) ، پیشگیری از بی بند و باری جنسی (اولوپس 1990)، بارداری در نوجوانان (زابین و همکاران 1986 و شینگ 1994)،ارتقای هوش (گونزالس ،1990) پیشگیری از ایدز (سازمان بهداشت جهانی، 1994) آموزش صلح (پراتزمن و همکاران) و ارتقاء اعتمــــــاد به نفس (تاکید ،1990) مفید و موثر بوده است . از این گذشته بسیاری از شاخصهای سرمایه اجتماعی (Social capital ) با مهارتهای مرتبط می شود.
در ایران نیز برنامه بهداشت روان در مدارس در سال 1378 توسط دکتر بینا و همکاران در منطقه دماوند بر روی 280 نفر از دانش آموزان پسر و دختر مقاطع راهنمایی ودر دو سطح دانش آموزان و معلمین انجام شد. ارزیابی قبل و بعد از مداخله نشانگر افزایش آگاهی دانش آموزان و معلمان نسبت به مقوله بهداشت روان ، تغییر نگرش آنها به مسئله بهداشت روان و بهبود نمرات سلامت روان آنان بود.
بطور کلی مهارتهای زندگی شامل مهارتهایی است که باعث افزایش توانائی های روانی – اجتماعی افرد میشود و اوراقادر می سازد تا بطور موثر با مقتضیات و کشمکش های زندگی روبرو شود. آموزش مهارتهائی چون حل مسئله و تصمیم گیری، تفکر خلاق نقّاد ، برقراری ارتباط، خود آگاهی ، همدلی، مهارت مقابله با استرس و مهارت جرات آموزی و ابراز وجود همزمان با شگل گیری شخیصت و رشد تفکر شناختی کودک و دوره ها ی حساس نوجوانی میتواند به میزان زیادی از آسیب های روانی – اجتماعی آتی پیشگیری کند.
اداره سلامت روان وزارت بهداشت در حال تلاش برای گسترش کشوری طرح آموزش مهارتهای زندگی است و در سال گذشته کلیه روان شناسان و روانپزشکان مسئول برنامه بهداشت روان را در کلیه دانشگاههای علوم پزشکی کشور آموزش داده است و این فعالیت در سطح کشوری آغاز شده است .
ویژگی های افرادی که از نظر روانی سالم هستند
· این افراد نسبت به خود آرامش دارند یعنی به طور نسبتا معقولی احساس امنیت و کفایت دارند
· توانائی های خود را در حد واقعی خود ارزیابی میکنند, نه بیشتر و نه کمتر
· به خود احترام میگذراند (Self- respect) و کمبودهای خود را می پذیرند
· به حقوق دیگران احترام می گذارند
· میتوانند به دیگران علاقمند شوند و آن ها را دوست بدارند
· میتوانند احترام و دوستی دیگران را جلب کنند
· میتوانند نیازهای زندگی خود را برآورده سازند و برای دشواری هایی که زندگی آنها پیش می اید راه حلّی پیدا کنند. آنها قادرند خود بیندیشند و تصمیم بگیرند
· قادرند مسئولیت های روزمرة خود را با برگزیدن اهداف معقول پیش ببرند
· تحت تاثیر عواطف, ترس, خشم, عشق یا گناه خود بطوری قرار نمیگیرند که زندگیشان پریشان شود.
چند نشانه هشدار دهنده برای ضعف روانی
احساس نگرانی دائمی
ناشادی دائمی به علل ناموجّه
از دست دادن آسان تعادل روانی در بیشتر اوقات
بی خوابی مکرر
افسردگی و سرخوشی متناوب بصورت ناتوان کننده
احساس بی علاقگی و تنفّر دائمی نسبت به مردم
آشفتگی زندگی
عدم تحمل دائمی فرزندان
همواره خشمگین و بعد دچار پشیمانی شدن
ترس بی جهت دائمی
دائما حق را به جانب خود دادن و دیگران را ناحق شمردن
احساس درد و شکایت های بی شمار بدنی که علّتی برای آن پیدا نمی شود جمعیت های آسیب پذیر (High Risk) در بهداشت روان
گرچه بهداشت روان به مفهوم گفته شده, خود را در برابر تمام بیماران و همه افراد سالم متعهد میبیند اما گروه ها و جمعیت هایی نیازمندی بیشتری داشته و آسیب پذیری زیادتری از نظر بهداشت روان دارند. این افراد عبارتند از: بیماران و معلولین روانی, عقب ماندگان ذهنی, بیماران صرعی, سالمندان, معتادان, بیکاران, نیازمندان اقتصادی, کودکان و نوجوانان, زنان باردار, جدا شده و داغدیده, افراد بی سرپرست, زندانیان . . . و مهاجران.
پیشرفت صنعت و تکنولوژی, قدرت و ثروت را افزایش داده ولی امکان زندگی با آرامش و صلح و اطمینان را از انسان سلب کرده و در حقیقت "کیفیت فدای کمیت" شده و اعتدال و تناسب کنار رفته و بیماری های عصبی ـ روانی و روان تنی، جانشین آن شده است. بطوریکه آمار نیز حکایت از افزایش شیوع بیماری های روانی دارد و علل مختلفی را برای این افزایش شیوع بر شمرده اند که به مهمترین آنها اشاره میگردد:
علل افزایش شیوع بیماری های روانی
· بیماری های روانی مانند بیماری های جسمی کشنده نیستند و در نتیجه, مبتلایان به این نوع بیماری ها روی هم انباشته می شوند و احتیاج بیشتری جهت درمان سرپائی, بستری شدن و تخت بیمارستانی پیدا میکنند.
· عدم درک از نحوه شروع و طولانی مدت بودن بیماری در نتیجه عدم اطلاع از بیماری, درمان به موقع انجام نمیشود که همین امر باعث مزمن شدن بیماری گشته و بیماری غیرقابل علاج میگردد
· عدم برنامه صحیح و اطلاع کافی از روش های پیشگیری و درمانی که خود باعث انباشته شدن و ازدیاد این نوع بیماران میگردد
· برحسب برآورد سازمان جهانی بهداشت امروزه 25% مردم جهان دچار یکی از انواع اختلالات روانی ـ عصبی ـ رفتاری هستند. (به جز اعتیاد به مواد مخدر, الکل و سایر موارد).
ناتوانی و از کارافتادگی (disability) ناشی از بیماری های روانی، اغلب شدید و طولانی است و بار سنگینی بر بیمار, خانواده و جامعه تحمیل میکند. بطور کلی 6/10% بار کلی بیماری ها (Global Burden of Diseases) مربوط به بیماری های روانی است و با محاسبه سال های تقریبی ناتوانی در طول عمر (Disability Adjusted life years: Daly) این رقم به 28% افزایش مییابد.
لازم به توضیح است که در مطالعه بار جهانی بیماری ها بر روی میزان ناتوانی ایجاد شده توسط بیماری ها تاکید میگردد. مثلا آیا مرگ و میرها ارزش یکسانی دارند, یعنی مرگ یک فرد 80 ساله با مرگ یک فرد 25 ساله فرق نمیکند؟ آیا فشاری که از طریق بیماری ها بر فرد و خانواده وی وارد می اید یکسان است؟ میزان ناتوانی ایجاد شده توسط یک بیماری چقدر است؟
این بررسی نشان داده که در طول دو دهه آینده بیماری های روانی بعنوان اولویت عمده بهداشتی کشورهای جهان خواهد بود. بطوریکه هم اکنون از 10 بیماری عمدهای که سبب ناتوانی میشوند 4 بیماری مربوط به اختلالات روانی است : افسردگی یک قطبی (7/10)، اختلال خلقی دو قطبی (3%), اسکیزوفرنی (6/2%)، وسواس (2/2%) (جدول 1)
میزان شیوع اختلالات روانی در ایران در مناطق مختلف از 9% تا 36% متغیر است. طبق مطالعات, 3% از بیماران روانی و 6/1% از جمعیت 15 سال به بالا به نحو شدیدی, از لحاظ روانی بیمار بوده و به درمان جدّی روانپزشکی نیاز داشته اند. 3/15% از این گروه سنی بیماری های خفیف روانی و 6/26% مسائل عاطفی مختلف داشته اند.
1 ـ بیماری های عمده یا روان پریشی (Psychosis) :
· روان گسیختگی (schizophrenia): شکاف شخصیت و عدم احساس واقعیت
· افسردگی ـ سرخوشی (Manic- depressive): افسردگی ژرف و هیجان شدید نوسان دار
· سوء ظن شدید و هذیان (paranoia): سوء ظن بی دلیل به همه چیز در چارچوب توهّم
· روان نژندی یا نوروز: از دست رفتن توانایی واکنش هنجار در برابر موقعیت های گوناگون زندگی
· اختلالات شخصیتی: ناشی از تجربیات اسف انگیز دوران کودکی
بیماری های عضوی: آرتریواسکلروز عروق مغزی، سرطان ها، بیماری های متابولیک، برخی بیماری های نرولوژیک، بیماری های غدد درون ریز، بعضی از بیماری های مزمن، صرع و ...
وراثت: در کودکی که پدر و مادرش هر دو روان گسیخته اند, احتمال ابتلاء به روان گسیختگی 40 برابر بیشتر از کودکانیست که پدر و مادر سالم دارند.
عوامل محیطی و اجتماعی: نگرانی ها، تنش های عاطفی، ازدواج های اجباری، گسستگی خانواده، فقر، شهرنشینی، صنعتی شدن جامعه، مهاجرت، عدم امنیت اقتصادی، طرد شدن، از یاد رفتن، ظلم و ...
ـ سمومی مثل جیوه، دی اکسید کربن، منگنز، قلع، ترکیبات سرب و غیره
ـ داروهایی مثل باربیتورات ها، گریزوفولوین، الکل و غیره
ـ مواد تغذیهای مثل کمبود ویتامین و پیریدوکسین، کمبود یُد و غیره
ـ عفونت ها مثل سرخک، سرخجه و عفونت های پیرامون زایمانی که بر تکامل مغزی تاثیر دارند
پرتوتابی در هنگام تکامل عصبی
در سال های اخیر مطالعات متعددی در رابطه با مذهب و اهمیّت آن در تامین بهداشت روانی در جای جای دنیا صورت گرفته است. طی مطالعه ای که در منطقه کارولینای شمالی آمریکا در مورد رابطة تعلّق های مذهبی با افسردگی اساسی در گروه های مختلف مذهبی انجام شده، مشخص گردیده است که در گروهی از مسیحیان به نام پنتاکستال ها که ظاهرا رفتارهای انزواگرایانه اجتماعی دارند شیوع افسردگی اساسی بیشتر از دیگر گروه های جامعه است. طی مطالعه دیگری در زنان مسنّ مبتلا به شکستگی لگن مشخص گردید که شیوع و شدت افسردگی و عوارض روانی ناشی از شکستگی لگن در زنانی که دارای اعتقادات مذهبی هستند به مراتب کمتر بوده و وضعیت حرکتی بهتری در این زنان مشاهده می شود. ضمنا در مطالعات غربالگری علایم افسردگی در دانش آموزان دبیرستانی شهرهای مختلف کشور نیز در افراد با درجة بالای عقاید مذهبی و مقیّد به انجام فرایض دینی، میزان افسردگی به صورت معنی داری کمتر بوده که همگی این مطالعات و بسیاری از پژوهش های دیگر، حاکی از تاثیر مثبت و آرامبخش ایمان مذهبی متعادل همراه با نگرش مثبت اجتماعی در تامین سلامت روانی و به همراه آن کاهش افسردگی، می باشد.
اولویّت های بهداشت روانی
پیشگیری و مبارزه با بیماری های افسردگی, اسکیزوفرنی, زوال عقل, عقب ماندگی ذهنی, صرع و همچنین مبارزه با خودکشی از اولویّت های بهداشت روانی است. به همین دلیل به وضعیت این موارد در ایران اشاره میکنیم:
1ـ افسردگی: شیوع افسردگی در ایران حدود 7/7% جمعیت 15 ساله به بالا است و بنابراین در هر مقطعی از زمان حداقل حدود 5 میلیون نفر دچار این بیماری هستند.
2ـ اسکیزوفرنی: وخیم ترین بیماری روانی محسوب می شود. به ویژه این که این بیماری در سنین نوجوانی و جوانی آغاز میگردد و در اکثر موارد سیر مزمن و مادام العمر دارد, شیوع این بیماری حدود 1% است و بنابراین تعداد این بیماران در ایران حدود 5/0 میلیون نفر می باشد.
3 ـ زوال عقل (دمانس): با بالا رفتن سطح بهداشت عمومی و افزایش میانگین سنّی جامعه تعداد موارد زوال عقلی بتدریج بالاتر خواهد رفت. در یکی از بررسی ها شیوع این اختلال در ایران 25/0% ذکر شده است (حدود 150 هزار نفر)
4 ـ عقب ماندگی ذهنی: شیوع آن حداقل 2 درصد و تعداد مبتلایان 000/200/1 نفر است که حداقل 10% آنها دچار عقب ماندگی شدید هستند.
5 ـ صرع: میتوان گفت که شیوع بیماری صرع در جوامع مختلف به طور متوسط حدود 1% است که در جوامع در حال توسعه بیشتر از جوامع توسعه یافته گزارش شده است. در گزارشی از یکی از مناطق ایران شیوع صرع گراندمال 2 % آمده است.
6ـ خودکشی: امروزه خودکشی سوّمین علّت مرگ در سنین 15 تا 30 سالگی را به خود اختصاص داده است. 95% افرادی که اقدام به خودکشی میکنند مبتلا به بیماری های روانی بویژه افسردگی هستند.
بطور کلی بهداشت روانی دارای چهار هدف اصلی است:
1 ـ خدماتی: ارائه خدماتی است، در جهت تامین سلامت فکر و روان افراد جامعه، پیشگیری از ابتلا به اختلالات روانی، بیماریابی، درمان سریع و پیگیری بیماران مبتلا به اختلالات عصبی روانی به طور سرپائی و یا بستری، کمک های مشاورهای به افرادی که دچار مشکلات روانی، اجتماعی و یا خانوادگی شده اند.
2 ـ آموزشی: عبارت است از آموزش بهداشت روانی به افرادی که با بیماران روانی سرو کار دارند و همچنین آموزش بهداشت روانی همگانی و آشنا ساختن مردم جهت همکاری و استفاده از سرویس های موجود در صورت مواجهه با استرس ها و مشکلات روانی، ارائه مفاهیم و شناخت اختلالات روانی به دست اندرکاران امر بهداشت در سطوح مختلف است.
3 ـ پژوهشی: شامل تحقیق در زمینه پیشگیری و نیز علل، نحوه شروع و درمان اختلالات روانی، عقب ماندگی ذهنی، اعتیاد و انواع انحرافات اجتماعی بوده که جایگاه این پژوهشها میتوان در مدارس، دانشگاه ها، سربازخانه ها، مراکز قضائی و انتظامی، کارخانجات، درمانگاه های عمومی، مراکز بهداشتی درمانی و نظایر آن باشد.
4 ـ طرح و برنامه ریزی بهداشتی: شامل برنامه ریزی درباره ایجاد گسترش مراکز جامع روانپزشکی منطقهای، مراکز بهداشت مادر و کودک و تنظیم خانواده، مراکز کودکان استثنایی، مراکز ارائه خدمات درمان های روانپزشکی و ایجاد هماهنگی بین برنامه های خدماتی، آموزشی و پژوهشی است.
برنامه کشوری بهداشت روان جمهوری اسلامی ایران در سال 1365 توسط کمیتهای متشکل از کارشناسان و صاحبنظران بهداشتی و بهداشت روان کشور و مشاور وقت بهداشت روان منطقهای سازمان جهانی بهداشت تهیّه و تنظیم گردید و در سال 1367 بعد از تصویب شورای معاونین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به مرحله اجرا گذاشته شد. اهداف این برنامه عبارت بودند از : فراهم آوردن خدمات بهداشت روان برای همه مردم با تأکید بر قشرهای آسیب پذیر و محروم، ایجاد الگوی خدمات بهداشت روان سازگار با ساخت فرهنگی و اجتماعی و تشویق مشارکت جامعه در ارائه خدمات، افزایش آگاهی و مهارت های بهداشت روان در مردم، و تنظیم برنامه های مناسب برای آسیب دیدگان جنگ. این برنامه شامل راهبردهای خدماتی، اجرایی، اداری و ارتقاء بهداشت روان بوده، اما راهبرد محوری همان ادغام خدمات بهداشت روان در نظام مراقبت بهداشتی اوّلیه (PHC) و به عبارت دیگر، در شبکه های بهداشتی درمانی کشور با ویژگی های زیر بود:
تمرکز زدایی در فعالیت ها، اولویت دادن به پیشگیری، کاربرد سطوح خدماتی و نظام ارجاع، پیگیری مستمر و تأکید بر مراقبت های سرپائی تا بستری در بیمارستان. بدیهی است که برای این منظور مکانیسم های ذیل در نظر گرفته شد: ساده کردن مفاهیم اساسی بهداشت روان، شناخت نظام شبکه بهداشتی کشور، استفاده صحیح از کارکنان بهداشت عمومی، شناخت تأثیر مثبت اجزای بهداشت عمومی بر بهداشت روان و تقسیم وظایف برنامه در سطوح مختلف ارائه خدمات.
در نظام مراقبت های بهداشتی اوّلیه در مناطق روستایی خانه بهداشت اوّلین واحد ارائه خدمات است که اداره آن را بهورز بر عهده دارد. بهورزان تحت آموزش بهداشت روان قرار میگیرند و وظیفه آموزش، شناسایی بیماران و ارجاع آنان به مرکز بهداشتی درمانی روستایی، پیگیری دستورات داده شده در مورد بیماران ارجاعی و ثبت و گزارش اطلاعات بیماران جدید و قدیم را بعهده دارند. در مراکز بهداشتی درمانی روستایی که بر چند خانه بهداشت سرپرستی و نظارت دارند، یک پزشک عمومی و چند کاردان آموزش دیده فعالیت میکنند. پزشک موارد ارجاعی از خانه های بهداشت را می پذیرد و موارد مشکل را به سطح بالاتر ارجاع میدهد که عبارت است از سطح تخصصی شهرستان. در این مرکز که معمولاٌ در پلی کلینیک بیمارستان عمومی شهرستان واقع است، روانپزشک یا پزشک عمومی دوره دیده و کارشناس بهداشت روان، علاوه بر آموزش و نظارت بر مراکز بهداشتی درمانی روستایی، مورد ارجاعی را میپذیرد و موارد مشکل را به سطح بالاتر، ارجاع میدهد. خدمات سطح تخصصی استان عمدتاً در بیمارستان ها و مراکز روانپزشکی استان و توسط روانپزشکان و روانشناسان، روان پرستاران و مددکاران اجتماعی انجام میگیرد و در عین حال، مرکز بهداشت استان، مسئولیت برنامه ریزی، اجرا، نظارت، ارزشیابی و پایش برنامه های بهداشت روان در کلیّه شهرستان های استان را بر عهده دارد.
اما در مناطق شهری، اوّلین واحد ارائه خدمات، مراکز بهداشتی درمانی شهری هستند که درآن پزشکان عمومی بیماران را می پذیرند و در صورت نیاز آنان را به مراکز بالاتر ارجاع میدهند.
برای فعال نمودن خدمات شهری، تأسیس پایگاه های بهداشتی واستفاده از رابطین داوطلب بهداشتی پیش بینی شده است این رابطین وظیفه آموزش، شناسایی خانواده ها، جلب مشارکت مردم، تشویق و ارجاع خانواده های دارای بیمار به مراکز و پیگیری وضعیت بیماران تحت پوشش را بر عهده دارند.
پزشکان عمومی و مسأله بهداشت روان
در مناطق شهری اهمیّت نقش پزشکان عمومی در شناسائی مسائل روانی مراجعه کنندگان و کم کردن بار بیماری ها، کمتر از نقش پزشکان عمومی مستقر در شبکه نبوده بلکه بیشتر هم میباشد. بررسی های بالینی نشان داده است که شکایات اوّلیه بیش از 80 درصد بیماران روانی، شکایات بدنی است (از قبیل سردرد، تپش قلب، سوء هاضمه، ضعف، بی خوابی و غیره) به هین علت، نخستین مراجعه اکثر بیماران روانی، یعنی نزدیک به 80 درصد آنان به اطبای غیر روانپزشک وترجیحا به پزشکان عمومی است. به علاوه حقیقت این است که اکثریت بیمارانی هم که علائم بارز بیماری آن ها علائم روانشناختی است، مراجعه به اطبای عمومی را به مراجعه مستقیم، به روانپزشک ترجیح می دهند از اینرو، نقش پزشکان عمومی در امر تشخیص زودرس و درمان به موقع و به جای اختلالات روانی و در نتیجه نقش آنان در جلوگیری از اِزمان بیماری و کاهش هزینه های غیرضروری و حذف بستری شدن های بیمورد و مکرر کاملا مشهود است. لذا مشارکت فعال پزشکان عمومی در پیاده کردن برنامه های بهداشت روانی از اهمیّت خاصی برخوردار بوده و در اولویّت قرار دارد.
اوقات فراغت
دانش آموزان و روزهای کشدار تابستان ؛ بودجه اوقات فراغت کجا هزینه می شود ؟!
استرس شب های امتحان و گرفتن کارنامه که تمام می شود ، بی حوصلگی های روزهای کشدار تابستان خودی نشان می دهد و از درو دیوار شعارهایی همچون تابستان فرصت خوبی برای شناسایی استعدادهای دانش آموزان و شکوفایی آنهاست ، اوقات فراغت زمینه ساز ایجاد نبوغ در دانش آموزان است ، تعطیلات تابستانی بهترین زمان برای یادگیری مهارت های اجتماعی بر در و دیوار شهر نقش می بندد .شعارهایی که معمولا در حد حرف باقی می مانند و باز هم دانش آموزان همچنان در روزهای داغ تابستانی ، سرگردان و بی هدف در کوچه ها و خیابانها پرسه می زنند ...
روزهای کش دار تابستان که از راه می رسند ، بحث همیشگی و تکراری اوقات فراغت هم نقل محفل سازمان ها و وزارتخانه ها می شود و هر ساله بیش از 20 وزارتخانه و سازمان از اختصاص بودجه های میلیونی برای اوقات فراغت خبر می دهند و این در حالی است که به عقیده کارشناسان بحث اوقات فراغت در کشور ما همچنان بی سرانجام است.
مدارس ، کانون های فرهنگی تربیتی وابسته به سازمان دانش آموزی ، خانه های فرهنگ ، فرهنگ سراها ، مساجد ، سازمان ملی جوانان همه و همه در تدبیر گذراندن اوقات فراغت مناسب و مفید برای دانش آموزان هستند ، اما والدین در این زمینه چه می گویند ، مادر یک دانش آموز می گوید : تابستان که از راه می رسد درگیری والدین و بچه ها نیز شروع می شود.
مهری معمارباشی می افزاید : همه جا ادعای پر کردن اوقات فراغت را دارند ، اما برنامه هایشان آنقدر مفید و جذاب نیست که بتواند دانش آموزان را جذب کند و برایشان مفید و دلچسب باشد.
پدر دانش آموزی می گوید : سال گذشته به دلایلی مجبور شدم هزینه کمتری برای تابستان دخترم درنظر بگیرم ، در نتیجه در پایگاه تابستانی مدرسه ثبت نامش می کردم تا بتواند با یادگیری هنرهایی که در آنجا آموزش می دادند تابستانش را پر کند ، اما برنامه های پایگاه تابستانی به قدری غیر جذاب بود که دخترم حتی یک هفته هم دوام نیاورد .
محمد مهدی زارع می افزاید : مراکز دولتی فقط می خواهند دانش آموزان بیشتری را با هزینه های کمتر ساماندهی کنند ، به همین دلیل اکثر برنامه هایشان از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست ، در عین حال مراکز خصوصی نیز در ایام تعطیلی مدارس با میزان پولی که از مردم می گیرند کوله بار یک ساله شان را می بندند ، این مراکز برای کوچکترین اقداماتشان نیز از مردم پول می گیرند.
وی تاکید کرد : هیچ سیستم نظارتی کاملی بر عملکرد مراکز خصوصی وجود ندارد و هر کس هر قیمتی که می خواهد برای دوره هایی که در تابستان برگزار می کند ، از مردم می گیرد و مردم هم چاره ای جز پرداخت این هزینه ها ندارند.
اوقات فراغت یعنی بی کاری
یک دانش آموز به خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر می گوید : کاش همیشه مدرسه برقرار باشد و وزارت آموزش و پرورش هیچ زمانی را برای اوقات فراغت ما دانش آموزان درنظر نگیرد.
محسن خوش نشین می افزاید : تابستان برای ما بچه های جنوب شهر یعنی بی کاری ، یعنی دردسر برای پدر و مادر و بی حوصلگی ، یعنی بازی فوتبال توی خیابانی که هر لحظه از آن ماشینی رد می شود و بازیمان را از هم می پاشد ، خلاصه اگر تابستان نباشد طبق روال عادی مدرسه می رویم ، درس می خوانیم و حداقل سرگردان نیستیم.
یک دختر دانش آموز هم می گوید : کی گفته که تابستان زمان اوقات فراغت است ، به نظر من تابستان بدترین زمان ممکن است ، در ایام سال تحصیلی آدم به امید قبولی در پایان سال درس می خواند و حجم بالای دروس را تحمل می کند اما در تابستان آدم واقعا می ماند که چرا باید به درخواست پدر یا مادر انواع کلاس های بی فایده را سپری کند.
زهره کاردان می افزاید : پدرم خیلی دوست دارد که دختران هنرمندی داشته باشد به همین دلیل به محض تعطیلی من و خواهرم اسم ما را در کلاس های مختلف می نویسد و حتی مجال کوچکترین استراحت و فراغتی به ما نمی دهد ، گاهی با این عملکرد پدرم از هر چه کلاس و درس و حتی هنر است بیزار می شویم.
تابستان خوب ، فقط برای بچه های پولدار است
یک دانش آموز در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر می گوید : تمام لذت تابستان به این است که آدم بدون دغدغه مفاهیم درسی و ترس از امتحان از شهر بیرون بزند و تا دلش می خواهد خوش بگذراند.
صادق بارانی می افزاید : مسافرت مدتهاست که سهم بچه های پولدار است و بقیه نمی توانند از آن استفاده کنند ، هر چند که پایگاه های تابستانی هر دانش آموزی را یک بار به سفر می برد ولی ضمن اینکه هزینه های زیادی را از دانش آموزان می گیرد ، کیفیت برگزاری اردو هم در حدی است که بچه ها ترجیح می دهند خانه بمانند.
گر چه سازمان ملی جوانان از اختصاص 24 میلیارد ریال اعتبار برای ساماندهی اوقات فراغت خبر می دهد اما وزارت آموزش و پرورش ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دستگاه های اجرایی و موسسات دولتی که حوزه وظایف آنها ارتباط مستقیمی با اوقات فراغت ندارد ، از جمله بهزیستی ، شورای شهر ، وزارت کار و امور اجتماعی و ... نیز هر سال رقم بودجه اختصاصی برای اوقات فراغت اعلام می کنند. سال گذشته تنها شورای اسلامی شهر تهران 30 میلیارد ریال برای ساماندهی اوقات فراغت در تابستان 82 اختصاص داد و به همین ترتیب سازمان ملی جوانان نیز بودجه ای حدود 3 میلیارد تومان را برای اوقات فراغت جوانان درنظر گرفت ، اما همچنان بسیاری از دانش آموزان و والدین از نحوه عملکرد مسوولین درباره گذران اوقات فراغت خصوصا اوقات فراغت دانش آموزان رضایتی ندارند.
اعتبارات کم نیست ، مدیریت ضعیف است
هر ساله حدود 17 میلیون دانش آموز در طول تابستان بیکارند و به رغم اینکه آسیب شناسان اجتماعی بیکاری نوجوانان را یکی از عمده ترین دلایل افزایش جرایم می دانند ، اوقات فراغت دانش آموزان متولی خاصی ندارد . یک کارشناس تعلیم و تربیت درباره چگونگی مصرف اعتبارات اختصاص یافته به اوقات فراغت می گوید : هر چند که مراکز و ارگان های مختلف در زمینه گذران اوقات فراغت هزینه می کنند اما مدیریت درست و کاملی بر عملکرد آنها نظارت نمی کند و چه بسا در بسیاری از موارد ارگان ها و مراکز مختلف به موازات یکدیگر اقدام می کنند.
محمد مهدی زارع می افزاید : به نظر من اعتبارات اختصاص یافته به اوقات فراغت اعتبارات کم و محدودی نیست و می توان با یک برنامه ریزی صحیح به بهترین نحو ممکن اوقات فراغت دانش آموزان را پر کرد.
استاد دانشگاه پیام نور در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر با تاکید بر اینکه پر کردن این حجم عظیم از ساعات، نیاز به یک برنامهریزی جدی و دقیق دارد ، می گوید : اوقات فراغت بهترین زمان برای شکوفا شدن خلاقیت و نوآوری دانش آموزان است ، به همین دلیل این ایام باید متناسب با استعدادهای دانش آموزان درنظر گرفته شود.
سازمان دانش آموزی متولی اصلی غنی سازی اوقات فراغت نیست
رئیس سازمان دانش آموزی با تاکید بر اینکه سازمان دانش آموزی متولی اصلی غنی سازی اوقات فراغت دانش آموزان نیست ، می گوید : حدود یک میلیارد تومان اعتبار برای اوقات فراغت دانش آموزان در تابستان از سوی سازمان دانش آموزی درنظر گرفته شده است که با این مبلغ می توان 6 میلیون دانش آموز را تحت پوشش قرار داد.
مهدی شاه حسینی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر با اشاره به اینکه از سوی سازمان ملی جوانان اعتباری حدود 180 میلیون تومان برای کمک به طرح گردشگری دانش آموزان درنظر گرفته است ، می افزاید : به دلیل محدود بودن اعتبارات سازمان دانش آموزی ، این سازمان اولویت اول برای استفاده از برنامه های اوقات فراغت را به 4 میلیون دانش آموزی اختصاص می دهد که عضو سازمان هستند.
رئیس سازمان دانش آموزی در پاسخ به این سوال که مابقی دانش آموزان چگونه باید اوقات فراغت خود را پر کنند ، اظهار می کند : سازمان دانش آموزی متولی اصلی غنی سازی اوقات فراغت نیست و با میزان اعتبارات اختصاص یافته محدود نمی تواند تعداد بیشتری از دانش آموزان را تحت پوشش در آورد.
بر اساس آمار، درحال حاضر کمتر از ده درصد خانواده های ایرانی قادر به برنامه ریزی برای اوقات فراغت فرزندان خود در فصل تابستان هستند و این در حالی است که قریب به 70 درصد از خانواده ها نیز از تامین ساده ترین و جزیی ترین نیازهای اولیه فرزندان خود برای گذران پر بار فصل تابستان عاجزند، به راستی کدام سازمان و نهاد متولی اصلی اوقات فراغت دانش آموزان است ؟ و در این میان دانش آموزان محروم کجا قرار دارند ؟
اوقات فراغت باید ها و نباید ها
فراغت شامل فعالیت هایی جدا از اجبارهای شغلی، خانوادگی و اجتماعی است که در آن فرد فقط به میل خود عمل میکند. در نتیجه فراغت، کار یا بیکاری نیست، بلکه یک تجربه با ارزش زندگی است و به قول ارسطو، فراغت جدیترین مشغله انسان است.
پرکردن اوقات فراغت دانشآموزان در فصل تابستان گاه به معضلی جدی برای والدین تبدیل میشود. اگر از اوقات فراغت تابستان به خوبی استفاده شود، میتواند به دورانی اثرگذار در زندگی حال و حتی آینده کودکان و نوجوانان تبدیل شود، ولی در بسیاری از مواقع چنین اتفاقی نمیافتد.. تا نیمه های شب پایتلویزیون نشستن، ساعت ها بیهدف پشت رایانه بودن، صبح ها تا دیر وقت خوابیدن و بخش عمده روز را با کسالت سپری کردن یک مشکل بارز از نحوه گذران اوقات فراغت دانشآموزان در شهرهاست..
در تعریف اوقات فراغت، مفهوم رضایت، انگیزه و عامل انتخاب، نقش اساسی دارد. در حقیقت برجستهترین ویژگی اوقات فراغت، این است که انسان از روی رضایت باطنی و انگیزه شخصی، از میان مجموعه متنوع و گستردهای از فعالیتها، به اختیار خویش یکی را برگزیند.
ناگفته نماندکه اوقات فراغت به معنی بیکاری، وقت آزاد یا وقت مرده نیست، بلکه ضرورتی است که انسان، رها از برنامهها و وظایف شغلی، مدرسهای و اجتماعی خویشتن با رضایت و اختیار کامل عهدهدار چگونگی گذران عمر خویش میشود.
نقش اوقات فراغت در تکامل انسان
کارشناسان علوم اجتماعی، اوقات فراغت را معیار مناسبی برای تشخیص سلامت و استحکام ساختار تربیتی جامعه میدانند. از این رو، بهرهبرداری شایسته از زمانهای فراغت، جامعه را به سوی سازندگی اخلاقی و شکوفایی اقتصادی هدایت میکند و در مقابل، استفاده نامناسب از این فرصتها، ناهنجاریهای اجتماعی را بیشتر خواهد کرد.
در جامعه ما، همواره میان مسئله اوقات فراغت و جوانان ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد. دوران جوانی و نوجوانی که آمیزهای شیرین و شگرف از شور و شعور، اندیشه و احساس و فعالیت برای رسیدن به آرزوها و هدفهاست، از مهمترین روزهای زندگی یک فرد به شمار میرود. جوانان، شریان گرم و حیاتی جوامع آگاه و بیدار و بازوان کارآمد دولتها هستند. بنابراین، برای بهرهگیری مناسب از توانمندیهای آنان و فراهم ساختن وسایل آرامش آنها، به برنامهریزی دقیق و سودمند نیاز است تا از این رهگذر، اوقات فراغت ایشان نیز پربارتر سپری شود. البته گاهی به این امر توجه میشود، ولی آنگونه که در خور شأن جوانان و بهرهمندی ایشان از اوقات فراغت باشد، تلاشی نشده است. معمولاً اهمیت اوقات فراغت و نقش سازنده و تربیتی آن نادیده گرفته میشود. با توجه به اهمیت اوقات فراغت در زندگی انسان، بیتوجهی به آن، آسیبها و انحرافات فراوان به بار میآورد. امام صادق علیهالسلام در هشدار بهموقع در بهرهگیری درست از زندگی میفرماید:
انسان اگر به کاری مشغول نباشد، از فرط خوشی و بیکاری و بیهودگی، به کارهایی دست میزند که ضررش بر او و نزدیکانش بسیار است.
پس درمییابیم که اوقات فراغت، زمینه مناسبی برای شکلگیری حس رضایت و توان انتخابگری در هر فرد است؛ امری که لازمه احساس استقلال و خودشکوفایی آدمی است و این امر به نوبه خود، در رشد اخلاقی و فکری افراد اجتماع نیز مؤثر است. اگر برنامههای اوقات فراغت با جهتگیری سودمند و سالم انتخاب شود، بسیاری از نابسامانیهای روحی و جسمی مردم درمان مییابد و خلاقیتهای فردی و اجتماعی به بار خواهد آمد.
پیآمدهای مثبت اوقات فراغت
رشد و تعالی انسانها با گذر زمان معنا مییابد. در این میان، پارهای از وقتها، به لحاظ شرایط و ویژگیهای برترشان، نقش بیشتری در این مهم دارد. اثر تربیتی ساعتهای فراغت، انکارناپذیر است. در حقیقت، اینگونه لحظهها، فرصتی است کمیاب برای انسان تا به ارزیابی عملکرد گذشته خویش بپردازد.
عادتهای ناپسند گذشته خویش را با رضایت و انگیزه باطنی ترک کند و برنامههای ناتمام خود را به انجام برساند. نیز به دور از فشارهای روانی و خستگیهای روحی و جسمی روزانه، با نشاط و سروری باطنی و روحیه عالی به کسب عادتها و صفتهای نیک همت گمارد. از این رو، در روایتها توصیه شده است: «رستگار، کسی است که کار روز خویش را اصلاح کند وزیادهرویها و نقصانهای دیروزش را جبران سازد».
آثار منفی اوقات فراغت
اوقات فراغت، به همراه خوبیهای فراوان، میتواند بر اثر غفلت و بیتوجهی انسان، عاملی برای انحراف و ارتکاب لغزشها نیز باشد. هنگامی که انسان بیکار است، زمینه دچار شدن او به انحرافهای اخلاقی و رفتاری برای او فراهم است. به همین علت، در روایتها، امامان دین هشدار دادهاند که انسان نباید فراغت محض داشته باشد. چنان که حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «سزاوار نیست که انسان زمانی داشته باشد که به هیچ کاری مشغول نباشد»..
بنابراین، نداشتن برنامهای برای اوقات فراغت، یا فرد را به تنهایی و سردرگمی کامل وبدون هیچگونه نگرش مثبتی میکشاند یا زمینههای روابط ناسالم را برای او فراهم میآورد.
متأسفانه، برخی جوانان به علت استفاده نادرست از آزادی اجتماعی و اوقات فراغت و نیز هدایت نشدن آنها به دنبال خوشیهای زودگذر رفته و سرمایه کشور را به رخوت و روزمرگی کشانیدهاند. اهمیت اوقات فراغت ولزوم بهرهگیری بهینه از آن، زمانی بیشتر حس میشود که صاحبان زر و زور و تزویر با شبیخون وسیع فرهنگی و با در اختیار داشتن پیشرفتهترین تکنولوژیها، به رواج فساد و ابتذال بین نوجوانان و جوانان دامن میزنند.
تعادل در برنامههای اوقات فراغت
برنامههای اوقات فراغت باید هم شادیآفرین، سرگرم کننده و لذتبخش باشد و هم ضامن رشد و کمال انسان. این برنامهها باید سعادتفردی و سلامت اجتماعی را به همراه داشته باشد. از سوی دیگر باید در تقویت ارزشهای اخلاقی، عقیدتی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، هنری و سیاسی زندگی انسان مؤثر باشد. دراین برنامهها، بایدنوعی تعادل رعایت شود و زیادهروی و کوتاهی در آن پرهیز کرد، برای مثال نباید وقت زیادی را به تماشای تلویزیون اختصاص داد. همچنین، برنامههای اوقات فراغت نباید خلاف شرع و موازین اخلاقی باشد و اگر این معیار به درستی رعایت شود، از بسیاری نابسامانیها و کجرویها جلوگیری میشود.
راههای پر کردن اوقات فراغت
یکی از برنامههایی که میتواند اوقات فراغت را پر کند، ورزش است. در اسلام به ورزش، به ویژه ورزشهایی که هم بنیه فردی و هم روحیه اجتماعی یک ملت را تقویت میکند، ورزشهایی مانند تیراندازی، اسب دوانی، شکار و شنا توصیه شده است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «به فرزندانتان شنا و تیراندازی یاد بدهید.» بنابر روایتی دیگر، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله برنامه اسبدوانی را در مدینه اجرا کرد و برای برنده اول، دوم و سوم جایزه قرار داد.
از برنامههای دیگر برای پرکردن اوقات فراغت، سفر و گشت و گذار در طبیعت و مناظر و دیدنی و تاریخی استسفالگری و نقاشی، افزون بر تقویت مهارتهای حسی و حرکتی و نیز پرورش قوای تخیلی فرد، زمینه ورود او را به صحنه اجتماع فراهم میآورد.
مطالعه کتاب و نشریههای مهم نیز وسیله مناسبی برای پر کردن اوقات فراغت است. دراین میان، وجود کتابخانهها عامل مؤثری درجذب جوانان به مطالعه و کتاب است. تعداد کتابخانهها و کتابخوانها در هر جامعه، با فرهنگ و رشد و توسعه همه جانبه آن جامعه رابطه مستقیم دارد. بدین منظور، کاستن قیمت کتاب، جذابیت نوع چاپ و جلد آن، انتخاب عنوانهای درست برای کتاب، عرضه محتوای کتابها منطبق با نیازهای افراد، تأسیس، تجهیز و بهینهسازی فضای کتابخانهها نیز تا حد زیادی میتواند در فرهنگسازی این امر مؤثر باشد. افزون بر این، پخش کتابهای رایگان، مجهز کردن اتوبوسها، قطارها و هواپیماها به تعدادی کتاب جذاب با محتوای عالی برای مسافران ساخت و پخش برنامههایی با موضوع کتابخوانی از رادیو و تلویزیون، میتواند مشوق افراد به کتابخواندن باشد.البته از منظری دیگر نیز میتوان به اوقات فراغت نظر نمود:
تحقیقات اجتماعی نشان میدهد یکی از عوامل مهم بزهکاری در نوجوانان خالی بودن اوقات فراغت آنهاست و در این ایام است که زمینه های پذیرش رفتارهای ناهنجار، اعتیاد و انجام جرایم شکل میگیرد. کمال مطلوب اجتماعی در این مورد آن است که تمام وسایل مادی، معنوی و فضای سالم جهت بهرهجویی عمومی آماده شود و با حذف زمینه های فقر اقتصادی، فرهنگی و تربیتی، انگیزههای سالم در میان طبقات مختلف جامعه پرورش یابد. جهت پر کردن اوقات فراغت بچه ها نباید آنها را با اصرار به کلاس فرستاد، بلکه میتوان از خودشان پرسید که چه چیزی خستگیشان را برطرف میکند و آنها را به سمت کارهای مورد علاقهشان سوق میدهد. اوقات فراغت به نظر بعضی از والدین و مسئولان چیزی زاید است .طبیعی است که اگر برای اوقات فراغت بچهها هدفگذاری نشود، به طور حتم این اوقات زاید به نظر میرسد و والدین روزشماری میکنند که تابستان هرچه زودتر به پایان برسد.
برنامهریزی اوقات فراغت نمیتواند چیزی مستقل و بیارتباط با سایر اوقات باشد، بلکه باید در کنار برنامه کلان زندگی، مفید، راهگشا و زمینهساز باشد. در غیر این صورت خواه ناخواه بخش هایی از عمر پر ارزش انسان در وادی پوچی و بیثمری از بین میرود و صرف کارهای بیهوده میگردد.
یکی از روش هایی که میتواند اوقات فراغت افراد جامعه را زیر پوشش قرار داده و بسیاری از ضعف ها و کمبودهای جسمانی و روانی را رفع و درمان کند، ورزش و تفریحات سالم است. تربیت بدنی و ورزش گذشته از جبران ضعف ها و حفظ تندرستی افراد، آنان را برای زندگی، تلاش و اهداف مشترک آماده میسازد. استفاده از بازی در اوقات فراغت فرصتی را برای پیشرفت فرد فراهم می نماید.
یکی از مهمترین نعمت ها، نعمت تندرستی و سلامت است که میتواند در موفقیت انسان عامل مهمی باشد. خانواده و یا در واحد بزرگتر جامعه تنها زمانی قادر خواهد بود راه ترقی و تکامل را طی کند که متشکل از افرادی سالم، باارزش و پاک باشد. نکته مهم این است که همه افراد جامعه از کودکان تا بزرگسالان باید بیاموزند که تندرستی پدیدهای است که عوامل مختلفی در حفظ، بقاء و یا از بین رفتن آن دخالت دارند و تربیت بدنی عامل بسیار مهم و ارزندهای است که میتواند به عنوان یک وسیله آموزش عملی و واقعی مفهوم و اعتقاد به تندرستی را در افراد ایجاد نماید.
در آموزش و پرورش نیز نخستین هدف، رشد ابعاد گوناگون شخصیت فرد از جنبه های جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی است. ورزش و هدف تربیتی آن، یادگیری مهارتهای رفتاری را باعث میشود و با چنین تعبیری ورزش به عنوان یک وسیله کمککننده عملی، پیوسته با تربیت همراه است. معلمان ورزش باید کودکان و نوجوانان را تشویق کنند تا در اوقات فراغت به فعالیت های ثمربخش و سودمند بپردازند. مربی علاوه بر آموزش بازی و انواع مهارت های ورزشی به دانشآموزان، باید فعالیت های ورزشی را برای آنها لذت بخش کند، زیرا لذتبخش بودن ورزش موجب میشود که کودکان در اوقات فراغت، خود بخود بدان روآورده و بدین ترتیب در آنها انگیزه استمرار فعالیت های ورزشی ایجاد میشود. به هنگام اجرای فعالیت های ورزشی در اوقات فراعت، باید کودکان و نوجوانان را با ورزش های گروهی آشنا کرد تا در موقعیت های مختلف بتوانند از آن استفاده کنند. آشنایی کودکان و نوجوانان به مقررات ورزشی و اجرای آن در بازی های ایام فراغت ضروری است، زیرا لازم است فرصت استقلال فکری و تصمیمگیری به کودکان داده شود تا در چنین فعالیت های مهمی شرکت کنند و اِعمال مدیریت و همکاری با دیگران را به طور عملی تمرین کنند.
کودک یا نوجوان باید خود را بشناسد، او میتواند از طریق تجربه های صحیح ورزشی، خود را بشناسد و به قدرت ذهنی و جسمی خود پی ببرد. در امر تربیت، نه تنها شناخت کودک از دیدگاه مربی مهم است بلکه "خویشتنشناسی" کودک از نظر خود و در ارتباط با دیگران اهمیت خاصی دارد. خودشناسی موجب میشود کودک بتواند به موفقیت خود در اجتماع و ارتباط با دیگران، بیشتر پی برده و دریابد دیگران او را چگونه میبینند، در نتیجه نسبت به حدود توانایی، استعدادها،
قدرت های ذهنی و جسمی خود شناخت صحیحتری پیدا میکند؛ به عبارت دیگر، در شناخت خود به واقعیت نزدیکتر میگردد و این خودشناسی عامل مهم در امر یادگیری است. زمانی که کودک احساس کند او را دوست دارند، به او احترام میگذارند، مورد قبول اطرافیان و نزدیکان است و موفقیت هایش بر شکست هایش فزونی دارد، در راه استقرار و پی ریزی خودشناسی مفید و مطلوب قرار گرفته است. هیچ چیز به اندازه موفقیت، موجبات پیشرفت کودک را فراهم نمیآورد و موجب خودشناسی مطلوب او نمیشود.
تربیتبدنی فرصت های زیادی برای کودک فراهم میسازد تا او بتواند خود را نشان دهد، در انجام کارها توفیق یابد، حس ابتکار در او تقویت شود و در محدوده تواناییهای ذهنی، جسمی، عاطفی و اجتماعی خود تجارب و پیشرفت هایی به دست آورد. کودکان و نوجوانان از طریق ورزش و تربیت بدنی در برابر صفت های منفی ایستادگی پیدا خواهند کرد. از آنجا که سراسر زندگی مبارزه و مسابقه است، اجرای مسابقه و گنجاندن آن در برنامه های ورزشی کودکان، نباید نادیده گرفته شود. مسابقه با همسالان اگر بر مبنای صحیحی برنامه ریزی شده باشد از نظر تربیت و پرورش کودک، مهم و مفید است. کودکان به طور طبیعی میل دارند خود را با دیگران مقایسه کنند و نه تنها از آنان باز نمانند بلکه از دیگر همسالان و همکلاسان خود چندین گام جلوتر قرار بگیرند. این برتری باید در مسیر تربیتی قرار گیرد تا از رقابتهای نادرست، مخرب و مضر جلوگیری به عمل آید. کامیابی هر کودک باید با توجه به تواناییهای خود او سنجیده شود نه نسبت به دیگر کودکان همسن او. باید به کودکان یاد داد در انجام مسابقه های ورزشی، بدون توقع پیروزی حتمی، بیشترین سعی خود را به کار گیرند. این امر باعث میشود، کودکان در صورت باخت مسابقه، زیاد مأیوس نشوند.
تمرین های منظم فعالیت بدنی به کودکان و نوجوانان کمک میکند تا استخوان ها، عضلات و مفاصل سالمی داشته باشند؛ وزن بدنشان متناسب باشد و نیز فعالیت های بدنی در عملکرد قلب و ریه نیز تاثیر بسزایی دارد. این امر در ایجاد هماهنگی حرکت مشارکت نموده و به پیشگیری و تنظیم اضطراب و افسردگی کمک میکند.
بازیها و سایر انواع فعالیت های بدنی به نوجوانان این فرصت را میدهد که خود باوری و اتکاء به نفس داشته باشند و لذت موفقیت و مشارکت و اتحاد جمعی را احساس کنند. این اثرات مثبت همچنین به کاهش خطرات ایجاد شده به وسیله روشهای زندگی پر استرس و بیتحرکی که در نوجوانان امروزی بسیار شایع است کمک میکند. پرداختن به فعالیت بدنی هدایت شده میتواند باعث پرورش سایر رفتارهای بهداشتی مثل پرهیز از سیگار، مواد مخدر و رفتارهای خشونتبار گردد و نیز کودکانی که فعالیت بدنی بیشتری دارند نتایج تحصیلی بالاتری نیز کسب کردهاند. همچنین بازیهای گروهی باعث تعامل اجتماعی مثبت میشود. الگوهای فعالیت بدنی که در دوران کودکی و بلوغ کسب میشوند بیشتر در طول زندگی هر فرد باقی میمانند بنابراین باعث فراهم آمدن پایهای فعال و سالم در زندگی میشوند؛ برعکس، عادات غیر سالم مثل زندگی بیتحرک، تغذیه نامناسب و سوءمصرف مواد که در دوران نوجوانی به وجود بیایند در دوران بزرگسالی نیز معمولاً ادامه می یابند. تربیت بدنی و ورزش راه گریختن از ناتوانی و تنبلی و در نتیجه کسب شادمانی است.
برنامه فعالیتهای ورزشی، باید با در نظر گرفتن استعدادهای ذهنی، جسمی و نیازهای تربیتی کودکان، انتخاب شود تا بیشترین تأثیر تربیتی را در پی داشته باشد. برنامه تدوینی ورزش باید دارای ویژگی های زیر باشد:
۱ .متناسب با رشد، نمو و آمادگی جسمانی کودک باشد.
۲ .همهجانبه و وسیع باشد و مهارتهای لازم را در کودکان ایجاد کند.
۳ .اوقات فراغت کودکان را در برگیرد تا چنین فرصت هایی را به بیهودگی نگذرانند.
۴ .متنوع و متناسب با نیازها، خصوصیات، قدرت و طبیعت کودکان تدوین شود و حرکت های پایه و اصلی، حرکت هایی همراه با آهنگ، شیرینکاریها، بازیهای گروهی و مسابقه های ورزشی را شامل شود.
۵ .با توجه به اختلافهای فردی و استعدادهای مختلف کودکان تنظیم شود، به طوری که کودکان ماهر، متوسط، ضعیف و حتی عقب مانده را در بر گیرد.
۶ .معنویت، صفات انسانی و ارزشهای تربیتی را در افراد تقویت کند.
۷ .متناسب با کارایی بدن و همراه با ایجاد مهارت های لازم در افراد باشد.
۸ .متضمن پیشرفت تدریجی و قدم به قدم کودکان باشد، چرا که موفقیت و پیشرفت عامل اساسی تداوم زندگی است.
۹ .برنامه آموزش بهداشت و تربیت بدنی باید در کنار هم تدریس شوند زیرا آموزش بهداشت ورزشی در برنامه های آموزشی اهمیت ویژهای دارد.
اعتیاد
مقدمه
افزایش سرسام آور مصرف مواد مخدر در جهان و قاچاق روز افزون این مواد پیامدهای وحشتناکی خواهد داشت که مستقیما نسل جوان و بشریت را تهدید میکند. گسترش شبکه قاچاق بینالمللی و دام اعتیاد ، میلیونها نفر جوان را به فساد و کام مرگ میکشاند و سوداگران مرگ را به ثروت و قدرت میرساند. اعتیاد یک مسئله بزرگ بهداشتی و بلایی اجتماعی و دارای جنبههای متعدد اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، روانی ، اخلاقی و حقوقی است. از اینرو آگاهی خانوادهها درباره سرانجام نکبتبار اعتیاد در پیشگیری و مهار آن کمکی موثر به شمار میآید.
شروع اعتیاد
اعتیاد با وابستگی جسمانی و روانی همراه است. بعضی از داروها نیز ممکن است با ایجاد وابستگی روانی در بیمار موجب افزایش مصرف شوند و اعتیاد بدهند. فرد معتاد با دریافت مواد اعتیادآور سرخوش و راضی میشود و با توقف مصرف دارو دجار خماری و اختلال شدید جسمانی میگردد. مواد اعتیادآور سبب پیدایش پدیده تحمل نیز میشوند. به موجب این پدیده فرد معتاد برای دسترسی به اثر اولیه این مواد که در ابتدا با مقدار کم حاصل میشود مصرف خود را افزایش میدهد. شدت و نوع وابستگی نسبت به مواد اعتیادآور برحسب نوع و اثر آن متفاوت است. برخی از این مواد مانند تریاک و مشتقات آن وابستگی شدید ایجاد میکنند و برخی دیگر با وجود تاثیری که بر روان و ذهن فرد میگذارند اعتیاد دهنده به شمار نمیآیند.
انواع اعتیاد
اعتیادات مجاز
اعتیادات مجاز عبارتند از: وابستگی و تداوم در مصرف موادی که به عنوان دارو شناخته شده بطور طبیعی یا صناعی بدست میآید. و شامل بسیاری از مواد دارویی بویژه آرام بخشها و خواب آورها میشوند که این مواد با تجویز پزشک و یا اغلب خود سرانه مصرف میشوند. اعتیادات مجاز خود به دو دسته تقسیم میشوند. اعتیاد به مواد مخدر طبیعی و صناعی به عنوان دارو شناخته میشوند. و اعتیاد به موادی که تنها از دیدگاه روانی عادتزا هستند و تداوم مصرف را ایجاب میکنند همانند تنباکو و مشابهین آنها. اعتیادات به این مواد از ساده ترین تا خطرناکترین عوارض را در معتاد و بطور غیر مستقیم در خانواده و جامعه موجب میگردد. مثل عوارض قلب و عروق ، سرطان در دستگاه تنفس.
اعتیادات غیر مجاز
اعتیادات غیر مجاز عبارتند از: وابستگی افراد به مصرف همیشگی مواد و بهره گیری از عواملی که بنابر قوانین کشوری یا بینالمللی غیر مجاز شناخته میشوند این امر در نتیجه ناپسند بودن مظاهر اعتیاد از دیدگاه پزشکی ، بهداشتی ، روانی و اجتماعی میباشد. علل مختلف اعتیاد عبارتند از: ارضاء هوسها ، زیاده طلبی ، گرفتن انگیزههای احساسی ، احساس یکنواختی ، بیکارگی و وقت گذرانی- فقر ، عدم عدالت اجتماعی و ناهنجاریهای مالی و اقتصادی و بسیار رفاه و عوامل درونی مثل نوسانات فیزیولوژیک و پاتوفیزیولوژیک یعنی بیماریهای جسمی و روانی بویژه در اشکال مزمن و رنجور کننده و نارسایی اصول پزشکی در مورد تامین بهداشت جامعه و عدم توان درمان کلیه بیماریهای موجود ، یکی از دلایل اصلی اعتیاد میباشد.
ویژگیهای افراد معتاد
فرد معتاد کسی است که اساسا یا از خود و یا از محیط خود و یا هر دو احساس ناخشنودی ، نارضایتی و ناراحتی دارد و در چنین حالت نامطلوبی ناگزیر از مصاحبت و موانست با افرادی که برخلاف او دنیا را محل مناسبی برای زیستن یافتهاند و علی رغم مسائل و مشکلات آن بگونهای خود را با شرایط زندگی وفق دادهاند آن را عقل میکنند. معتاددان در توهمات خود یک دنیای صنایی نسبتا رضایتبخش برای خویش متصورند که نه تنها بر هیچگونه تغییری یا در خود و یا در محیط مبتنی نیست بلکه دنیای خیالی آنان تنها بر اساس حضور مواد در بدنشان و نیاز به آن و رفع آن نیاز استوار است و غالبا آنان از احساس ناامنی ، احساس بی کفایتی ، احساس تنهایی ، نفرت ، نوسانهای افسردگی ، اضطراب شدید و بویژه کششها و تعارضات درون فردی بگونهای رنج میبرند. به هر حال اعتیاد و یک پدیده مخرب اجتماعی است زیرا اثرات نامطلوب و عواقب وخیم آنها تنها دامنگیر شخص معتاد نمیشود بلکه همه افراد را که بگونهای با آنان وابستگی و ارتباط نزدیک دارند فرا میگیرد مخصوصا که فرد معتاد مسئول اداره یک خانواده و در نقش هم پایه نیز باشد.
اثرات دارویی مواد مخدر
مصرف مواد مخدر و دیگر ترکیبات اعتیادآور بعلت اثرات دارویی ویژه خود تغییراتی در سطح فیزیولوژی و بیولوژی شخص بوجود میآورد که قسمت مهم این تغییرات بر روی سلسله اعصاب مرکزی و محیطی انجام میگیرد و نتیجتا بر روی حالات جسمانی- روانی فرد اثر میگذارد و شخص مواجه با تجاربی در تداوم از اهمیتی خاص برخوردار خواهد بود. و مهمترین این تغییرات عبارتند از:
تسکین موقت آلام روحی مانند اضطراب ، افسردگی و بیقراری و تسکین موقت دردهای جسمانی و احساس رضایت و آرامش درونی موقت و تشدید موقت و میزان هوشیاری بگونههای غیر قطبی و چون اغلب معتادین قبل از اینکه به اعتیاد روی آورند با مشکلاتی متعدد مانند اضطراب ، افسردگی ، بی قراری و تضادهای گوناگون مواجه بودهاند لذا مصارف اولیه مواد مخدر ممکن است در کوتاه مدت سبب تسکین ناراحتیهای فوق گردد و ترک ناگهانی و یا کاهش مصرف مواد مخدر پس از ایجاد وابستگی بدنی نسبت به دارو سبب اختلالاتی میگردد مانند بیقراری ، اضطراب ، خستگی مفرط ، گیجی ، حالات تهوع ، استفراغ و اسهال عدم تمرکز شدید و پاشیدگی افکار. در چنین مرحلهای فرد معتاد با چنین حالاتی روبرو میگردد و بنابراین تنها راه فرار از آن را استفاده مجدد دارو بداند. وابستگی فرد معتاد نسبت به ماده مخدر صرفا بدنی نیست و جنبههای وابستگی روانی آن به دارو در رابطه با مشکلات شخصیتی فرد در جریان تداوم اعتیاد از اهمیت اولیه برخوردار است.
ریشههای روانی اعتیاد
از نقطه نظر روانشناسی عقیده بر این است که اعتیاد به مواد مخدر بگونهای غیر مستقیم واکنش و پاسخی است مخرب در مقابل کنشهای غیر قابل تحمل بیرونی و درونی که بدان وسیله فرد سعی میکند آلام و مشکلات درونی خود ، مانند اضطراب، افسردگی و محرومیتها را کاهش داده و یا تسکین بخشد که در واقع انتخاب شیوهایست ناسالم به منظور فرار از واقعیتهای موجود.
در واقع معتاد همانند دیگر افراد ، انسانی است که نیاز دارد عشق بورزد و مورد عشق قرار گیرد (عشق سازنده و حقیقی) او میخواهد به دیگران محبت کند و مورد مهر و محبت قرار گیرد وجودش برای دیگران موثر و با ارزش باشد و متقابلا وجود دیگران برای وی مفید و با اهمیت باشد، سرانجام ندای درونش از او میخواهد که او بایستی تغییر کند تغییری که او را از تمامی این مصائب و مشکلات برهاند و در تبادل خود و جامعهاش قبول مسولیت نماید متاسفانه بر اثر نارساییها و انحرافات خانوادگی و اجتماعی و همچنین عدم یک نظام تربیتی صحیح فرد به تدریج از مسیر حقیق دور میشود و با انتخاب شیوه و معیارهای مخرب از خود و جامعهاش بیگانه میگردد و این گریز از خویشتن خویش و بیگانگی وی را به انزوا و فرار هرچه بیشتر از واقعیتها میکشاند.
آسیب پذیری جوانان در دوران بلوغ
دوران بلوغ دورهایست که فرد با تضادها و کشمکشهای متعدد درونی مواجه میگردد. در این زمان او بخوبی احساس میکند که به مرحلهای جدید از زندگی میبایستی وارد شود و مسولیتی در قبال خود و جامعهاش اتخاذ نماید. مرحلهای که او را با نگرانی ، اضطراب و مشکل تصمیم گیری روبرو میسازد و او سعی میکند بگونهای بر مشکلات خویش فائق آید. عدم توجه به اعضای خانوداه توقعات بیجا و بیمورد اطرافیان ، بدون در نظر گرفتن حساسیت این دوره و توقعات و ارزشهای متضاد اجتماعی اختلالات تطابقی در خانواده و زمینههای نامطلوب شخصیتی فرد بسهولت وی را در این دوره در مقابل انحرافات مختلف آسیب پذیر میسازد.
پیشگیری به عنوان بهترین شیوه مقابله با اعتیاد
اساس پیشگیری تعلیم و تربیت ، راهنمایی ، مشورت و ارشاد خانوادههاست این آموزش باید در یک طیف گسترده اعم از رسمی و غیر رسمی صورت پذیرد و بویژه از رسانههای گروهی در جهت آموزشی و نتیجتا پیشگیری از اعتیاد نخست با تحلیل کلیه عوامل احتمالی اعم از فرهنگی ، اجتماعی ، خانوادگی ، تحصیلی و غیره که افراد سالم را بسوی این انحراف عظیم مذهبی ، اخلاقی ، اجتماعی و خانوادگی سوق دهد، کمال استفاده بعمل آید. آنگاه مسئولان تعلیم و تربیت علما و روحانیون ، روانشناسان و سایر صاحب نظران شیوههای مقابله را در چارچوب نظام حکومتی و متناسب با ارزشهای حاکم بر جامعه ارائه دهد.
اعتیاد یک بیماری روانی، اجتماعی و اقتصادی است که از مصرف غیرطبیعی و غیرمجاز برخی مواد مانند الکل، تریاک، حشیش و... ناشی میشود و باعث وابستگی روانی یا فیزیولوژیک فرد مبتلا (معتاد) به این مواد میشود و در عملکرد جسمی، روانی و اجتماعی وی تأثیرات نامطلوب بر جای میگذارد.[۲] بررسی پدیده اعتیاد در قالب علوم پزشکی، روانشناسی و جامعهشناسی صورت میگیرد. از سال ۱۹۶۴ میلادی، سازمان بهداشت جهانی استفاده از عبارت وابستگی دارویی یا وابستگی به دارو را به جای اصطلاح اعتیاد توصیه نمودهاست، اما استفاده از اصطلاح اعتیاد هنوز رایج است.[۳]
اعتیاد پاسخ فیزیولوژیک بدن است به مصرف مکرر مواد اعتیادآور.[۴] این وابستگی از طرفی باعث تسکین و آرامش موقت و گاهی تحریک و نشاط گذرا برای فرد میگردد و از طرف دیگر بعد از اتمام این اثرات سبب جستجوی فرد برای یافتن مجدد ماده و وابستگی مداوم به آن میشود.[۲] در این حالت فرد هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روانی به ماده مخدر وابستگی پیدا میکند و مجبور است به تدریج مقدار ماده مصرفی را افزایش دهد.[۵]
سازمان بهداشت جهانی مواد اعتیادآور را از جهت تأثیر آنها بر انسان به ۸ دسته کلی تقسیم میکند، که عبارتاند از:
· ۱.توهمزاها
· ۲.کانابیس یا شیره گیاه شاهدانه
· ۳.مواد مخدر
· ۴.سستیزاها (مسکنها–خواب آورها)
· ۵.آرامبخشها
· ۶.چسب و مواد فرار (مواد استنشاقی)
· ۷.محرکها
مراحل اعتیاد
1. آشنایی: در این مرحله فرد از راههای مختلف (مثلاً از طریق دوستان خود) با مواد مخدر و نحوه استعمال آن آشنا میشود.
2. شک و تردید: در این مرحله، فرد سعی میکند با میل خود مبارزه کند.
3. اعتیاد واقعی: در این مرحله فرد دچار اعتیاد میشود و برای رسیدن به حالت نشئگی، هر بار بر میزان مصرف خود میافزاید.[۷]
زیانهای جانبی
اعتیاد به مواد مخدر افزون بر زیانهایی که به طور مستقیم برای مصرفکنندهٔ آن دارد و هیچ فایده و سودی برای استفادهٔ آن تأیید نشدهاست،[۸] یکی از عوامل اصلی گسترش بیماریهایی چون ایدز و هپاتیت میباشد و همچنین زیانهای اجتماعی و اقتصادی درخوری برای جامعه دارد که از آن میان میتوان به از بین بردن بخشی از نیرو و مغز فعال جامعه اشاره کرد.[۹]
به تازگی، برخی با مدلسازی اعتیاد با به کارگیری دانش اقتصاد نشان دادهاند که درآمد و مصرف امروز مواد مخدر به چه میزان بر تقاضای مواد مخدر در آینده تأثیر خواهد گذاشت.[۱۰]
آزمایش اعتیاد
یکی از آزمایشهای سنتی اعتیاد آزمایش ادرار است که روشی حتمی و دقیق نبوده و فرد میتواند با استفاده از مصرف مواد شیمیایی ویژهای نتیجهٔ آزمایش را تغییر دهد هرچند که روشهای دیگری برای آزمایش اعتیاد وجود دارد که با اطمینان بسیار بالا میتوان از آنها بهره گرفت.[۱۱]
گستردگی میزان اعتیاد در جهان
هم اکنون بیش از ۲۲۰ میلیون مصرف کننده مواد اعتیادآور در جهان وجود دارد. ۱۵۰ میلیون نفر معتاد به مواد توهم زایی مانند حشیش، ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر معتاد به ماده محرک کوکایین و مشتقات آن، ۱۵ تا ۲۱ میلیون نفر معتاد به هروئین و سایر مواد مخدر و سایرین نیز انواع مواد اعتیاد آور روانگردان و شیمیایی را مورد سوء استفاده قرار می دهند.[۱۲]
ماده مخدر مادهای شیمیایی (مانند مرفین) یا طبیعی (مانند تریاک) است که قابلیت اتصال به گیرندههای اپیوییدی موجود در دستگاه عصبی مرکزی و دستگاه گوارش را دارد و از این طریق اثرات و عوارض این داروها در بدن ایجاد میشود. این مواد اغلب موجب تسکین و تخفیف درد میشوند.
مواد مخدر اغلب به دلیل احتمال ایجاد وابستگی به مصرف جزو مواد اعتیادآور طبقه بندی میشوند.
مرفین
مرفین نوعی داروی ضددرد مخدر بسیار قوی است که از تریاک بهدست آمده و مهمترین ترکیب مؤثر تریاک است.
درصد مرفین موجود در تریاک خشک شده ممکن است بین ۴٪ تا ۲۱٪ باشد[۱]. مرفین اولین آلکالوئیدیست که در سال ۱۸۰۳ از تریاک استخراج شد. مکانیسم تأثیر آن از طریق تأثیر بر دستگاه عصبی مرکزی است که احساس درد را کاهش میدهد. مرفین دارویی به شدت اعتیادآور به شمار میاید. تحمل دارویی و وابستگی جسمی و روحی به آن به سرعت ایجاد میشود.
با این وجود مرفین از داروهای محبوب پزشکان برای دردهای شدید و حاد است و در فهرست داروهای ضروری سازمان بهداشت جهانی قرار دارد.
مشخصات
فرمول شیمیایی مرفین C17H19NO3 است. درصد چسبندگی آن به پروتئین پلاسما ۳۰٪ تا ۴۰٪ است. ۹۰٪ آن در کبد متابولیزه شده و ۹۰٪ از مسیر کلیه و از طریق ادرار از بدن خارج میشود. و نیمه عمر آن حدود ۲ تا ۳ ساعت است.
فراوردههای دارویی مرفین در سه فرم خوراکی (قرص و کپسول)، تزریقی (وریدی، زیرپوستی و عضلانی) و شیاف موجود است. البته مصرف آن از طریف استنشاق (تو دماغی) نیز ممکن است.
تجویز
مرفین در این موارد تجویز میشود:
· ضددرد برای بیماران بستری
· دردهای بیماران قلبی
· درد ناشی از بیماری خونی سلولهای داسی شکل
· درد ناشی از جراحی و پس از جراحی
· دردهای مزمن شدید
· درد ناشی از جراحت
· سرطان
· سنگ کلیه
· کمر درد شدید
· داروی کمکی به همراه داروهای بیهوشی
· ضدسرفه در سرفههای شدید
· ضداسهال در اسهالهای مزمن (از جمله اسهال بیماران مبتلا به ایدز)
دسترسی
با وجود قیمت نسبتا ارزان مرفین بیماران در برخی از کشورهای فقیر به این دارو دسترسی ندارند. ۷۹٪ مرفین دنیا در سال ۲۰۰۵ فقط در شش کشور ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، کانادا، استرالیا، آلمان و فرانسه مصرف شده و کشورهای فقیرتر دنیا که حدود ۸۰٪ جمعیت جهان را در خود جای دادهاند تنها ۶٪ از تولید جهانی مرفین را مصرف کردهاند.
برخی کارشناسان علت این امر را هراس بیجهت در برخی از کشورها نسبت به احتمال اعتیادآوری و سؤمصرف این دارو میدانند.
تریاک
شیرهای که از کاسبرگ گل خشخاش بیرون میآید پس از خشک شدن به تریاک تبدیل میشود.
تریاک عصاره در هوا خشک شده گل خشخاش است که با تیغ کشیدن به دور کاسبرگ این گل به دست میآید.
بیش از ده درصد تریاک را مرفین، نوعی آلکالوئید تشکیل میدهد. مرفین از طریق فرایندهای شیمیایی به هروئین تبدیل میشود و تریاک بیشتر برای تولید هروئین کشت میشود. در تریاک آلکالوئیدهای دیگری نیز وجود دارد، از جمله؛ کدئین، پاپاورین و نوسکاپین و تبائین.
از قسمتهای دیگر گیاه خشخاش و گیاهان همخانواده آن مواد دیگری با خصوصیات مشابه و ضعیفتر از تریاک بهدست میآیند.
کشت تریاک بهمنظور استفاده غذایی، تخفیف درد و بیحس کننده و همچنین مراسم مذهبی حداقل از عصر برنز به این سو ادامه داشتهاست. سومریان، آشوریها، مصریها، اهالی جزیره کرت، مینوسیان، یونانیان، رومیها، ایرانیان و اعراب هر یک در معرفی این گیاه نقشی داشتهاند.
تریاک بیش از همه بهدلیل خصوصیات ضد درد و بیحس کننده آن که موجب میشد تا اعمال جراحی ممکن شود، مورد توجه پزشکان و جراحان بود. مصرف تریاک به شکل سنتی آن تا هنگام جنگ داخلی آمریکا ادامه یافت. از آن پس با استخراج مرفین و قابلیت تزریق آن این دارو به مهمترین داروی ضد درد برای مجروحان جنگی تبدیل شد. مرفین هنوز هم پرمصرفترین دارو برای مجروحان جنگی و مصدومان سوانح است.
نام
واژه تریاک با ریخت تریاق به عربی هم راه یافته است. این واژه در زبان فارسی معنای پادزهر را میرساند. این واژه به گونه theriac وارد زبانهای اروپایی نیز شده است.
خواص درمانی
تریاک از ترکیبات مختلفی تشکیل میشود که عملکرد همگی آنها در بدن همانند کار هورمونهای ضد درد (اندورفینها) است که از طریق تأثیر بر سلسله اعصاب مرکزی موجب تخفیف احساس درد در بدن میشوند، برای سایر استفادههای پزشکی تریاک و مشتقات ان میتوان از کنترل کردن سرفه، اسهال و نشانههای سرماخوردگی و درمان افسردگی نام برد. سرخوشی و نشئگی که توسط این مواد ایجاد میشود همواره موجب سوء مصرف این دارو از زمان پی بردن بشر به اثرات شگفت این ماده بوده است.
تاریخچه
کشت خشخاش نخستین بار ۳۴۰۰ سال پیش از میلاد در جنوب میانرودان صورت گرفت. سومریها آن را گیاه لذت مینامیدند، هنر کشت خشخاش بعدها به آشوریان و سپس به بابلیها منتقل شد و از آن جا به مصر راه یافت. در سدهٔ ۱۳ پیش از میلاد دوران طلایی تریاک با کشت گسترده آن در تبس پایتخت مصر آغاز شد، بازرگانان تریاک را از مصر به کارتاژ، یونان واروپا میبردند. پس از آن کشت خشخاش در قبرس پیشرفت قابل ملاحظهای داشت و تریاک که یکی از مهمترین داروهای یونان در آن هنگام شمرده میشد از طریق حمله اسکندر به ایران و هند راه یافت. تریاک در قرن چهارم میلادی به چین هم رسید، اما فقط پس از پایان سدههای میانه و آغاز سفرهای دریایی دولتهای اروپایی بود که آنان تجارت پرسود تریاک را دریافتند.
مصرف تفریحی تریاک به طور گسترده از سده ۱۵ میلادی در چین آغاز شد. در ابتدا به دلیل کمیابی و گرانی بهندرت اتفاق میافتاد. اما از قرن هفده به بعد تجارت تریاک شکل منظمی پیدا کرد و با گسترش مصرف آن ویژگی اعتیادآوریش مشخص شد. در ۱۷۲۹ مصرف تریاک در چین ممنوع شد. موازنه منفی تجاری انگلیس در مقابل چین موجب شد که انگلیسیها برای افزایش صادرات خود و بهبود ذخایر ارزیشان، چینیها را به مصرف تریاک که در هند کاشته میشد تشویق کنند.
مخالفت امپراتور چین با بارگیری محمولههای تریاک در بنادر این کشور به دو جنگ تریاک در ۱۸۴۰ و ۱۸۵۸ میان بریتانیا و چین منجر شد. چین در هر دو جنگ شکست خورد و انگلیسیها تجارت تریاک را در سراسر چین بهدست آورند. رفتهرفته با افزایش مصرف، تولید تریاک در داخل چین نیز آغاز شد تا جائی که در سال ۱۹۰۵ بیش از یکچهارم مردان چینی به تریاک اعتیاد داشتند.
در سایر نقاط دنیا تا قبل از اواخر قرن نوزدهم مصرف تفریحی یا اعتیادآور تریاک بسیار بهندرت اتفاق میافتاد.
شکل ظاهری
تریاک مادهای صمغمانند است که از تخمدان گل گیاه خشخاش به دست میآید و معمولاً به صورت تکهها یا گرد قهوهای تیره عرضه میشود و معمولاً تدخین یا خورده میشود.
هروئین
هروئین یا دی استیل مرفین، ماده مخدری از مشتقات مرفین و شدیداً اعتیادآور است. خرید، فروش و تملک این ماده تقریباً در همه کشورهای دنیا غیرقانونی است. هروئین در ایران به اسامی عامیانه گرد و دوا هم خوانده میشود.
هرویین به سه شیوهٔ کشیدن، تزریق و تو دماغی (اسنیف) مصرف میشود. هروئینی که در خیابانهای ایران به فروش میرسد کمتر از ده درصد از مادهٔ خالص دارد وبقیهاش ناخالصی است


نظرات ()